مطالب گوناگون

از اینکه زنی با تو دیوانه وار بحث می کند خوشحال باش، دنیای زن ها کاملا متفاوت است، زن اگر سکوت کرد، بدان سکوتش نشانه پایان توست

مطالب گوناگون

از اینکه زنی با تو دیوانه وار بحث می کند خوشحال باش، دنیای زن ها کاملا متفاوت است، زن اگر سکوت کرد، بدان سکوتش نشانه پایان توست

وقتی مردان حرمت مرد بودنشان را بدانند و زنان شوکت زن بودنشان را مردان همیشه مرد میمانند و زنان همیشه زن و آنگاه هر روز ، نه روز "زن" و نه روز "مرد" بلکه روز "انسان" است.


آخرین نظرات


انواع خطوطی که در ایران باستان مورد استفاده قرار می گرفت عبارتند از: خط میخی، خط سومری، خط اَکَدی، خط ایلامی، خط آرامی، خط پهلوی، خط اوستایی، خط مانوی، خط سُغدی، خط برهمایی. مهم ترین آنها به اختصار معرفی می گردند.

 

خط میخی

 

خط میخی که علامت هایی شبیه به میخ دارد، در کتیبه نگاری های کهن به کار می رفته است. اصل این خط در بین النهرین و به دست سومریان تنظیم شد و دیگر تمدن های بین النهرین نیز از آن بهره بردند. کاربرد این خط در ایران احتمالا به دوران قبل از کوروش هخامنشی می رسد اما به طور فراگیر از دوره داریوش مورد استفاده قرار گرفت.

 

به دلیل هم جواری ایران به بین النهرین و فتوحات ایران در غلبه بر این تمدن ها، علاوه بر فارسی باستان، زبان بین النهرین نیز در حجاری کتیبه ها مورد استفاده قرار می گرفت بنابر این برخی از کتیبه های موجود، به سه زبان فارسی باستان، آکدی و ایلامی نوشته شده است.

منشور کوروش به خط میخی، قرن ششم پیش از میلاد، موزه بریتانیا

 

خط آرامی

 

یکی از کهن ترین و مهم ترین خطوط باستان، خط آرامی است که می توان آن را مادر تمام خطوط الفبایی دانست. آرامی ها که مردمی تاجر پیشه بودند به زبانی ساده سخن می گفتند. این سادگی سبب شده تا زبان آنها به سرعت در خاورمیانه گسترش یابد و به صورت یک زبان بین المللی درآید. خط آرامی در ابتدا برای امور بازرگانی به کار می رفت و سپس وسیلۀ نوشتن عمومی شد.

 

هخامنشیان نیز زبان آرامی را زبان رسمی خود ساختند و در تمام قلمروشان به کار بردند. پس از انقراض هخامنشیان تا اوایل سدۀ سوم پیش از میلاد، این زبان کم کم رو به خاموشی گذاشت.

 

خط پهلوی

 

خط پهلوی در دوران ساسانیان برای نوشتن زبان فارسی آن دوران، یعنی «پارسی میانه»، از خط آرامی گرفته شد. این خط تا سه قرن پس از اسلام در سنگ نوشته ها، سکه ها، اسناد، معاملات و رسالاتی که به زبان پهلوانیک و پارسیک نوشته می شد، به کار می رفت. خط پهلوی خط ناقصی بود که خواندن آن بسیار مشکل بوده و هست.

 

خط اوستایی یا دین دبیری

 

زبانی که کتاب مقدس مزدیسنا بدان تالیف شده زبان اوستایی نامیده می شود و خطی را نیز که اوستا بدان نوشته شده، خط اوستایی نامیده شد. این خط را نویسندگان اسلامی دین دبیره و دفیره یاد کرده اند که امروزه به آن دین دبیری می گوییم.

 

خط مانوی

 

بعد از ظهور مانی (۲۱۵-۲۷۷م) و مذهب او، خط مانویان نیز در ایران و سایر ممالکی که مذهب مانوی داشتند رواج یافت. مانی خط خود را از الفبای تَدمُری اقتباس کرده است. الفبای مانوی از راست به چپ نوشته می شود و حرف های آن به هم نمی چسبد. آثار نفیس این خط در ترکستان چین کشف شده که با قلمی زیبا و خوانا روی کاغذهای مرغوب و با مرکب های رنگارنگ نوشته شده است
۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۴ ، ۱۹:۱۲
aziz ghezel




در جامعه عهد قاجار، فاصله چندانی بین کودکی و ازدواج دختران وجود نداشت. دختران اغلب از هفت تا سیزده سالگی ازدواج می‌کردند.

 

عواملی چون دستیابی به استقلال اقتصادی، رشد سریع دختران در آن روز و پایین بودن میانگین عمر به دلیل شیوع بیماری در افزایش این ازدواج‌های زودرس موثر بود. دختران و پسران هیچ‌گونه اختیاری در برگزیدن همسر آینده خود نداشتند. رایج‌ترین شکل ازدواج عقد دائم بود.

از دیگر شیوه‌های رایج ازدواج، ازدواج موقت یا صیغه‌کردن دختران و زنان براساس قرارداد و توافق بود. فقر مالی نیز سبب می‌شد تا خانواده‌ها به ازدواج موقت دختران خویش رضایت دهند.

صیغه‌کردن زنان در عرف جامعه کاملاً قابل قبول بود و زن‌های صیغه‌ای پس از به پایان رسیدن دوره قرارداد به آسانی به عقد دائمی اشخاص دیگر در می‌آمدند.

شکل دیگر ازدواج شامل دختران یا زنانی می‌شد که از طریق جنگها و یا دزدیده شدن و یا تجارت برده، اسیر و فروخته می‌شدند.

نظام چند زنی در شهرها، معمولا مختص به اشراف بوده است؛ ولی در ایالات نیز رواج داشت. در بین ایلات بلوچ حتی مردان کم بضاعت نیز گاه تا 8 زن می‌گرفتند و این نیز به این دلیل بود که زن در ایلات نه تنها هزینه‌ای برای شوهر نداشت؛ بلکه نیروی تولیدی کارآمدتری نسبت به شوهر به حساب می‌آمد.

اما مهریه ای که در دوره قاجر رسم بوده چیست؟

از اواسط عهد قجر خانواده های ایرانی ترجیح دادند به جای شیربهای نقد، مهر دخترشان را بالا ببرند. این که یکی از اهمیت شیربها کم و مهریه در ایران خیلی مهم شد را باید در تاریخ دوره قاجار پیدا کرد.

دوره‌ای که مردم از دو جهت در حال تغییر بودند؛ یکی آشنایی بیشتر با اصل دین به دلیل گسترش سواد و زیاد شدن تعداد روحانیون مطلع و دوم آشنایی ایرانیان با فرهنگ‌های غیرایرانی و ارتباط با مردمان عثمانی، عراق عرب و حتی غرب.

 

فکر می‌کنید مهریه یک عروس خانم از طبقه معمولی و متوسط شهری حدود 100 سال پیش چه قدر بوده؟ چشم‌ها را ببندید و خودتان را در یک خانه با نرده‌های چوبی تصور کنید؛ خانه‌ای که دیوارهای حیاطش هم کاهگلی است و داخل خانه پر از مهمان است. امروز بله‌بران دارند.

حرف‌ها تمام شده و سر همه چیز به توافق رسیده‌اند. حالا وقت نوشتن قرارداد مهریه است. خانواده عروس فرستاده‌اند تا حاج آقا محمدعلی آقای اصفهانی بیاید که هم عروس و داماد را به هم محرم کند و هم چون تنها سواددار محله است، متن قرارداد را بنویسد؛

آقا محمدعلی می‌نویسد: «بسمه تعالی/ با یاد خدا و صلوات بر پیغمبر خاتم (صلی‌‌الله) و خاندان گرامی او و با تاییدات ولی‌عصر (عجل‌الله تعالی فرجه) این کاغذ قراردادی است که میان طرفین جناب کربلایی رضاقلی گیوه‌دوز، پدر عروس محترم مکرمه [آن موقع رسم نبود اسم عروس را در قرارداد بنویسند] از یک طرف و جناب حاج رضا بزازباشی، پدر داماد آقا جعفرعلی بزازباشی منعقد شده.

 

 

مهریه قبول شده از این قرار است که: « یک جلد کلام‌الله مجید، آینه یک جام، لاله یک زوج، لباس سه دست، یک عقیق پنج تن، یک شمایل مرتضی علی(علیه‌السلام) و 100 تومان پول بر ذمه می‌باشد. خدا مبارک فرماید ان‌شاءالله؛ شوال 1329 قمری»

البته این مهریه یک عروس از طبقه متوسط جامعه در عهد قجر است که هم خانواده خودش و هم خانواده آقاداماد دستشان به دهنشان می‌رسیده وگرنه مهریه یک عروس خانم که مثلا پدر کارگر یا باربر داشت، خیلی کم تر از این چیزی می‌شد که در این قراردادها می‌نوشتند. حالا این که چه طور روزگار چرخیده و فرهنگ و تعاریف چرا این‌قدر عوض شده که این روزها گاهی مهریه دختر یک کارمند ساده از مهریه یک دختر کارخانه‌دار بیشتر می‌شود، از آن چیزهایی است که جامعه‌شناسان باید جوابشان را پیدا کنند.

امامهریه دختران طبقه ثروتمند چه قدر بوده است ؟

سه پارچه آبادی در یزد، یک کمربند طلا که با سکه‌های اشرفی تزئین شده بود، یک نیم‌تاج مرصع و غرق در جواهر و ده دست لباس فرنگی (این آخری خیلی مورد توجه عروس‌خانم قرار گرفته بوده). در ضمن آقای داماد قبول کرده بود که 6هزار تومان هم شیربها بدهد.

از اواسط عهد قجر خانواده های ایرانی ترجیح دادند به جای شیربهای نقد، مهر دخترشان را بالا ببرند. این که یکی از اهمیت شیربها کم و مهریه در ایران خیلی مهم شد را باید در تاریخ دوره قاجار پیدا کرد

طلاق

در دوره قاجار در صورتی که زن در مورد خاصی چون عدم دریافت نفقه از مرد، انحرافات اخلاقی و یا ناتوانی جنسی مرد، می‌توانست درخواست طلاق نمایدو در صورت طلاق وظیفه نگهداری کودکان از سوی مردان و مشکل پرداخت مهریه نیز مردان معمولی جامعه را نیز از فکر طلاق زنانشان منصرف می‌کرد
۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۴ ، ۱۸:۴۸
aziz ghezel

درفش کاویانی

 

(نام‌های دیگر: درفش کاویان، درفش کافیان، درفش کاوان، اختر کاویانی، علم فریدون)؛ درفش اسطوره‌ای و تاریخی ایران از عهد قدیم تا پایان امپراتوری ساسانیان بود که به گفتهٔ مورخین اسلامی هزار هزار (یک میلیون) سکهٔ طلا ارزش داشته‌است. این درفش پس از حمله اعراب به ایران به دست آن‌ها افتاد و از بین رفت. درفش کاویانی نقشی نمادین در بین جنبشهای با تفکرات ملی گرایانه ایران از آغاز اسلام تاکنون بازی کرده‌است.

 

اسطوره

اشاره به درفش کاویانی در اساطیر ایران، به قیام کاوه آهنگر علیه ظلم و ستم آژی‌دهاک (ضحاک) برمی‌گردد. ضحاک ماردوش شاهی است که در اثر بی عدالتی و ظلم شیطان شانه‌هایش را بوسه می‌زند و از جای بوسه‌ها مارهایی می‌رویند. ضحاک برای اینکه زنده بماند باید روزانه مغز دو جوان را به مارها بدهد و کاوه آهنگر نیز کسی است که هفده فرزندش قربانی مارها شده‌است. در این هنگام، کاوه برای آن که مردم را علیه ضحاک بشوراند، پیش‌بند چرمی خود را بر سر چوبی می‌کند و آن را بالا می‌گیرد تا مردم گرد او آیند. سپس با کمک مردم، کاخ فرمانروای ضحاک خونخوار را در هم می‌کوبد و فریدون را بر تخت شاهی می‌نشاند. فریدون نیز پس از آینکه به شاهی رسید فرمان می‌دهد تا چرم پیش‌بند کاوه را با دیباهای زرد و سرخ و بنفش بیارایند و زر و گوهر به آن بیافزایند و آن را درفش شاهی خواند؛ و بدین شکل کلمه درفش کاویانی پدید آمد.

 

فردوسی در شاهنامه چنین می‌گوید:

 

فرو هشت ازو سرخ و زرد و بنفش

 همی خواندش کاویانی درفش

بعدها نیز هر پادشاهی به آن گوهری می‌افزود تا در شب نیز درفش کاویان بیشتر بدرخشد. درفش کاویان نشان جمشید و نشان فریدون نیز نامیده می‌شد.

 

تاریخ

از نظر تاریخی در متون اوستایی و هیچ‌یک از نوشته‌های بجا مانده از دوران هخامنشی، سلوکی و اشکانی اشاره مستقیمی به درفش کاویانی نشده‌است. پژوهشگران امروزی در مورد اینکه آیا درفش کاویانی جدا از روایتهای اسطوره‌ای یک واقعیت تاریخی بوده‌است محتاطانه برخورد می‌کنند.بیشتر دانش ما در مورد درفش کاویانی به منابع اسلامی بر می‌گردد. محمد بن جریر طبری در کتاب خود به نام تاریخ الامم و الملوک می‌نویسد: درفش کاویان از پوست پلنگ درست شده، به درازای دوازده ارش -که اگر هر ارش را که فاصله بین نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است، ۶۰ سانتی‌متر به حساب آوریم- تقریباً پنج متر عرض و هفت متر طول می‌شود. ابوالحسن مسعودی نیز به همین موضوع اشاره می‌کند. ابن خلدون گزارش می‌کند که درفش کاویانی دارای ستاره‌ای بود و چنین اعتقادی وجود داشت که تا زمانی که کسی که این درفش را حمل می‌کند شکست ناپذیر است. گفته می‌شود که علامت + که بر روی پرچم کاویانی بوده همان چلیپا یا صلیب ایرانی است که نماد و آیکون خورشیددر فرهنگ ایرانی و آئین مهری بوده‌است. کاوه فرخ بیان می‌کند که بالاترین نشان دوره ساسانی درفش کاویانی می‌باشد و تصویری بازسازی شده‌ای از درفش کاویان بر اساس شاهنامه ارایه می‌دهد. به هنگام حمله اعراب به ایران، در جنگ قادسیه درفش کاویان به دست آنان افتاد و چون آن را نزد عمر بن خطاب، خلیفه مسلمانان، بردند، وی از بسیاری گوهرها، درها و جواهراتی که به درفش آویخته شده بود، دچار شگفتی شد و به نوشته تاریخ بلعمی عمر خلیفه مسلمین دستور داد تا گوهرهای آنرا بردارند و آنرا بسوزانند.

 

درفش کاویانی نقشی نمادین در بین جنبشهای با تفکرات ملی گرایانه ایران از آغاز اسلام تاکنون بازی کرده‌است. یعقوب لیث صفاری در هنگام قیام خود بر علیه عباسیون در شعری که از طرف او برای خلیفة عباسی ارسال شد، چنین نوشت: «درفش کاویان (عَلَم الکابیان) همراه من است و امیدوارم که زیر لوای آن بر ملتها حکومت کنم»

 

در دوران مدرن درفش کاویانی نقشی نمادین در جنبشهای ملی گرایانه و سیاسی داشت. این نماد نه تنها در جنبشهای سیاسی پوپولیست جایگاه خاصی داشت. بلکه نمادی بود که در ملی گرایی مدرن ایران تواماً داری نقشی عقیدتی، فرهنگی و روشنفکری بوده‌است
۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۴ ، ۱۷:۵۸
aziz ghezel

 

 

چرا تهران پایتخت شد؟

 

 «تهران»، پیش از اسلام و بعد از آن، از‍ «ری » تبعیت داشته و « ری » از شهرهای بزرگ و معتبر مشرق زمین بوده است.

ثروت سرشار مردم ‍ «ری» زبانزد مردم آن روزگار بوده است. ‍نام « تهران» را در متون قدیم اسلامی در ترجمه احوال یکی از محدثین بزرگ به نام «محمد بن ابو عبداله حافظ تهرانی» می بینیم.این اثر مربوط به 1157 سال پیش است و این خود دلیل بر آن است که در آن روزگار دهکده ای به نام تهران وجود داشته و از آبادی های حومه ری به شمار می رفته است.

در متون قدیم از محلات عودلاجان و چال میدان و بازار و سنگلج به عنوان قدیمی ترین مناطق یاد شده است. مردم این دهکده مردمی سر سخت و باج نده و ستیزه جو بودند. همچنین تهران دوازده محله داشته و اهل هر محله با محله دیگر نزاع داشتند و به سلطان وقت خراج نمی دادند وخانه هایشان را نیز در زیر زمین می ساختند و این کار را برای جلو گیری از تهاجم شبانه و غارت سپاهیان می کردند و هرگاه خانه ها چنین نمی بود کسی آنجا باقی نمی ماند.

روزی که تهران پایتخت شد

تهران در گذشته از قراء ری بوده و ری که در تقاطع محورهای قم، خراسان، مازندران، قزوین، گیلان و ساوه واقع شده به سبب مرکزیت مهم سیاسی، بازرگانی، اداری و مذهبی از قدیم مورد نظر بوده و مدعیان همواره این مرکز سوق الجیشی را مورد تهاجم و حمله قرار می داده اند.

قریه تهران به واسطه برخورداری از مغاک ها و حفره های زیر زمینی و مواضع طبیعی فراوان و دشواری نفوذ در آنها پناهگاه خوبی برای دولتمردان و دیگر اشخاصی بوده که احتمالا مورد تعقیب مدعیان قرار داشته اند.

از سوی دیگر، کاروان های بزرگی که از محورهای مورد بحث عبور می کردند شکارهای سودمندی بودند و اغلب مورد حمله چپاول مردم بومی واقع می شدند. قریه تهران در واقع کانون چپاولگران و محل اختفای اموال مسروقه بود و این وضع تا زمان شاه طهماسب صفوی که قزوین را به عنوان پایتخت خود انتخاب نمود ادامه داشت.

به عبارتی دیگر تهران ترقی و حرکت سریع خود به سوی پیشرفت را از سال انتقال پایتخت به قزوین آغاز کردوشاه طهماسب صفوی به دلیل آنکه سید حمزه، جد اعلای صفویه در شهر ری و در جوار مرقد حضرت عبدالعظیم مدفون بود گاه به زیارت می رفت. او با افزایش رفت و آمدهایش دستور داد پیرامون آن باروی محکمی برای وی بسازند.

همچنین دستور داد بناهای جدید بسازند که درسال 971 ه- ق با ایجاد 114 برج (به تعداد سوره های قرآن) در تهران آغاز شد و وی دستور داد در زیر هر برج یکی از سوره های قرآن را دفن کنند. حصاری که دور تهران کشیده شد شش هزار قدم طول داشت و برای ساختمان آن و برج هایش از دو نقطه خاکبرداری کردند که بعد ها یکی از دو محل به "چاله میدان" و دیگری به "چاله حصار" معروف شد.

پس از انقراض صفویه، نادر شاه افشار در سال 1154 ه- ق تهران را به رسم تیول به پسر خود رضا قلی داد و پس از افشاریه، کریم خان زند به علت درگیری و نزاع با آغا محمد خان قاجار و از آنجا که تهران در نزدیکی طبرستان (یعنی مقر اصلی آغا محمدخان) قرار داشت صلاح خود را در اقامت در تهران دید.

بعد از مرگ کریمخان زند، آغا محمد خان قاجار در سال 1200 ه- ق در اول فروردین بر تخت سلطنت نسشت و تهران را بعنوان پایتخت برگزید و "دارالخلافه" نامید.

انتخاب تهران به عنوان پایتخت از سوی خان قاجار چند علت داشته که مهم ترین آنها نزدیکی به اراضی حاصل خیز ورامین و مجاورت آن با محل استقرار ایلات ساوجبلاغ بوده است، مضافا ایلات غرب ساکن در ورامین، یعنی هواخواهان وی در حوالی تهران اقامت داشتند و جز این، تهران با استرآباد و مازندران که در حقیقت ستاد اصلی نیروهایش بود فاصله چندانی نداشته است.

در زمان سلطنت فتحعلی شاه قاجار بر اثر موج حرکت ایران به سوی غرب، تهران بیش از پیش آباد گردید. از جمعیت تهران در دوره فتحعلی شاه اطلاع دقیقی در دست نیست، ولی به طوری که در کتاب جام جم معتمدالدوله فرهاد میرزا آمده است جمعیت تهران در زمان ناصرالدین شاه، صد و پنجاه هزار نفر رسیده بود. ناصر الدین شاه دو نفر را مامور کرد که محدوده و نقشه ای برای پایتخت در نظر بگیرند و با وسعت بیشتری به حفر خندق های جدیدی در اطراف تهران بپردازند
۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۴ ، ۱۷:۴۷
aziz ghezel


 

 تلگراف در ایران

اولین خطوط تلگراف درایران در زمان نا صرالدین شاه در ایران کشیده شد و اولین مامور تلگراف ایران شخصی به نام عباسعلی خان دنبلی خویی بود .او اولین کسی است که مورس را در ایران یاد گرفت .رئیس تلگراف خانه کرمان و سپس خوی بود .مردم داری و ایمان او بین مردم از او چهر ه ی محبوب ساخته بود و مردم خوی در مرگ او عزاداری کردند .

هنگامی که او مامور تلگراف خانه سبزوار بود روزی در تماس با تهران و با شخص ناصرالدین شاه در وسط کار ورد و بدل شدن پیام ناگهان صدای اذا ن بلند می شود عباسعلی خان از پشت دستگاه بلند می شود تا نماز اول وقت خود را بخواند ومامور حکومت می گوید :مرد چه می کنی مگر نمی دانی شخص اعلی حضرت پشت خط تلگراف است .و منتظر جواب شماست .وقت نماز به این زودی نخواهد گذشت کارت را انجام بده.عباسعلی خان می گوید :"در آن صورت وقت فضیلت نماز سر وقت خواهد گذشت "

بلند شده و نمازش را می خواند .چون جواب تلگراف قطع می شود نا صرالدین شاه از مامور تلگراف خانه تهران علت را می پرسد.مامور می گوید :"آن ور ماموری داریم که بسیار خشکه مقدس است برای خواندن نماز بلند شده و رفته نمازش را بخواند .

ناصرالدین شاه به جای ناراحت شدن می گوید :"عمله دولت (کارمند دولت ) باید مثل او باشد تشویقش کنید .وقتی پای دستگاه برگشت اول خوشحالی ما را به او ابلاغ کنید بعدا هم 50تومان به او جایزه دهید .

ناصرالدین شاه اولین تلگراف ایران را به مشهد خطاب به امام رضا (ع) مخابره کرد .شاهی که آخرین نفس را نیز در کنار ضریح شاه عبدالعظیم کشید نخستین پیام را نیز به امام رضا(ع) فرستاد.

شعار پست خانه آمریکااین جمله معروف هرودوت در باره پست ایران در زمان داریوش کبیر است که گفته بود :"نه برف ،نه باران ، و نه هیچ چیز دیگر پیک های ایرانی را از حرکت باز نمی دارد .

 

خطوط تلگراف درایران

خطوط تلگراف درایران در سال ۱۲۳۴ شمسی، یعنی ۱۴ سال پس از مخابره اولین پیام تلگرافی ساموئل مورس، میان مدرسه دارالفنون و کاخ گلستان برقرار شد که مخابره‌ای آزمایشی بود، نخستین جمله‌ای که مخابره شده بود، این بود: «منت خدای را عزّ وجلّ که طاعتش موجب قربت است و به شکراندرش مزید نعمت …»

تلگراف از ۱۲۳۵ شمسی، و در پی انتشار اخبار و اطلاعات مربوط به آن در روزنامه وقایع اتفاقیّه ، در ایران شناخته شد، در تمامی این گزارشها برای سیم و دستگاه تلگراف از تعابیری چون چرخ الماس ، چرخ آتشی ، سیم آهن ، راه سیم آهن ، چرخ صاعقه و سیم صاعقه استفاده شده است. شکل فرنگی این واژه ظاهراً در ۱۲۳۶ به صورت «تلغراف » به زبان فارسی راه یافت.

یک سال بعد، کرشش اتریشی (معلم کل توپخانه در دارالفنون )، با نظارت و اهتمام علیقلی میرزا اعتضادالسلطنه (رئیس کل دارالفنون )، از عمارت سلطنتی (کاخ گلستان ) به باغ لاله‌زار سیم تلگراف کشید که اجرای موفقیت‌آمیز آن ، منجر به گسترش خطوط تلگراف تا سلطانیه و زنجان در ۱۲۳۷ شد. در سال ۱۲۳۹ خطوط تلگراف تا شمیران و تبریز امتداد یافت و در ۱۲۴۱، خط تلگراف تهران ـ گیلان نیز به کار افتاد

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۴ ، ۱۷:۴۰
aziz ghezel

نوش طریان یا آلنوش تریان

 (زاده ۱۸ آبان ۱۲۹۹ در تهران - درگذشته ۱۵ اسفند ۱۳۸۹ در تهران) فیزیک‌دان ایرانی ارمنی‌تبار بود که به «مادر نجوم» و «بانوی اختر فیزیک ایران» ملقب گردیده‌است.

 

زندگی علمی

 

آلنوش طریان تحصیلات پایه را در مدرسهٔ ارامنه و دوره دبیرستان را در دبیرستان انوشیروان دادگر زرتشتیان سپری کرد. او مدرک لیسانس خود را در سال ۱۳۲۶ از دانشگاه تهران دریافت کرد و همان‌جا به عنوان متصدی عملیات آزمایشگاهی دانشکده علوم استخدام شد. سپس برای بورس تحصیلی درخواست کرد ولی به دلیل زن بودن او، استادش، دکتر محمود حسابی، با این درخواست موافقت نکرد، بنابراین آلنوش طریان به خرج خانوادهٔ خود به دانشگاه سوربن رفت و سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶ میلادی) از آن دانشگاه مدرک دکترا گرفت.

 

با وجود پیشنهاد استادی در دانشگاه سوربن، دکتر طریان با هدف خدمت به کشورش به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران به عنوان دانشیار ترمودینامیک منصوب شد.

 

او در سال ۱۳۳۸ برای شرکت در بورسیهٔ دولتی آلمان غربی در مطالعه رصدخانه خورشیدی انتخاب شد و پس از چهار ماه مطالعه به ایران بازگشت و در سال ۱۳۴۵ نقش عمده‌ای را در بنیان‌گذاری نخستین رصدخانه فیزیک خورشیدی در ایران ایفا کرد.

 

خانم دکتر طریان در سال ۱۳۴۳ به مقام استادی در دانشگاه تهران رسید و نخستین شخصی بود که درس فیزیک ستاره‌ها (اختر فیزیک) را در ایران تدریس کرد.

 

وی به زبان های فارسی، ارمنی، فرانسوی تسلط داشته و با ترکی و انگلیسی آشنایی داشت.

 

آلنوش طریان بعد از ۳۰ سال تدریس، در سال ۱۳۵۸ به درخواست خویش بازنشسته شد.

 

سال های پایانی عمر ویرایش

آلنوش طریان هرگز ازدواج نکرد و منزل خود را وقف به جلفای نو اصفهان و دانشجویانی که محل اسکان مناسبی ندارند نمود و در اواخر عمر در «آسایشگاه سالمندان توحید» زندگی می‌کرد.

 

طریان در روز ۱۵ اسفند ۱۳۸۹ برابر با ۶ مارس ۲۰۱۱ در سن ۹۰ سالگی به علت کهولت سن در تهران درگذشت.

 

خدمات علمی

 

پایه‌گذاری نخستین رصدخانهٔ فیزیک خورشیدی

برای نخستین بار درس‌های فیزیک خورشیدی و اختر فیزیک را ارایه داد

طریان برای گسترش دانش و بهره‌گیری دانشجویان و ارمنیان خانه خویش را وقف کرد

پایه‌گذاری نخستین تلسکوپ خورشیدی

 

سمت‌ها

طریان در سال ۱۳۴۳ به جایگاه استادی در دانشگاه تهران رسید

ریاست گروه تحقیقات فیزیک خورشیدی


۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۴ ، ۱۷:۲۸
aziz ghezel


۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۴ ، ۱۷:۲۳
aziz ghezel


متافیزیک به تعبیر ابن‌سینا مجموعه‌ای از حکمت ماقبل‌الطبیعه و مابعد‌الطبیعه می‌باشد، همچنین ابعاد غیرفیزیکی و ماورائی انسان را نیز شامل می‌شود که با حواس پنج‌گانه قابل احساس نمی‌باشد ولی با حواس برتر می‌توان آن را ادراک کرد. امروزه در قرن جدید و در هزارة سوم، متافیزیک یکی از حکمتهای مورد توجه بسیاری از افراد در سراسر جهان است. در ایران نیز مشاهده می‌شود که افراد بخصوص جوانان به آن توجه دارند؛ استقبال فراوان از کتابهایی که در این زمینه منتشر می‌شود و یا سمینارهایی که در این مقوله برگزار می‌گردد مبین آن است.

در قرآن کریم به کرات پیرامون جن، روح، مرگ، عالم ذر، عالم برزخ، معاد و امثال آن صحبت شده است، که همگی مقولات مربوط به متافیزیک است. اسلام ناب محمدی در هیچ جا متافیزیک و فراروانشناسی را انکار نکرده است. فقط در برخی موارد رفتن به سوی آن و یا استفاده از آن را نهی نموده است و آن هم به دلیل خطراتی است که برای فرد یا جامعه دارد.

متــافیزیک پیرامون  موارد زیر میباشد :


1- تله‌پاتی: که عبارت است از ارتباط بین دو یا چند نفر بدون استفاده از حواس پنج‌گانه و با استفاده از نیروی فکر.

 

 2- سفر روح: که عبارت است از خروج اختیاری روح از بدن و بازگشت اختیاری آن به بدن.

 

 3- سایکومتری: که عبارت است از سنجش و استخراج خاطرات ثبت شده در اشیاء بی‌جان.

 

۴- هاله شناسی: که عبارت است از بررسی انرژیهای لطیف و ظریف اطراف بدن انسان که منشاء آن جسم، روان و روح بوده و با حواس پنج‌گانه قابل احساس و ادراک نمی‌باشد و همچنین چگونگی انتقال و تبادل این انرژیها بین افراد(ارسال و دریافت آن).

 

5ـ هالة نورانی: که عبارت است از انرژیهای لطیف و ظریف اطراف بدن انسان که منشاء آن جسم، روان و روح بوده و با حواس پنج‌گانه و در حالت عادی قابل احساس و ادراک نمی‌باشد، همچنین ارتباط هالة نورانی با بهداشت و سلامت جسم و روان.

 

6- پیشگویی: که عبارت است از تلاش جهت کسب اطلاعات و اخبار در مورد آینده با استفاده از روشهای مختلف.

 

7ـ کف شناسی: که عبارت است از بررسی و مطالعه خطوط کف دست و ارتباط آنها با خصوصیات جسمی، روانی و روحی فرد و ارتباط این خطوط با سلامت انسان و بعضاً ارتباط آن با برخی از وقایع آینده.

 

8ـ حس ششم: که عبارت است از دریافت برخی اطلاعات و احساس برخی چیزها بدون استفاده از حواس پنج‌گانه.

 

9ـ هیپنوتیزم: که عبارت است از قرار گرفتن فرد در وضعیت خاصی که ناخودآگاه او فعال شده و در حالت تمرکز ذهن قرار می‌گیرد

 

10ـ خود هیپنوتیزم: که عبارت است از قرار گرفتن در حالت خاصی از تمرکز به منظور خود تلقینی برای تقویت محاسن و تضعیف معایب.

 

11ـ مراقبه(مدی‌تیشن): که عبارت است از توجه و تمرکز بدون تلاش بر یک موضوع خاص دیداری، شنیداری، گفتاری، فکری و قلبی به عنوان ابزاری برای درک و احساس جهان هستی و رهایی موقت و محدود از دنیای فیزیکی و مسائل و مشکلات آن و سوق دادن توجه و تمرکز به درون.

 

12ـ مراقبة دیداری: که عبارت است از قرار گرفتن جسم در یک وضعیت بی‌حرکت و تمرکز بر یک منظره و یا تصویر و ثبت آن در ذهن و سپس بستن چشم و تجسم آن منظره و یا تصویر و تداوم این کار به منظور رها شدن از دنیای فیزیکی و فراموش کردن آن و درک و احساس تمام جهان هستی.

 

13ـ مراقبة گفتاری: که عبارت است از قرار گرفتن جسم در یک وضعیت بی‌حرکت و تکرار یک کلمه و یا عبارت مقدس به زبان و یا به دل همراه با تمرکز برآن.

 

14ـ مراقبة شنیداری: که عبارت است از قرار گرفتن جسم در یک وضعیت بی‌حرکت و تمرکز بر حس شنوایی و گوش دادن به یک صدا و یا صوت طبیعی و یا گوش دادن به یک نوار موسیقی مجاز.(منظور از مجاز: دارای مجوز انتشار از وزارت ارشاد می‌باشد.)

 

15ـ مراقبة فکری: که عبارت است از قرار گرفتن جسم در یک وضعیت بی‌حرکت وتمرکز بر یک موضوع خاص فکری و اندیشیدن در مورد آن. این موضوع فکری می‌تواند مربوط به دنیا و یا عقبی باشد. مثلاً اندیشیدن در مورد علوم مختلف مرسوم در دانشگاهها و اندیشیدن در مورد  علت خلقت، خودشناسی، مرگ، حساب و کتابِ آخرت و…

 

16ـ مراقبة احساسی: که عبارت است از قرار گرفتن جسم در یک وضعیت بی‌حرکت و تمرکز بر قلب و ایجاد یک احساس خوب و مطلوب در آن و تداوم تمرکز برآن حس.

 

17ـ روح و روح شناسی: که عبارت است از تحقیق و تفحص درمورد ماهیت روح، منشاء و مرجع آن، خصوصیات و ویژگی‌های آن، غایت و مقصد آن، تشابه و تفاوت‌های آن با جسم و روان.

 

18ـ روح پزشکی: که عبارت است از شناسایی و درمان بیماری‌های روحی.

 

19ـ ارتباط با ارواح: که شامل تلاش برای ایجاد ارتباط با ارواح زندگان و مردگان به صورت مستقیم و یا با واسطه ابزار و وسایل بوده و این ارواح می‌توانند متعلق به افراد معمولی یا افراد تکامل یافته و پاک باشند.

 

20ـ جن شناسی: که عبارت است از تحقیق و مطالعه در مورد جن، خصوصیات و ویژگی‌های فردی و اجتماعی آن، تفاوت‌ها و شباهت‌های آن با انسان.

 

21ـ ارتباط با جن: که عبارت است از تلاش جهت برقراری ارتباط با جن به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم بااستفاده از ابزار و وسایل.

 

22- خودشناسی: خودشناسی غایت و نهایت شناخت‌هاست که به شناخت خداوند حکیم منتهی می‌شود. هر کس خود را بشناسد، خدای متعال را خواهد شناخت. خودشناسی برترین حکمت‌ها و سودمندترین شناخت‌هاست.

 

23- خداشناسی: شناخت خداوند عزوجل آغاز دین‌داری، از جمله بالاترین شناخت‌ها و عامل کامل شدن معرفت است. شناخت حضرت حق تعالی سبب دوستی با او و بی‌نیازی از خلق و دل کندن از دنیا می‌شود. کسی که خدا را بشناسد تنها نخواهد ماند(هو معکم این ما کنتم) هر چند به ظاهر از خلق دور ماند، چرا که خداشناسی مونس هر تنهایی و یار و یاور هر بی‌کسی است. خداشناسی نیروی هر ناتوانی، روشنایی هر تاریکی و شفای هر بیماری است(یا من اسمه دوا و ذکره شفا).

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۴ ، ۱۹:۵۲
aziz ghezel


جن خناس:این شیطان مخفی در درون انسان راه یافته به وسوسه انسان می پردازد هر گاه انسان یاد خدا کنداز انسان دور میشود این جن مانند خون در دل انسان راه دارد خواندن سوره ناس برای دفع این جن موثر است.

جن قفندر:امام صادق(ع) فرمودند:هرکس۴۰ روز در منزلش یکی از آلات موسیقی نواخته شود خداوند شیطانی بنام قفندر را بر او مسلط میکن که اعضای بدنش را بر روی اعضای مشابه صاحب خانه می گذارد وحیای او سلب می شود ونسبت به سخنانی که به او گفته میشود بی مبالات وبی خیال می گردد.

جن لاقیس:این جن همجنس بازی را به زنان آموخت وآنان را به این کار وسوسه میکند.

جن زوال:این جن در نطفه انسان های مخالف اهل بیت (ع)شریک می شود واگر آن فرد پسر باشد لواط کار واگر دختر باشد زنا کار خواهد بودگفتن بسم ا.. اول شروع نزدیکی بین زن وشوهر دورش می کند.

جن داسم:وقتی انسان وارد خانه شد ونام خدا را ذکر نکرده وسلام نگفت او را وسوسه می کند وبین او وخانواده اش شر به پا می کند و اگر هنگام غذا خوردن نام خدا را ذکر نکند در غذای او شریک می شود.

جن آل:این نوع جن ها از جنس زن بوده و به زنان بار دار ونوزاد ها ضرر می زنند و از آهن می تر سند مثل چاقو چه بسا نقل شده توسط عده ای از زنان تسخیر شدند.

جن زکتبور:او در بازار ها بوده ومردم سوگند دروغ وتعریف دروغ کالا و بیهوده گویی ترغیب می کند.

جن اعور:او انسان را به زنا تشویق و وسوسه می کند .

جن هزع:امام صادق(ع)فرمودند ابلیس شیطانی دارد بنام هزع که شب بین مشرق ومغرب می گردند وهنگام خوام خواب نزد مردم رفته وباعث خواب های پریشان می شوند.

جن عارض:این نوع جن ها برخی انسان ها را مریض میکنند.

جن صالح:این جن ها انسان هایی را که راهشان را گم کرده اند به مقصد میرسانند هر گاه راه گم کردید ندا کنید یا صالح اغثنی .

جن عفریت:به خبیث ترین جن وقدرت مندترین عفریت می گویند.

جن سعالی:این جن ها ساحر و جادو گرند وبه انسان های خبیس که با آنها رابطه دارند سحر می آموزند وانسان ها را فریب داده واز راهشان منحرف می کنند گاهی اوقات گرگ ها آنهارا شگار کرده و می خورند.

جن رباینده:این جن از برخی انسان ها که خوشش بیاید آنهارا می رباید.

جن رها یا زها:این جن وقت نماز صبح سراغ انسان ها آمده وآنهارا وسوسه به خواب می کند و میگوید بخواب وقت نماز نشده واگر بیدار نشود ووقت بگذرد به صورت او بول می کند وبرگشته دمش را می جنباند و بانگ شادی بر می آورد(البته ادرارش هم مانند خودش قبل رویت نیست ولی سنگینی روح می آورد)

جن ولهان:اگر به هنگام وضو نام خدا را بر زبان نیاورد اورا وسوسه می کند تا نمازش یادش برود.

جن خیزب:پیامبرفرمودند این شیطان انسان را در حال نماز وسوسه کرده حواسش را پرت می کند ونماز انسان را قطع می کند برای دفع آن به خدا پناه برده و۳بار برسمت راستت فوت کن


۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۴ ، ۱۹:۲۶
aziz ghezel


  نامهای جن ها و کارهای آنان

شیرین یربوع  نوعی از جن است که به شکل زنان است و در بیشه زارهای بیابانها از این نوع جن بسیار بسر می برند. این نوع از جن اگر بر کسی از انسانها دست یابد ؛ با او به بازی می پردازد؛ همانطوری که گربه با موش بازی می کند و به تدریج او را می کشد و اگر ببیند که کسی زیبا و خوبرو ست ؛ مفتون و شیفته ی او شده و به ایذاء و اذیت او میپردازد.

* شیرین یربوع * تا مدت زمانی طولانی با * سعلات * همراه و همدم بود تا اینکه در شبی از شبها ؛ * سعلات * برقی را دید و قصد آن کرد و رفت.

فرزندان * سعلات * را که از * شیرین یربوع * متولد شده بودند؛ // بنی سعلات // می گویند.
نوعی دیگر از جن وجود دارد که به نام ** الزلاب ** معروف است و در سرزمین یمن بسر می برد و گاها در اطراف مصر دیده شده است....
نوعی دیگر از جن به نام // الغدار // وجود دارد که در جزایر دریاها زندگی می کند. شکل این جن مانند آدمی است که چنین به نظر می رسد که بر موجودی چون شترمرغ سوار است و اگر به کسی دست یابد؛ هلاکش می کند.
گفته شده که قومی در سفر با او به جنگ پرداختند و همگی با وی درگیر شدند که ناگهان جن بانگی برآورد و همگی را هلاک نمود.
از انواع دیگر جن که از او نام می بریم ؛ جنی است که * و شق * نام دارد و شکل او مثل یک نیمه ی آدمی است و می گویند که * نسناس * از این نوع جن به وجود آمده است.
*
نسناس * طایفه ای بودند که به انسان شباهت داشتند و پیش از خلقت بشر؛ در زمین می زیستند و سپس منقرض شدند.
اگر * وشق * کسی را در بیابانها و جنگل ها و مناطقی نظیر اینها مشاهده کند، به شخص حمله ور می گردد.
در یکی از سفرها ؛ علقمه بن سفیان؛ / وشق / را دید . هر دو بجانب هم دیگر حمله ور شدند و علقمه ضربتی بر شمشیر او وارد ساخت ؛ * وشق * نیز هم زمان با ضربت علقمه ؛ ضربتی بر علقمه وارد ساخته بود که در نتیجه ی آن هر دو به هلاکت رسیدند.

علاوه بر جنهای نامبرده در فوق ؛ از جنی به نام ** منها ** یاد می کنیم که کارش فریب و گمراه کردن زاهدان و عابدان می باشد. این جن مسائلی عجیب را از خود بروز می دهد تا عابدان چنین پندارند که صاحب کرامت شده اند و آنچه از آنها صادر میشود ، واقعا از خودشان است و بدین نحو بتدریج دچار غرور شده تا از صراط مستقیم گمراه گردند و در گمراهی بمیرند.

آیا جن ها برتر از انسانند؟

همه ما واژه «از ما بهتران» را به کرات شنیده ایم. این واژه در فرهنگ عامیانه ما اغلب برای جن به کار می رود ولی آیا واقعا این چنین است؟ آیا جن موجودی برتر از انسان است؟ خداوند در قرآن کریم می فرماید: «و ما فرزندان آدم را بر بسیاری از مخلوقات خود برتری و فضیلت کامل بخشیدیم.» (سوره اسرا، آیه ۷۰) 

 

و همچنین واجب شدن سجده شیطان و فرشتگان بر انسان نیز، خود دلیلی برای برتر بودن نوع انسان است در پیشگاه خداوند. یک انسان کامل بر همه موجودات برتری دارد و حتی بعضی از انسانها که راه برقراری ارتباط با جنیان را می دانند (مدیوم‌ها) می توانند بر آنها تسلط یابند. باز به قرآن کریم استناد می کنیم که می گوید: «از پریان بودند که به فرمان پروردگارش برایش کار می کردند و هر که از آنان از فرمان سرمی پیچید به او عذاب آتش سوزان را می چشاندیم. برای وی هر چه می خواست از بناهای بلند و تندیسها و کاسه هایی چون حوض و دیگهای محکم می ساختند. » (سوره سبا، آیه ۱۲و ۱۳)اگر چه قرآن کریم در مورد تسلط بر جن فقط از حضرت سلیمان یاد کرده است ولی در بسیاری از کشورها و حتی در کشور خودمان هم نمونه های زیادی دیده شده که اشخاصی با عنوان جن گیر و یا احضارکنندگان ارواح توانسته اند از آن ها بهره گیرند، که البته در مبحثی جدا به آن خواهیم پرداخت. در هر حال باید دانست که در پیشگاه خداوند انسان، اشرف مخلوقات است و یک انسان کامل و مومن بر همه خلایق برتری دارد.

 

حیات و زیستن جن بر روی زمین چگونه است

بنا بر آیه کریمه قرآن:

این موجود عجیب پیش از آفرینش انسان، خلق شده است. (سوره حجر، آیه ۲۷)

جنیان از شعله های آتش آفریده شده اند. (سوره الرحمن، آیه ۱۴)

جنیان چون انسانها دسته دسته به دنیا آمده اند، تا زمان مرگ زندگی کرده و بعد به جهان آخرت خواهند رفت. (سروره فصلت، آیه ۲۵)

آنها نیز نر و ماده دارند. (سوره جن، آیه ۶)

آن ها نیز تمایلات نفسانی دارند. (سوره الرحمن، آیه ۵۶)

تعداد جنیان بیش از آدمیان است. (سوره انعام، آیه ۱۲۸) 

همان طور که پیش از این گفته شد، جن موجودی است مادی که از آتش خلق شده است. از آنجایی که ماده است، بنابراین حیات دارد و از آنجایی که دارای حیات است و طبق آیات الهی زاد و ولد می کند پس نر و ماده دارد، خواب و خوراک دارد و پایان زندگی اش با مرگ توام است و باز بنا بر آیات کریمه، زندگی پس از مرگ نیز خواهد داشت که در مبحث دیگری به آن خواهیم پرداخت.

 

تغذیه جنیان

از آنجا که هر موجودی برای ادامه حیات خود احتیاج به تغذیه و خوراک دارد جنیان نیز به طور قطع از چیزهایی تغذیه می کنند. چنان که «ابن بابویه» نقل کرده است: «گروهی از طایفه جن خدمت پیامبر اکرم (ص) شرفیاب شدند و عرض کردند: ای رسول خدا چیزی برای خوردن به ما عطا فرما، حضرت هم استخوان و بازمانده غذا را به آنها عطا کرد.»
و نیز امام صادق (ع) می فرماید: «استخوان و ضایعات غذای جنیان است».

 

13 جن‌ها شامل سه نژاد عمده هستند :

1. دیو : پست‌ترین نژاد، خاکستری رنگ، خشن، چشمانش فی‌مابین وعمودی هیکل دیو کمی   افقی و درشت‌تر از انسان است.

2. جن : نژاد متوسط، سرخ رنگ، چشمان عمودی، پاهای کوتاه و گرد (شبیه سم)و هیکل جن کمی ریزتر از انسان است .

3. پری: نسبت به دو نژاد قبلی از نظر خلقت برتری دارد. سفید رنگ(مثل انسان‌های سفید پوست)، زیبا، چشمانش مثل چشم انسان افقی است

« جن » موجودی است ناپیدا که مشخصات زیادی برای آن در قرآن ذکر شده است، از جمله:


1- جن از شعله آتش آفریده شده؛ بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است. (سوره الرحمن، آیه 15)

2- جنیان دارای علم و ادراک و تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال است. آیات مختلفی از سوره جن بر این مطلب دلالت می کند


3- دارای تکلیف و مسئولیت هستند. آیات سوره جن و آیاتی از سوره الرحمن دلالت بر این دارند .
 

4- گروهی از آنان مؤمن صالح و گروهی کافر هستند. (و انّا منا الصالحون و منّا دون ذلک ) (سوره جن، آیه 11 )

 

5-آنان نیزچون آدمیان دارای حشرو نشرو معادند.(و امّا القاسطون نکانوا لجهنم حطباً)(سوره جن، آیه 15)

6- آنان قدرت نفوذ درآسمان ها وخبرگیری واستراق سمع داشته‌اندولی بعداًممنوع شدند.(جن،آیه 9) 7- در میان آنها جن‌هایی یافت می‌شوند که از قدرت زیادی برخوردارند، همان گونه که در میان انسان ها نیز چنین است. (سوره نمل،‌ آیه 39 )

8- آنها قدرت انجام بعضی از کارهای انسان را دارند. (سوره سباء،‌آیه 12 و 13 )

9- خلقت آنها بر روی زمین قبل از خلقت انسان‌ها بوده. (سوره هجر، آیه 27 )


 


 


 

 




۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۴ ، ۱۹:۰۳
aziz ghezel