پـیـامـبـرخدا(ص ) :
گناهان کبیره عبارتند از : شرک ورزیدن به خدا , آزردن پدر و مادر , قتل
نفس (آدم کشى ) و سوگند دروغ عمدى (براى ضایع کردن حقوق دیگران و خوردن مال
مردم ).
ـ امـام باقر(ع ) : در پاسخ به سؤال از کبایر فرمود : هر گناهى که خداوند براى آن وعده آتش داده است (کبیره مى باشد).
پیامبر خدا(ص ) :
گناهان بزرگ نه تاست : بزرگترین آنها شرک ورزیدن به خداى عزوجل است و کشتن
مؤمن و ربا خوارى و خوردن مال یتیم و تهمت زدن به زن پاکدامن و فرار
ازمیدان جهاد و رنـجـاندن پدر و مادر و در هم شکستن حرمت بیت الحرام و
جادوگرى , هر کس پاک از این نه گناه خداى عزوجل را دیدار کند با من در
بهشتى خواهد بود که درهاى آن ازطلاست .
ـ امـام عـلـى (ع ) :
گـناهان کبیره عبارتنداز: شرک ورزیدن به خدا, آدم کشى , خوردن مال یتیم ,
تهمت زدن به زن پاکدامن فرار ازمیدان جهاد, تعرب بعدازهجرت , جادوگرى
,آزردن پدر و مادر , رباخوارى , جدا شدن از جامعه مسلمانان و شکستن پیمان
(بیعت یا معامله ).
ـ امـام صادق (ع ):
قتل نفس (آدم کشى )از گناهان کبیره است , زیرا خداى عزوجل مى فرماید :((و
هر که مؤمنى را از روى عمد بکشدسزایش جاودانه شدن دردوزخ است )).
بزرگترین گناهان کبیره
ـ امام على (ع ) :
در پاسخ به پرسش ازبزرگترین کبایر , فرمود : ایمن و غافل بودن از مکر
(عذاب و مهلت ) خدا , مایوس شدن ازیارى خدا و نومیدى از رحمت خدا.
اصرار بر گناه
قرآن
((و
آن کسان که چون مرتکب کارى زشت شوند یا به خودستمى کنند , خدا را یاد مى
کنند و براى گـنـاهـان خـویش آمرزش مى خواهند و کیست جز خدا که گناهان را
بیامرزد؟
و چون به زشتى گناه آگاهند در آنچه مى کردند پاى نفشارند)).
امام باقر(ع ) : درباره آیه (( بر آنچه مى کردند پاى نفشارند )) , فرمود : اصرار بر گناه این است
که بنده گناه کند و آمرزش نطلبد و در فکر توبه هم نباشد این است اصرار (بر گناه ).
امـام صـادق (ع ) : اصـرار بـر گـنـاه بـه مـعـناى ایمن دانستن خود از عذاب خداست و کسى
جززیانکاران , خود را از مکر (عذاب و مهلت ) خداوند ایمن نداند
ـ پیامبر خدا(ص ) : خشکیدگى چشم (نگریستن از خوف خدا) و سنگدلى و حرص زدن زیاد براى
طلب روزى و اصرار بر گناه از نشانه هاى شقاوت است .
ـ چهار چیز دل را مى میراند : گناه روى گناه .
ـ امام على (ع ) : بزرگترین گناه نزد خدا گناهى است که مرتکبش بر آن اصرار ورزد.
ـ در شـگفتم از کسى که سختى انتقام خداوند را از خود مى داند و همچنان بر گناه خویش اصرار مى ورزد.
شاد شدن به گناه
ـ امام سجاد(ع ) : از شاد شدن به گناه بپرهیز که شاد شدن به گناه از ارتکاب آن بدتر است .
ـ امام على (ع ) : بالیدن به گناهان ,زشت تر از ارتکاب آنهاست .
گناهى بزرگتر از بالیدن به تبهکاریها نیست .
ـ رستگار نشود آن که به رذایل خود ببالد.
ـ هر که از معاصى خداوند لذت برد خداوند او را به خوارى افکند.
ـ شیرینى گناه را دردناکى کیفر از بین مى برد.
نقش گناهان در تباهى دل
قرآن
((حقا , که کارهایى که کرده بودند بر دلهایشان مسلطشد)).
ـ امـام صـادق (ع ) :
پـدرم (ع ) مـى فرمود :هیچ چیز بیشتر از گناه دل را تباه نمى کند , همانا
دل گناه مى کند و بر آن اصرار مى ورزد تا جایى که سرانجام گناه بر آن چیره
مى گردد و دل را زیر و زبر مى کند.
ـ
هـر گـاه آدمـى گـنـاهـى کند نقطه سیاهى در دلش پدید مى آید اگر توبه کرد
آن نقطه پاک مى شود و اگر باز هم گناه کرد آن نقطه بزرگترمى شود , تا جایى
که همه دلش را فرا مى گیرد و زان پس هرگز روى رستگارى را نمى بیند.
ـ امـام بـاقـر(ع ) :
هیچ بنده اى نیست مگرآن که در دلش نقطه اى سفید وجود دارد ,پس هر گاه
گـناهى مرتکب شود , در آن نقطه , نقطه اى سیاه پدید آید که اگر توبه کرد آن
سیاهى مى رود و اگـر در گناهان فرو رفت نقطه سیاه افزایش مى یابد چندان که
همه سفیدى رافرو مى پوشاند و چـون سفیدى پوشانده شد گنهکار دیگر هرگز به
خیر و صلاح باز نمى آید این است سخن خداى عزوجل که
((حقا , که بر دلهایشان مسلط شد)).
ـ امام على (ع ) : اشکها نخشکید مگر به سبب سختدلى و دلها سخت نشد مگر به سبب گناهان زیاد .
نقش گناهان در زوال نعمتها
ـ امـام صـادق (ع ) : خـداونـد هـر نـعـمتى را که به بنده اى داد از او نگرفت مگر به سبب گناهى که
سزاوار سلب آن نعمت شد.
ـ امـام على (ع ) : هیچ نعمتى و هیچ خرمى از زندگى زایل نشد مگر به سبب گناهانى که مرتکب
شدند , چه , خداوند به بندگان ستم نمى کند.
ـ امام صادق (ع ) : همانا بنده گناهى مى کند و به سبب آن از نماز شب محروم مى شود سرعت تاثیر
کار بد در آدمى از سرعت تاثیرکارد در گوشت بیشتر است .
ـ پـیـامـبـر خـدا(ص ) : از گـنـاهـان دورى کـنـید , زیرا گناهان خوبیها را محو مى کند , همانا بنده
(گاه ) گناه مى کند و به سبب آن دانشى را که داشته است فراموش مى کند.
نقش گناهان در فرود آمدن بلاها
قرآن
((اگر شما را مصیبتى رسد , به خاطر کارهایى است که مى کنید و خدا از بسیارى در مى گذرد)).
ـ امام صادق (ع ) :
هیچ رگى (بر اثر تب و بیمارى ) نزند و هیچ پایى به سنگ نخورد و هیچ سردرد
یا مرضى رخ ندهد , مگر در اثر گناه این فرموده خداى عزوجل در کتاب اوست که :
((اگرشما را مـصـیـبـتـى رسـد بـه خـاطر کارهایى است که مى کنید و خدا
بسیارى را مى بخشد)) گناهانى که
خداوند مى بخشد بیشتر از گناهانى است که از آنها باز خواست مى کند.
ـ امـام على (ع ) :
از گناهان دورى کنید , زیرا هیچ بلیه اى رخ ندهد و از هیچ روزى کم نشودمگر
بـه سـبـب گناهى , حتى خراش برداشتن و به سر در آمدن و مصیبت خداوند عزوجل
مى فرماید
((اگر شما را مصیبتى رسد )).
ـ
گـاهـى اوقات خداوند به جسم یا مال یا فرزند و یا همسر مؤمن آسیبى وارد مى
آورد و این آیه را تلاوت کرد :((اگر شما را مصیبتى رسد )) و سه بار دستانش
را به هم چسباند و هر بارفرمود :((و بسیارى از گناهان را نیز مى بخشد)).
ـ
پـیـامـبـر خـدا(ص ) : هیچ رگى (بر اثر بیمارى ) نزند و هیچ پایى نلغزد
مگر به سبب گناهانى که مى کنید و آنچه که مى بخشد بیشتر است .
ـ امام صادق (ع ) : همانا مؤمن گناه مى کند و به سبب آن از روزى محروم مى شود.
ـ امام باقر(ع ) : همانا بنده گناه مى کند و به سبب آن روزى از او گرفته مى شود.
ـ امام على (ع ) : از گناهان دورى کنید , زیرا جلو روزى بنده به سبب گناه گرفته مى شود.
ـ امـام رضـا(ع ) : هـر گـاه بـنـدگـان مـرتـکـب گـنـاهـانى شوند که قبلا انجام نمى داده اند ,
خداوندبلاهایى را بر ایشان پدید آورد که سابقه نداشته است .
ـ امـام صـادق (ع ) : کـسـانـى کـه بـر اثـر گناهان مى میرند بیشترند از کسانى که بر اثر رسیدن اجل مى میرند.
آثار گناهان در خشکى و دریا
قرآن
((بـه سـبب اعمال مردم , فساد در خشکى و دریا آشکار شدتا به آنان جزاى بعضى از کارهایشان را بچشاند , باشد که باز گردند)).
ـ
امـام بـاقر(ع ) : هیچ سالى کم بارش تر از سال دیگر نیست , بلکه خداوند
باران را هر جا که خواهد مـى باراند (اما) هر گاه مردمى مرتکب گناهان شوند ,
خداى عزوجل بارانى را که براى آنان مقدر کرده بود از ایشان باز دارد.
آثار گناهان بر روى غیر گنهکاران
ـ پیامبر خدا(ص ) :
گناه براى غیر گنهکار (نیز) شوم است , (زیرا) اگر با گنهکار مخالفت کند,
گرفتار شود , اگر از او غیبت کند گنهکار شود و اگر به گناه رضایت دهد در آن
شریک گردد .
گناهانى که آثار خاصى دارند
ـ امام رضا(ع ) : هر گاه حکمرانان دروغ بگویند باران بند مى آید و هر گاه سلطان ستم کنددولت
سست و بى اعتبار شود و هر گاه زکات داده نشود چارپایان بمیرند.
ـ امـام صـادق (ع ) :
گـنـاهـانـى کـه نعمتها را دگرگون مى کند , زورگویى و سرکشى است و گناهانى
که پشیمانى به بار مى آورد آدم کشى است و گناهانى که انتقام و کیفرها
رافرود مى آورد سـتـم اسـت و گـنـاهـانى که پرده ها را مى درد (وآبرو و
حیثیت ها را مى برد) شرابخوارى است و گـناهانى که جلوى روزى را مى گیرد
زناست و گناهانى که مرگ و نیستى را شتاب مى بخشد , بریدن پیوند خویشاوندى
است و گناهانى که مانع استجابت دعا مى شود و فضا را تیره و تار مى کند ,
آزردن پدر و مادراست .
ـ امـام سـجـاد(ع ) :
گناهانى که از استجابت دعا جلوگیرى مى کنند عبارتند از : بد نیتى , خبث
بـاطن , دورویى با برادران , باور نداشتن به اجابت دعا , به تاخیر انداختن
نمازهاى واجب تا آن که وقتشان بگذرد , تقرب نجستن به خداى عزوجل با
نیکوکارى و صدقه , بد زبانى و زشتگویى .
ـ گـناهانى که بارش آسمان را بازمى دارند عبارتند از : قضاوت ظالمانه قاضیان , شهادت دروغ و کتمان شهادت .
گناهان زود کیفر
ـ پـیـامـبـر خـدا(ص ) : سه گناه است که کیفرشان در همین دنیا مى رسد و به آخرت نمى افتد :
آزردن پدر و مادر , زورگویى و ستم به مردم و ناسپاسى نسبت به خوبیهاى دیگران .
ـ امام باقر(ع ) :
چهار چیز است که کیفرشان از هر گناهى زودتر به انسان مى رسد : کسى که تو
به او خوبى کنى و او پاداش آن را به بدى دهد , کسى که تو به او ستم نکنى و
او به تو ستم کند , کسى که در کارى با او پیمان بندى و توبه پیمانت وفادار
مانى و او خیانت و پیمان شکنى کند و کسى که تو با او پیوند برقرار کنى و
اوپیوند ببرد.
در
کـتـاب امـیر المؤمنین (ع ) آمده است : سه گناه است که صاحب آنها در همین
دنیا کیفرش را ببیند ستم , بریدن پیوند خویشاوندى و سوگند دروغ .
ـ امـام عـلى (ع )
, در یکى از خطبه هاى خود مى فرماید : پناه مى برم به خدا از گناهانى که
مرگ و نـیـسـتـى را شتاب مى بخشد عبداللّه بن کوا یشکرى برخاست و عرض کرد :
اى امیر المؤمنین ! آیا گناهانى هم هست که مرگ راشتاب مى بخشد؟
فرمود : واى بر تو! آرى , قطع رحم .
ـ در پاسخ به این سؤال که : کیفر کدام گناه زودتر دامنگیر گنهکار مى شود؟
فرمود : ستم کردن به کسى که یاورى جز خدا ندارد وکوتاهى در شکر نعمت و دراز کردن دست ستم برفقیر.
ـ کیفر دست درازى به کسى که به تو دست درازى نمى کند , از کیفر هر گناه دیگر زودتردامنگیر آدمى مى شود.