بابا غمبر کیست؟
تاریخ ملت ترکمن از نظر اسطوره ای دارای وقایع جالب و روایات و حماسه های حیرت انگیزى است که توجه انسان را به خود جلب می کند. تمام وقایعی که در روایات و حماسه های ترکمن ها درج شده اند، فلسفه ى خاص خود را دارند. در متن یکی از روایات ترکمن ها چنین می آید: «در زمان های قدیم شخصی به نام باباغمبر مى زیسته که در بین مردم به عنوان پیر موسیقی (ساز) معروف بوده است. این شخص تاریخی در قرن ششم و هفتم میلادی در استان مرو کنونی ترکمنستان زندگى می کرده است. وی هنرمندی چیره دست در ساز و آواز و موسیقی بوده است.»
ملت ترکمن براى موسیقی سنتی و باباغمبر که به عنوان پیر موسیقی آنان شناخته شده احترام خاصى قایل هستند. در زمان حاضر نیز هر هفته در روزهای سه شنبه و جمعه مردم براى زیارت به آرامگاه وی که در استان مرو واقع شده است می روند. آداب و رسوم به آستان افتادن را در روزگار ما نیز می توان مشاهده کرد که هنرمندان موسیقی ترکمن برای گرفتن دعای خیر و فاتحه به این محل می آیند.
هر گاه در باره ى تاریخ موسیقی، سخنی به میان مى آید یکی از روایات خاصّی که در بین مردم در ارتباط با باباغمبر مشهور است، مورد توجه قرار می گیرد. رحمان نوری اف کدخدای روستای باباغمبر در بخش یوُل اؤتن استان مرو، روایتی را که تا روزگار ما به یادگار مانده است، به منظور انتقال میراث هنری به نسل آینده براى زایرانی که به این محل به زیارت می آیند، به طور مفصل و جالب توجه تعریف می کند. در زیر مصاحبت او با زوّار با بیان خود درج می گردد:
« شخصی به اسم غمبر، چوپان اسب حضرت علی بوده است که بعدها لقب «بابا» به وی داده مى شود. غمبر اسب حضرت علی را می چرانده و به آن خیلی خوب رسیدگی می کرده، به همین دلیل حضرت علی او را دوست می داشته است. باباغمبر در طول چراندن اسب برای خود دوتاری ساخته بود. او با این دوتار آهنگى را می نواخت که در هنگام نواختن دوتار، اسب حضرت علی که به نام «دولدول» معروف بود، به آواز دوتار گوش فراداده و اشک از چشمان دولدول مى ریخته و علف نمى خورده است. به این دلیل «دولدول» روز به روز لاغر و لاغرتر مى شد. حضرت علی متوجه لاغری اسب خود مى شود. از بابا غمبر پرس و جو می کند: «غمبر چرا دولدول لاغر می شود؟» غمبر پاسخ مى دهد: «من نمی دانم. بعد از این روزی حضرت علی پنهان از بابا غمبر، آنها را تعقیب و تماشا می کند.» غمبر آهسته آهسته از ساحل رودخانه می رفته و دوتار مى نواخته است. دولدول نیز به آواز دوتار گوش فرامى داده و علف چریدن خود را قطع مى کرده است. حضرت علی این واقعه را از نزدیک مى بیند و به آهستگی به بابا غمبر نزدیک می شود. غمبر آمدن حضرت علی را احساس نمی کند. وقتى که خیلی به غمبر نزدیک می شود او را به اسم صدا مى زند، غمبر با دیدن حضرت علی، بسیارخجول از جای خود برمی خیزد و می دود و فریاد می زند که: «ای زمین بشکاف! مرا در خود فرو ببر!» غمبر به آن فرو می رود. در این فرصت گوشه ى پرده ى دوتار وی به زمین افتاده بود. در این موقع حضرت علی از غمبر می پرسد: «تو را کی خواهم دید؟» غمبر پاسخ می دهد: «در روز قیامت. در مکّه با تو دیدار خواهیم کرد.» به این ترتیب بابا غمبر به طور زنده غایب می شود و در محلی که گوشه ى پرده ى دوتار غمبر افتاده است، درختی مى روید که این درخت، درخت پسته بوده است. شباهت این درخت به گوشه ى پرده ى دوتار از همین جا سرچشمه مى گیرد. و هر قسمت آن درخت را بکنی، آن قسمت برای گوشه ى پرده ى دوتار مناسب است.»
بله روایت گوشه ى پرده ى دوتار از آن زمان باقی مانده است. باباغمبر به طور زنده به زمین فرو رفته و غایب شده است. محلی که ما ایستاده ایم بنا به روایات تاریخی، در این محل مستقر نیست ولی به عنوان محل وقوع و محل بروز آن حادثه و به حرمت و عزّت باباغمبر در این محل دو گنبد بنا گردیده است که باخشى های ترکمن به این محل می آیند و آواز و ترانه می خوانند.
منبع: سایت بایراق