مطالب گوناگون

از اینکه زنی با تو دیوانه وار بحث می کند خوشحال باش، دنیای زن ها کاملا متفاوت است، زن اگر سکوت کرد، بدان سکوتش نشانه پایان توست

مطالب گوناگون

از اینکه زنی با تو دیوانه وار بحث می کند خوشحال باش، دنیای زن ها کاملا متفاوت است، زن اگر سکوت کرد، بدان سکوتش نشانه پایان توست

وقتی مردان حرمت مرد بودنشان را بدانند و زنان شوکت زن بودنشان را مردان همیشه مرد میمانند و زنان همیشه زن و آنگاه هر روز ، نه روز "زن" و نه روز "مرد" بلکه روز "انسان" است.


آخرین نظرات
  • ۱۳ بهمن ۹۵، ۰۲:۲۱ - تنهایی زیباست
    منبع :-p

۲۲ مطلب در خرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است


دقیقا نود و دو سال پیش در حمله ارتش پهلوی

تخته قاپو کردن عشایر از اصطلاحات رایج در اوائل حکومت رضاخان بود و معنی آن سرکوب کردن تمامی زوایای زندگی عشایری و اسکان اجباری آنها در یک منطقه بود

رضاخان برای خلع سلاح ترکمنها اقادامات وحشیانه ای در ترکمن صحرا اجرا کرد کشتار اهالی و سوزاندن روستاها مثل آتش زدن روستای سلاخ که مردم آن نواحی را از طرف خواجه نفس به توپ بستند عده زیادی از سربازان ارتش در عملیات جنگ و گریز در فاصله میان خواجه نفس و سلاخ کشته شدند

در مدت خلع سلاح تا 1305، 5897 قبضه تفنگ های گوناگون، 80 رولور، یک قبضه مسلسل و 19284 عدد فشنگ جمع آوری گردید

در سراسر ترکمن صحرا حکومت نظامی برقرار شد در طی یک اعلامیه که پس از شکست جنبش خطاب به ترکمن ها صادر شد رفت و آمد به ترکمن صحرا را با کسب اجازه نامه مخصوص از سوی فرماندار نظامی گرگان و یا پادگان های محلی مجاز اعلام می کند

یاور عبدالله خان توماچ حاکم نظامی جعفربای در کمش تپه گردید و سرتیپ امجد به حکومت نظامی پهلوی دژ (آق قلعه فعلی) انتخاب گردید

هدف آنها تحت فشار قرار دادن ترکمن ها در پرداخت مالیات و دادن سرباز به ارتش بود
بدستور حاکم نظامی کمش تپه و گنبد و سایر نقاط ترکمن صحرا بیگاری از مردم کشیده شد

مردم نواحی کمش تپه می بایست سنگ های دیوار تاریخی قزل آلان را کنده در ساختن دوایر دولتی کمک می رساندند و در حومه گنبد به اهالی اینچه برون اعلام کردند که هر خانواده باستی 1000 عدد خشت خام تحویل حکومت بدهد!

در عرصه فرهنگ اوضاع از این هم بدتر بود رضاخان پا به پای عملیات خشونت آمیز سرکوبی مردم و غصب زمین ها برای انحراف افکار مردم مدارس نیز تاسیس کرد

کار این مدارس تدریس برنامه های ویژه ای بودند که هرگونه جلوه ملی و آگاهی های فرهنگی را بزداید در این مدارس که در واقع به یک اردوگاه نظامی بیشتر شبیه بود نونهالان ترکمن را به سخت ترین وجه شکنجه می کردند

حرف زدن به زبان مادری از بزرگترین جرائم محسوب شد پا بپای آن حکومت سعی کرد در تمامی ترکمن صحرا زبان ترکمنی را از بین ببرد

به دنبال تخته قاپو کردن ترکمن ها و سوزاندن آلاچیق خانه هایی را برای آنها در حول و حوش بندر شاه (بندر ترکمن فعلی) ساختند

غصب زمین از ناحیه ترکمن صحرای غربی آغاز گردید و چون اندازه گیری به وسیله نی انجام می گرفت این عمل اداره املاک را ترکمن ها نای لاما می گفتند

غصب زمین های گنبد و آی درویش اقدامات بعدی سرسپردگان رضاخان بود راه جدید مازندران در 19 مرداد 1304 شمسی بوسیله وزارت فوائد عامه (وزارت اقتصاد آینده) و به کمک وزارت طرق و شوارع خاتمه یافت و مورد بهره برداری قرار گرفت وجود این راه برای اقدامات نظامی که علیه ترکمن های استرآباد و دشت گرگان آغاز می شد بسیار موثر و ضروری بود

رضا شاه در 26 مرداد 1305 شخصا از طریق ترکمن صحرا و دشت گرگان وارد بجنورد شد و عده ای از اعضای پادگان مراوه تپه را به جرم ایجاد بلوا اعدام نمود

اواسط سال 1304 سرکوب ترکمن ها در منطقه استرآباد آغاز گردید در این ایام حاکم استرآباد برای استقرار امنیت صحرا تفنگچیانی از طوایف مختلف تراکمه استخدام کرده بود دسته ای از آنها که رئیس شان عطا خان نام داشت به دلایل اختلافاتی که پیش آمد به حالت قهر به همراه افراد خانواده خود از استرآباد خارج شدند ولی تفنگچیان حاکم استرآباد که در بین راه کمین کرده بودند او و عده ای از ملازمانش را به قتل رساندند این واقعه موجب شورش عده ای از ترکمن ها شد

همزمان با حکومت اردلان در استرآباد رضا شاه وارد این شهر شد وی پس از چند روز اطراق در استرآباد به هنگام مراجعت به تهران به سرتیپ زاهدی فرمانده تیپ شمال که مرکزش در رشت بود دستور داد ترکمن های منطقه استرآباد را خلع سلاح کند سپس عده ای از ترکمن ها را که در خدمت رژیم رضاشاه بودند از جمله مرجان خان و محمد آخوند از طایفه داز را به مدد طلبیدند شخص اخیر و فرزندانش از زمان رضا شاه به بعد چندین دوره نماینده ترکمن ها در مجلس بودند حمله به ترکمن صحرا با چهار ستون آغاز گردید

ستون اول به فرماندهی سرتیپ زاهدی ستون دوم به فرماندهی سرهنگ کریمی ستون سوم به فرماندهی سرهنگ علی اصغر جهان بینی و ستون چهارم به فرماندهی سرهنگ جان محمد خان

هواپیماها نیز از راه هوا از این عملیات پشتیبانی کردند غیر از این چهار ستون حسنعلی قشقایی هم با واحد تحت فرماندهی خود در عملیات شرکت داشت وی بعدها در سال 1316 با درجه سرهنگ دومی فرمانده هنگ پیاده گرگان شد

ستوان زاهدی در بندر گز مستقر گردید و سران ترکمن را فراخواند عده ای تسلیم گردیدند ولی عده ای دیگر به رهبری آنه گلدی سردار در خواجه نفس با او درگیر شدند نیروهای زاهدی بسیاری از آنها را کشتند و روستای سلاخ را به آتش کشیدند .

ستون جان محمد خان نیز از راه بجنورد حمله به ترکمن های گوگلان را آغاز نمودند در نهایت این چهار ستون 12 آبان ماه در گنبد قابوس به هم رسیدند و پیروزی شان را جشن گرفتند
خلع سلاح ترکمن ها به پایان رسید و سرتاسر ترکمن صحرا به فرماندهی سرتیپ عبدالله توماچ حکومت نظامی اعلام گردید

توماچ بعدها وکیل مجلس شد رفت و آمد در ترکمن صحرا از این تاریخ به بعد می باید با اجازه فرماندهی نظامی استرآباد انجام می گرفت در آق قلا سرتیپ امجد فرمانده نظامی شد تاسیس تلفن مغناطیسی در همین سال در استرآباد برای عملیات بسیار مفید واقع گردید

ریشه تاریخی سرکوب ترکمنها را باید از زمان عقد قرارداد آخال (1881) جستجو کرد زیرا پس از این قرارداد کمیسریای روس در گنبد قابوس مستقر شدند و در سرکوب ترکمن های دشت
گرگان از دولت قاجار حمایت کردند

بعدها اختلاف بین دو طایفه بزرگ ترکمن یعنی جعفربای و آتابای و تزلزل رهبران ترکمن از جمله عثمان آخوند موجب موفقیت رضاشاه در سرکوب آنها گردید ترکمن ها با بهره گیری از سستی و عدم تحرک مقامات استرآباد روستاهای ایرانی را مورد تاخت و تاز قرار می دادند مردم آنجا را اسیر می کردند و دامهایشان را می بردند

بارها این حملات ترکمن ها با یاری و با پشتیبانی حکومت های ایران انجام گرفته بود که با ترکمن ها زبان یکی کرده و بخش معینی از اموال تاراجی را می گرفتند از جمله بخش معینی از اموالی که ترکمن های گوگلان تاراج می کردند همواره نصیب حکمران بجنورد می شد اما کلانتر کردها که در منطقه گوگلان می زیست بنابر گزارش برجه خان کلانتر قبیله جعفربای به رئیس کراسنودسک یک پنجم شترهای تاراج شده را می گرفت و ترکمن ها را به تاراج تحریک می کرد و به گوگلان ها یادآور می شد که آنها نباید بترسند و آزادانه باید غارت و تاراج کنند و خود او مسئول همه چیز است!

منبع؛ ارکانا تورکمن

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۰۸
aziz ghezel


آمدن ماه مبارک رمضان در میان ترکمن‌ها از شور و شوق خاصی برخوردار بوده و در آن ماه رحمت و مغفرت، همه مردم ترکمن بنا به فرمایش پیامبر عظیم‌الشأن حضرت محمد مصطفی (ص) «صُومُوا لِرُؤْیَتِهِ وَأَفْطِرُوا لِرُؤْیَتِهِ» در روز آخر ماه مبارک شعبان پس از غروب آفتاب از کوچک و بزرگ، مرد و زن به اتفاق همدیگر برای رؤیت هلال ماه مبارک رمضان از خانه و منزل خود بیرون می‌آیند و دیدگان خود را به نقطه رؤیت آن معطوف می‌دارند تا بتوانند ثوابی را که با رؤیت ماه شامل حال یک انسان می‌شود از آن مستفیض و بهره‌مند شوند زیرا که همت گماردن برای رؤیت هلال ماه، ثواب زیادی دارد.
روزه گرفتن با رؤیت ماه، همراه می‌باشد و گاهی احتمال دارد در روز بیست و نهم شعبان‌المبارک به خاطر نامساعد بودن وضعیت جوی رؤیت ماه مقدور و ممکن نباشد در این گونه اوقات اگر خبری از مناطق دیگر توسط ائمه جمعه و جماعات دال بر رؤیت ماه مخابره شود همان شب سحری بیدار می‌شوند و اگر رؤیت ماه به خاطر وضعیت جوی ممکن نباشد و از مناطق دیگر خبری از رؤیت ماه نرسد بعد از تکمیل سی روز ماه شعبان، روزه گرفته می‌شود.
پس از اثبات رؤیت ماه و انتشار خبر آن توسط ائمه جمعه و جماعات در سطح منطقه و یا از طریق صدا و سیما، همه ائمه جمعه و جماعت بعد از نماز عشاء، نماز تراویح را که در مجموع بیست رکعت است (ده رکعت نماز دو رکعتی غیر از نماز عشاء) در سی شب از شب‌های ماه مبارک رمضان در مساجد محل برگزار می‌کنند که در هر چهار رکعت نماز تراویح جهت تنفس نمازگزاران سه بار دعای ذیل توسط یکی از قاریان قرائت می‌شود: «سُبحانَ ذی المُلکِ والمَلَکوُتِ سُبحانَ ذی العِزَّةِ و العَظَمَةِ والقُدرَةِ وَالکِبریاءِ والجَبَروُتِ سُبحانَ المَلِکِ الحَیِّ الَّذی لایَنامُ و لا یَموُتُ سُبّوُحٌ قُدوُسٌ رَبُّنا و رَبُّ الملائِکَةِ و الرّوُحُ لا الهَ الّا اللهُ وَ نَسْأَلُکَ الْجَنَّةَ وَ نَعُوذُ بِکَ مِنَ النَّارِ»
 دعای بعد از نماز تراویح
«اللهم صل علی سیدنا و مولانا محمد و علی آله و اصحابه و سلم، اللهم زینا به زینت الایمان و شرفنا بشرافه الهدایه و العرفان و اکرمنا به صیام شهر رمضان و ارزقنا الجنه و تقبل منا تراویحنا و تسابیحنا یا حنان بفضلک و جودک یا منان برحمتک یا ارحم الراحمین»
 بعد از این دعا آیات کریمه زیر توسط قاری قرآن خوانده می‌شود:

«شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَمَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُکَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ»
 در ماه مبارک رمضان در بعضی از مساجد محل در نمازهای تراویح مراسم ختم قرآن برگزار می‌شود که ترتیب آن نیز مثل نمازهای تراویح است با این تفاوت که به جای سوره‌هایی از سی جزء قرآن همه قرآن را به پنج یا شش بخش تقسیم می‌کنند و در طول پنج یا شش شب همچون نماز تراویح در بیست رکعت به جای می‌آورند البته قرائت قرآن در این شب‌ها در نماز تراویح توسط قاریان و حافظان حاذق منطقه صورت می‌گیرد که غالباً دو نفره یا سه نفره می‌باشد.
در ایام رمضان در بین ترکمن‌ها رسم است که حتی‌الامکان نماز خود را در مساجد محل برگزار نمایند چون اجر و ثواب نماز جماعت در آن ماه به مراتب بیشتر از سایر ماه‌هاست.
آنچه که در این ایام در بین ترکمن‌ها بیشتر چشم‌گیر است حضور گسترده نوجوانان و جوانانی است که با ندای اولین بانگ اذان با کلاه‌های سفید در صحن نماز حضور می‌یابند. از جلوه‌های دیگر این ماه در زمان افطاری است البته در بین ترکمن‌ها رسم است که هر روز چند خانواده برای افطاری صدقه‌های خود را که بیشتر غذای آبکی و خرما است به مساجد می‌آورند و پس از اذان مغرب تناول می‌کنند ضمناً در زمانی که صدقه‌ای آورده شود پس از غروب آفتاب مؤذن از بلندگو قبل از اقامه نماز کلمه «آغذ آچلی» یعنی زمان افطاری است را می‌گوید و پس از تناول صدقه، اذان گفته و نماز را به جا می‌آورند.
کلاس‌های قرائت قرآن، احکام و شرعیات در این ماه پس از نماز عصر توسط ائمه جماعات برگزار می‌شود و در فواصل این ایام، اکثر جوانان قرآن را فرا می‌گیرند حتی پیرمردان نیز در این کلاس‌ها شرکت می‌کنند و راجع به نماز و قرآن و مسائل دینی سؤال می‌کنند و دوست دارند بیشتر با قرآن مأنوس شوند و از فیوضات آن در ماه مبارک رمضان بهره‌مند شوند. در بعضی از محلات ترکمن‌نشین، امام جماعت از طریق بلندگو به پند و موعظه و نصیحت و تشریح مسائل دینی می‌پردازد و آنان را به انجام این فریضه الهی دعوت می‌کند و از آنان می‌خواهد که بیشتر در این ماه به عبادت و بندگی مشغول باشند و کمک و دستگیری از مستمندان را فراموش نکنند و از گناهان خود طلب استغفار کنند و روزه‌داران را افطاری دهند تا در روز قیامت از آتش جهنم مصون شده و از حوض کوثر بهره‌مند شوند. همچنین از موارد دیگری که لازم به ذکر است بیدار کردن اهالی محله در بعضی مناطق در موقع سحری است که این عمل هم توسط مؤذن محله از طریق بلندگو و یا توسط همسایگان صورت می‌گیرد تا همه بتوانند سحری به موقع بیدار شوند و در خواب نمانند. پس از تناول سحری همه با نیت «نَوَیتُ اَنْ اَصُومَ صَومَ شَهْرِ رَمَضَان مِنَ الْفَجرِ اِلَی المَغرِبِ خَالِصاً لله تعالی»[5] روزه می‌گیرند. روزه‌ای که توأم با پرهیز از منکرات و لهو و لعب و دوری از تهمت و دروغ و چشم‌چرانی‌هاست و تلاش در وصل به خدا و کمک به مستمندان و شکر نعمت‌هاست.
 مراسم شب چهاردهم
ترکمن‌ها در شب چهاردهم ماه مبارک رمضان مراسمی تحت عنوان «یا رمضان» دارند که به شکرانه نیمه شدن این ماه و نعمتی که از آن برخوردار بوده‌اند برگزار می‌کنند بدین ترتیب که بعد از نماز عشاء و تراویح گروهی از جوانان و نوجوانان به رهبری معمولاً پیش‌نماز مسجد بر در خانه‌ها می‌روند و رهبر این گروه اشعاری را در ستایش این ماه می‌خواند و دیگران «الله» می‌گویند صاحب خانه نیز مبلغی پول یا شیرینی می‌دهد که آخر سر بین گروه این مراسم تقسیم می‌شود.

پیام کلی «یا رمضان» این است که ماه نیمه شد همت کنید برای نیمه دیگر. ابیات ذیل از اشعار مربوط به «یا رمضان» است که سرگروه می‌خواند و دیگران نیز در پایان هر بخش، «الله» می‌گویند.
السلام علیک یایتان کیشی لر                  سلام بر کسانی که در حال استراحت هستند.
کرفیگینی کرفیگه غاتان کیشی لر            و مژه بر مژه نهاده‌اند.
نماز اوقیب روزه توتان کیشی لر            سلام بر نمازگزاران و روزه‌داران.
محمد امتینه یا شهر رمضان                  سلام بر امت محمد (ص).
گروه: الله/آلاو
رمضان آیلاری گلرده گچر                  سر انجام ماه رمضان پایان خواهد یافت.
آیینگ اون‌دوردینه یالقیمین ثچر             در شب چهارده همه جا روشن خواهد شد.
آطینی ایرلاب میناردا قاچار                 و سوار بر اسب راهوار خواهد تاخت.
محمد امتینه یا شهر رمضان                  سلام بر امت محمد (ص).
گروه: الله/آلاو
روزه توتمایانی نه ایلایارلار                 با روزه‌خواران چه خواهند کرد؟
تاموغ نینگ اورتاثیندا باغلایارلار           آنان را در آتش جهنم گرفتار خواهند کرد.
یوزینه قارا چکیب داغلایارلار               مهر سیاهی و سیاهکاری بر چهره‌شان خواهند‌ زد.
محمد امتینه یا شهر رمضان                  سلام بر امت محمد (ص).
گروه: الله/آلاو
مراسم شب قدر
ترکمن‌ها برای شب 27 ماه مبارک رمضان احترام خاصی قائل هستند در این شب برای پذیرایی از میهمانان که به دیدار می‌آیند سفره‌های رنگین می‌چینند و به نام «قدر گیجه» (شب قدر) شادی می‌کنند چرا که معتقدند شب قدر شب نزول قرآن بر صاحب ختمی مرتبت برای هدایت بشر است. طبق آیه قرآن کریم عبادت در این شب بهتر از عبادت هزار ماه می‌باشد که در آن شب قدر نباشد؛ و علاوه بر آن به اعتقاد ترکمن‌ها حضرت خضر (ع) بر کسانی ظاهر می‌شود که نیکوکار هستند پس گروهی که خود را مستحق زیارت آن حضرت می‌دانند تا وقت سحری به دیدار اقوام و دوستان می‌روند تا شاید بخت بیدار دیدار آن یار آشنا را بشارت دهد ضمناً در این شب خانواده‌هایی که قصد ازدواج و وصلت دارند هدایا و نقل و شیرینی برای خانواده عروس می‌برند و این ایام را به آنان تبریک و شادباش می‌گویند و همچنین ترکمن‌ها عقیده دارند که پرداخت فطریه قبل از شب قدر ثواب بیشتری دارد اگر چه تا پایان ماه مهلت دارند.

اهل‌سنت شب 27 ماه مبارک رمضان را شب قدر می‌دانند به چند دلیل:
مفسران اهل‌سنت کلمات سوره قدر را شمارش کردند و تعداد کلمات سوره قدر سی کلمه بوده و کلمه بیست و هفتم آن، که کلمه «هی» می‌باشد اشاره به شب قدر دارد.
دیگر اینکه در همان سوره، کلمه «لیلة‌القدر» 3 بار تکرار شده است که تعداد حرف‌های این کلمه 9 حرف می‌باشد و تعداد تکرار کلمات (3 بار) ضربدر تعداد حروف (9) باز هم می‌شود 27 و این نشان از شب قدر بودن شب بیست و هفتم است؛ و علاوه بر این‌ها عارف نامی حضرت بایزید بسطامی نیز 2 بار شب قدر را در خواب دیده است که هر دو بار شب بیست و هفتم بوده است بنا به همین دلایل مفسران اهل‌سنت شب بیست و هفتم را بر شب‌های فرد دیگر دهه آخر رمضان ترجیح داده‌اند.
اعتکاف
پیامبر گرامی اسلام در روایتی فرموده که شب قدر را شب‌های فرد، دهه آخر ماه مبارک رمضان بیابید بنا به همین روایت در اکثر مساجد اهل‌سنت امام جماعت محل یا یکی از صوفیان محل در ده روز یا حداقل سه روز آخر ماه رمضان را به اعتکاف می‌نشینند و در خانه خدا به عبادت و بندگی مشغول می‌شوند تا شب قدر را در خانه خدا با عبادت و بندگی بگذرانند.
روز کر
روز کِر یعنی کنایه از خانه تکانی. ترکمن‌ها 2 روز قبل از پایان ماه مبارک رمضان را، روز «کر» می‌دانند. در این روز زنان خانواده با کمک دختران و زنان همسایه و دوست و آشنا برای نظافت خانه، اعم از شست و شوی فرش‌ها، ظروف، لباس‌ها و خانه تکانی همت می‌گمارند تا به استقبال عید فطر بروند.
روز قوقن
زنان ترکمن یک روز قبل از عید فطر را روز قوقن می‌نامند. در این روز نان‌های روغنی (چافاتی) را با کمک افراد خانواده می‌پزند و آن را بین همسایگان تقسیم می‌کنند.
روز عید سعید فطر
 ترکمن‌ها در روز عید فطر (اول ماه شوال) مثل همه مسلمین روزه گرفتن را حرام می‌دانند. در این روز مردان در هر گروه سنی که نماز بر آن‌ها واجب شده است به عیدگاه می‌روند و در صفوف فشرده و منظم به سخنان و پند و اندرزهای واعظان گوش می‌دهند سپس به امامت امام جمعه شهر دو رکعت نماز عید فطر را می‌خوانند و بعد از نماز بلافاصله به دید و بازدید اقوام و خویشاوندان و دوستان رفته و عید را تبریک می‌گویند. همچنین جهت زیارت و دعا برای گذشتگان و از دست رفتگان خود به قبرستان محل می‌روند و معمولاً خانواده نیز سفره‌های رنگینی را پهن می‌کنند تا از میهمانان عزیز پذیرایی کامل صورت پذیرد

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۰۲
aziz ghezel

"باغشی ها" که از آنان به عنوان نوازندگان موسیقی و خوانندگان ترانه های ترکمن یاد می شود ، سینه ‌شان مالامال از عشق و گنجینه داستانهای حماسی و عاشقانه و اساس هنر و فرهنگ ترکمن است، اما همانند سازشان در گذر زمان رنج کشیده اند و از یاد رفته اند.
به گزارش خبرنگار مهر در گرگان، این هنرمندان بی نام و نشان و پرآوازه، همانند هنر دیرپا و اصیل شان از یاد رفته اند و دیگر نوای سازشان خریداری ندارد.
باغشی ها، این گویندگان و نوازندگان مردمی از روزگاران گذشته در میان مردم شعر می‌گفتند، موسیقی می ساختند و با نوای سازشان در غم و شادی قومشان شریک می شدند و همراه با زمان با شعر و موسیقی با مردم هم آواز بودند و در هنر و فرهنگ هر قومی نقش ایفاء می کردند.
خدمت بزرگ این نوازندگان بی نام و نشان در سده های تاریخ، در آشکار ساختن زورگویان و ستمکاران، پشتیبانی از ستمدیدگان، برانگیختن همگان بر پایداری در برابر خداوندان زر و زور، دلداری مردم در برابر سختی‌ها و رخدادهای روزگار و دعوت مردم به صلح و یکرنگی، تلاش، آفرینندگی و انسانیت نمایان است.
نگاهی به تاریخ موسیقی ترکمن نشان می دهد که نام آورانی چون "شوکر باغشی"، "قره‌دالی گوگلن"،" یاد باغشی" و "مختومقلی قارلی" در این عرصه فعالیت داشتند و این موسیقی در سنت و فرهنگ ترکمنها ریشه داونیده و رشد کرده است.
موسیقی ترکمن، زبانی نمادین برای انتقال دریافتها و بازگویی احساسات قوم ترکمن به شمار می‌رود، چرا که در گذشته از دل مردم مایه گرفته است و همه پیوند‌های معنوی از راه باغشی‌ها پراکنده می‌شد و به مانند راه پیوند طایفه‌های دور افتاده عمل کرده است.
در تاثیر موسیقی ترکمن همین بس که اعجاز دوتار ترکمن از یک قشون بیشتر است و برای اثبات این ادعا باید گفت: زمانی که خان خیوه برادر "شوکر باغشی" را به اسارت برد، او توانست با پیروزی بر نوازنده دربار، برادرش را از چنگ خان نجات دهد.
و یا داستان زندگی "حاجی قولاق" بازگو کننده‌ ستمی است که بر این گروه توسط خانها و بگها رفته است، به گونه‌ای که دستهای نوازنده را خان می‌برَد تا دیگرنتواند بنوازد.
باغشی‌ها، زبان گویای مردم ترکمن بوده اند و در روزگاری که نگارش نبود، رسالت بزرگشان، دنبال کردن روایات، داستانها، نقلها و به طور بنیادی حرکت تاریخی - فرهنگی را مردانه به دوش کشیدند.
از لحاظ ترتیب تاریخی، باغشی‌های ترکمن عبارتند از قارا شاهیر، جبار باغشی، کور قوجالی، پتک باغشی، حالی نیاز باغشی، چولاق باغشی، دولت دوردی، قره دالی گوگلان، دوردی باغشی، جان دوردی قیجاق‌چی، ایلک باغشی، بک گلولی، همراه قیجاق‌چی، عالی باغشی، کرحال، نوبت نیاز و سخی جبار که در رشد موسیقی ترکمن سهم به سزایی داشته است.
خدمت بزرگ موسیقی و باغشی ها به ادبیات ترکمن این است که در گذر تاریخ نقش نگاه دارنده‌ ادبیات شفاهی و عامه را همین ساز‌های موسیقی به نوشتن درآمده‌اند، باغشی‌ها برای شناسایی ادبیات گذشته به دوتار شکل داده و سازها را پیچیده‌تر و گوش‌نواز‌تر کرده و آن را به نسل حال و آینده انتقال داده‌اند.
باغشی ها، هنرمندانی حساس، شیفته هنر و کمتر به فکر مادیات بوده و هستند، ولی اکنون میراث آباء و اجدادیشان که سینه به سینه و نسل به نسل انتقال یافته براثر بی‌علاقگی و برانگیختن مردم و دوری نسل جوان از تاریخ و فرهنگ رو به ایستایی و فراموشی است.
موسیقی سنتی ترکمن به رغم قابلیت فراوان و غنای فرهنگی و هنری به دلیل کم توجهی به بانیان این هنر و باغشی ها با شتاب فراوان روبه ایستایی و ناتوانی است.
 
گرایش جوانان به موسیقی مدرن و جدید، ناآشنایی با تاریخ و فرهنگ، قابل دریافت نبودن موسیقی، نبود کانونهای آموزش موسیق ترکمن از جمله عوانی است که موجب شده که این موسیقی اصیل و مانداگار نتواند همانند گذشته رسالت خویش را ایفاء کند.

این در حالی است که با بررسی دقیقتر و منطقی تر علتهای این بحران و با درهم‌آمیزی و هماهنگ کردن درون‌ مایه‌های آوازها همگام با دگرگونی‌های اجتماعی به‌ ویژه با روحیات نسل نو و با فراهم آوردن گونه‌ای پیوند منطقی با ادبیات نوین بتوان از اثرات فزاینده این ایستایی کاست.
موسیقی سنتی ترکمن بازگو کننده‌ی باورها، دردها، رنج‌ها، شادی‌ها، آرمان‌ها، آداب و سنت‌ها، فرهنگ و تاریخ ترکمن است، زبان این موسیقی بیانگر ادبیات شفاهی گویای قوم ترکمن بوده و سازها از زبان و دل مردم و از ادراک غم و شادی‌های آنها مایه گرفته و بازتاب شرایط اجتماعی روزگار خود است.
مضامین موسیقی ترکمن عشق به آزادی، آگاهی و فرمانروایی محرومین، همبستگی، دلاوری و برادری توجه شده و موسیقی ترکمن از اینرو غم‌انگیز است که در روزگاران گذشته، زندگی این قوم در هرج و مرج و کشتار و غارت فرمانروایان گذشت.

موسیقی ترکمن زمانی به ناله می‌آمد که قدرتها بر سر تصرف سرزمین ایران به خونریزی می‌پرداختند و آئینه تمام نمای فرهنگ و تاریخ قوم ستمدیده ترکمن بوده و از این رو موسیقی ترکمن، موسیقی لهو و لعب نیست.
سازهای باغشی‌های ترکمن همچنان همراه با مردم در سختی‌ها و رخدادهای تلخ این قوم، رنج کشیده است. این موسیقی برای هر کسی پیامی دارد که می‌تواند بر پایه آن خود آن را برگزیند و زبان موسیقی ترکمن مخاطبان خود را می‌شناسد، وقتی که ساز نواخته می‌شود با مردم ساده‌دل صحرا حرف می‌زند.
باغشی‌ها، زبان گویای مردم ترکمن بوده اند و در روزگاری که نگارش نبود، رسالت بزرگشان، دنبال کردن روایات، داستانها، نقلها و به طور بنیادی حرکت تاریخی - فرهنگی را مردانه به دوش کشیدند.
موسیقی ترکمن یک موسیقی تصویری است و فرد هنگام شنیدن یک مقام اگر داستان آن ساز را بداند می تواند همگی رخدادهای داستان را به راحتی در ذهن تصویر کند.
از سویی، موسیقی ترکمن جزو سازهای جهانی کهن به شمار می‌رود، زیرا از نت جهانی پیروی کرده (دو، ر، می، فا، سل، لا، سی) و 1.4 پرده (سوری کورون) ندارد، این پرده در سازهای سنتی ایران مانند سه‌تار موجود است و موسیقی ترکمن برای کسانی که از تاریخ و فرهنگ قوم ترکمن و چگونگی سازها آگاهی نداشته باشند، دریافت شدنی نیست.
موسیقی ترکمن، زبانی نمادین برای انتقال دریافتها و بازگویی احساسات قوم ترکمن به شمار می‌رود، چرا که در گذشته از دل مردم مایه گرفته است و همه پیوند‌های معنوی از راه باغشی‌ها پراکنده می‌شد و به مانند راه پیوند طایفه‌های دور افتاده عمل کرده است.
خدمت بزرگ موسیقی و باغشی ها به ادبیات ترکمن این است که در گذر تاریخ نقش نگاه دارنده‌ ادبیات شفاهی و عامه را همین ساز‌های موسیقی به نوشتن درآمده‌اند، باغشی‌ها برای شناسایی ادبیات گذشته به دوتار شکل داده و سازها را پیچیده‌تر و گوش‌نواز‌تر کرده و آن را به نسل حال و آینده انتقال داده‌اند.
مادیات و شهرنشینی و دگرگونی روحیات، موسیقی سنتی را تکراری و درون‌مایه‌های آن را در ناسازگاری با شرایط حاکم اجتماعی می کند و کم‌توجهی مسئولان از هنرمندان ترکمن، باغشی ها را نسبت آینده هنرشان نگران کرده است.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۶ ، ۱۳:۴۸
aziz ghezel


نقل است که شیخ الرئیس ابوعلی سینا وقتی از سفرش به جایی رسید اسب را بر درختی بست و کاه پیش او ریخت و سفره پیش خود نهاد تا چیزی بخورد .

 روستایی سوار سوار بر الاغ آنجا رسید .از خرش فرود آمد و خر خود را در پهلوی اسب ابوعلی سینا بست تا در خوردن کاه شریک او شود و خود را به شیخ نهاد تا بر سفره نشیند.

شیخ گفت: خر را پهلوی اسب من مبند که همین دم لگد زند و پایش بشکند. روستایی آن سخن را نشنیده گرفت، با شیخ به نان خوردن مشغول گشت. ناگاه اسب لگدی زد. روستایی گفت: اسب تو خر مرا لنگ کرد.

شیخ ساکت شد و خود را لال ظاهر نمود. روستایی  او را کشان کشان نزد قاضی برد. قاضی از حال سوال کرد. شیخ هم چنان خاموش بود. قاضی به روستایی گفت: این مرد لال است؟

روستایی گفت: این لال نیست بلکه خود را لال ظاهر ساخته تا اینکه تاوان خر مرا ندهد. پیش از این با من سخن گفته.
قاضی پرسید : با تو سخن گفت؟

او جواب داد که: گفت خر را پهلوی اسب من نبند که لگد بزند و پایش بشکند. قاضی خندید و بر دانش شیخ آفرین گفت.
شیخ پاسخی گفت که زان پس درزبان پارسی مثل گشت: جواب ابلهان خاموشی است

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۶ ، ۱۳:۴۶
aziz ghezel


پدرش، سلطان محمد خوارزمشاه، زاده سلطان تکش ترکمن و ترکان خاتون از طایفه قانگ‌لی (قئپچاق‌) بود.سلطان جلال‌الدین از مادر ترکمن به دنیا اومده بود و همیشه با ترکمن‌‌ها بود. پدرش، سلطان محمد وقتی در سال‌های آخر عمرش به آبسکون دریای خزر فرار می‌کنه، پسرانش جلال‌الدین، آق‌شاه و اوزلاق خان رو به نزد خودش فرا می‌خونه و اعلام می‌کنه که در مقابل چنگیز خان فقط جلال‌الدین توانایی مقاومت رو داره و به همین خاطر، هر چند با بازی‌های سیاسی و دسیسه‌های ترکان خاتون، قرار بود فرزند دیگر سلطان محمد از زن قئپچاق به سلطنت برسه، خوارزمشاه همون جا جلال‌الدین رو جانشین خودش تعیین می‌کنه.

سلطان جلال‌الدین در فوریه ۱۲۲۱ میلادی بعد از مرگ سلطان محمد خوارزمشاه به قدرت می‌رسه و مبارزه علیه چنگیزخان رو آغاز می‌کنه. با جمع کردن ۳۰۰ سوار جانباز و ورزیده ترکمن، جلال‌الدین به خراسان حرکت و در ناحیه نوسای (به فارسی، نسا) با حمله به لشکر ۷۰۰ نفری از مغول‌ها، اون‌ها رو نابود می‌کنه.

جلال الدین پیکی با نامه ی کوتاه بدین مزمون نزد چنگیزخان می فرسته

« جای دیدار مارا برای کارزار معین کن، من در آن آوردگاه منتظر تو خواهم بود ».

به خاطر حملات جدید گروه خاص جلال‌الدین، چنگیز خان مجبور می‌شه سپاهی ویژه رو به خوارزم و خراسان بفرسته: سپاهی که با فرزندان جوان جلال‌الدین روبرو می‌شه و هر دوی اون‌‌ها رو می‌کشه.

به شهادت شهاب‌الدین نسوی، منشی خوارزمشاهیان و همراه جلال‌الدین در نبردهاش، پیروزی این سپاه ترکمن، اولین پیروزی بر لشکریان چنگیزخان بود و هر چند در مقیاسی کوچک (۷۰۰ نفر)، اما باعث شد جنبش‌های مقاومت جدید در آسیای میانه شکل بگیرن.جلال‌الدین سپس به سمت غزنه حرکت می‌‌کنه و در مرغاب علیا، قائم‌مقام سابق ماری (در فارسی، مرو)، خان ملک ترکمن در راس سپاهی ۴۰۰۰۰ (چهل هزار) نفره از ترکمن‌ها، بهش می‌پیونده. کمی بعدتر، خان بزرگ ترکمن، سیف‌الدین خان که او هم ۴۰۰۰۰ (چهل هزار) سپاه داشت به این گروه ملحق می‌شه. در نزدیکی قندهار، ترکمن‌ها سپاه دیگر مغول رو در هم می‌کوبن و به غزنه می‌رسن. در غزنه،‌ برادر ناتنی جلال‌الدین، امین‌الملک و ژنرال تیمور ملک به سپاه ترکمن‌ها می‌پیوندن. به گروه جدید مقاومت، خان قارلوق‌ها، اعظم ملک و خان افغان، مظفر ملک هم اضافه می‌شن. در تابستان ۱۲۲۱، جلال‌الدین به تخارستان حمله و لشکر مغول‌ها در والیان رو نابود می‌کنه. چنگیز خان که از این شکست‌ها کاملا برآشفته شده بود، برادر خودش و از بزرگترین ژنرال‌های ارتشش، شیگی قوتوقو رو برای انهدام سپاه جلال‌الدین می‌فرسته. در کنار شهر نروان، جنگ بین سپاه جلال‌الدین و ارتش مغول‌ها شکل می‌گیره و چند روز به طول می‌انجامه. مغول‌ها کاملاً شکست می‌خورن و از چند ده هزار سرباز، فقط چند صد‌تای اون‌ها، به همراه شیکی قوتوقو موفق می‌شن به سمت اردوگاه اصلی مغول‌ها فرار کنن.مورخان متفق‌القول هستن که شکست ارتش مغول در نروان تنها شکست بزرگ چنگیزخان در تمامی تاریخ نظامیش در آسیاست.

متأسفانه دربار خوارزمشاهیان، مخصوصاً به خاطر بازی‌های سیاسی ترکان خاتون، بانوی بزرگ دربار، دچار دودستگی و اختلاف شدید بین قئپچاق‌ها و ترکمن‌ها بود و همین اختلافات به سقوط دولت خوارزمشاهیان و گسترش امپراتوری چنگیز‌خان می‌انجامه. یکی از خانان قبجاق به خاطر یک اسب تازی در هنگام تقسیم غنائم، بر سر ملک اغراق که فرمانده لشکر بزرگی بود زد. جلال الدین هرچقدر کوشید نتونست اونها رو آشتی بده. سپس مظفر ملک سپهدار افغان، اعظم ملک سردار قرلوف و ملک اغراق سرکرده خلج ها به دام فریب چنگیز افتادن و اردوی جلال الدین رو ترک کردن. جلال الدین هر چقدر کوشید نتونست به اونها بفهمونه که اگر از یکدیگر جدا بشن چنگیز خان به هر یک از اونها جداگانه حمله می کنه و به راحتی نابودشون می کنه در نتیجه نصیحت های جلال الدین بی نتیجه ماند.

بعد از این واقعه، چنگیز خان شخصاً در راس سپاهی فوق‌العاده بزرگ برای مبارزه با جلال‌الدین حرکت می‌کنه و نبرد تاریخی رود سند شکل می‌گیره.طبق جامع‌التواریخ جلال الدین با هفتصد سرباز دست از جان شسته در قلب لشکر قرار می گیره و پس از نیمروز مقاومت ارتش جلال الدین شکست می خوره. مغولان فرمان چنگیز را که گفته بود « سلطان را به زخم تیر نکشید » به یاد داشتن و به این ترتیب جلال الدین رو محاسره کردند. سرانجام چون کار تنگ شد، جلال الدین اسب خسته ی خودش رو عوض می کنه و سوار اسب ترکمنی و محبوب خودش میشه ، کلاهخود و جوشنش رو به زمین میندازه، تنها شمشیرش رو به دست می گیره و چنان به اسبش می تازه و از فراز سخره های بلند کرانه، خودش رو با اسبش به امواج تیره رنگ رود تیزتاز سند پرت می کنه و شنا کنان به سوی دیگر رودخانه می رسه و از شیب تند سخره ها بالا میره و از اونجا نوک شمشیرش رو به سمت چنگیزخان میگیره و با شمشیر آخته چنگیزخان رو تهدید می کنه، سپس سوار اسبش میشه و خیلی زود از نظرها ناپدید میشه. با مشاهده این واقعه ، «چنگیز خان از غایت تعجب دست بر دهان نهاد و او را با پسران قیاس می‌نمود و می‌گفت، از پدر، پسر چنین باید».

سپاهیان سلطان، زن و مادر جلال الدین رو بخاطر اینکه به چنگ مغولان نیفتند به آب می اندازن تنها کسی که زنده مانده بود و اسیر مغولان شد پسر هفت ساله جلال الدین بود. پسرک رودرروی چنگیزخان ایستاده بود و بی هراس و نفرت بار به چنگیزخان نگاه می کرد. چنگیزخان گفت : « تبار دشمنان ما باید از بیخ برکند. اخلاف چنین مسلمانان دلیری نوادگان مرا ریز ریز خواهند کرد؛ قلب این پسر را بیرون آورید و پیش سگ شکاری من بیاندازید».


سلطان جلال الدین پس از این نبرد سالها از دیاری به دیار دیگر می رفت و به پایمردی دلیران شمشیرزن، پیکار با مغولان رو ادامه می داد. ولی هیچوقت نتونست سپاه بزرگی تشکیل بده و کار با مغولان رو یکسره کنه.


از کتاب تاریخی «چنگیز خان» از واسیلی گریگوریویچ یانچه‌وتسکی

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۶ ، ۱۳:۴۳
aziz ghezel


در طول تاریخ در هر دوره ای حداقل یک حکومت تورک در جهان حکومت کرده است که اکثرا با نام بزرگ خانواده نام گذاری شده اند .  درطول تاریخ حکومت های تورک بسیاری تشکیل شده است و بعضی از این حکومت ها به تمامی جهان حکمرانی کرده اند. اگرچه این حکومتها نامهای مختلفی داشته اند ،لیکن همه این حکومت ها ادامه حکومت واحدی بنام حکومت تورک بوده است .از دوران قبل از اسلام تا به اکنون ،تعداد حکومتهای تورک به بیش از 110حکومت بالغ است. از این تعداد 15 حکومت امپراطوری (خاقانلیق)،حدود 40 حکومت منطقه ای ،34حکومت به صورت بگلیک و4 حکومت بصورت آتا بگلیک و17 حکومت بصورت خانلیق اداره شده است .اغلب برای اداره بهتر امپرا طوری ها همانند امپراطوری هون ،امپراطوری به دو بخش شرقی و غربی تقسیم می شد ‌.اکنون نام حکومت های تشکیل شده از زمان امپراطوری هون های آسیا تا به اکنون را در اینجا می آوریم.

امپراطوری ها(خاقانلیق): 1-امپراطوری هونهای آسیا(قرن 4 قبل از میلاد- سال 48 بعد از میلاد)

2-امپراطوری هونهای اروپا(374- 469میلادی)

3-امپراطوری هونهای سفید(قرن 4 بعد از میلاد- سال 557 بعد از میلاد)

4-امپراطوری گؤی تورک اول(552-582 میلادی)

5-امپراطوری گؤی تورک شرقی(582-630 میلادی)

6-امپراطوری گؤی تورک غربی(582-630 میلادی)

7-امپراطوری گؤی تورک دوم(681-744 میلادی)

8-امپراطوری اویغور(744-840 میلادی)

9-امپراطوری آوارهای اروپا(قرن 6 بعد از میلاد- سال 805 میلادی)

10-امپراطوری خزر(قرن 7 بعد از میلاد-سال 965 میلادی)

11-امپراطوری بزرگ سلجوقی(1040-1157 میلادی)

12-امپراطوری خوارزمشاهیان(1097-1231 میلادی)

13-امپراطوری تیمور(1370-1405 میلادی)

14-امپراطوری بابر(1526-1858 میلادی)(امپراطوری ترکان هند)(این دوران جزو درخشانترین دوران تاریخ هند میباشد.اکبر شاه تمامی کتابهای فلاسفه یونان و جهان،خصوصا کتابهای ارسطو را در کتابخانه خصوصی خود گرد آورده بود.مسجد تاج محل در هند، از یادگارهای این دوران میباشد. با وجودی که خاقان های امپراطوری بابر، فرزندان امیر تیمور(تیمور لنگ) می باشند و تیمور خود از ترکهای ازبکستان میباشد،دشمنان ملت ترک از آنان با نام امپراطوری مغولان هند نام میبرند.)

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۶ ، ۱۳:۳۰
aziz ghezel


در میان ترکمن ها، استفاده از رنگ قرمز، کاربردهای فراوانی دارد و از اهمیت خاصی برخوردار است. در فرش و پشتی و پوشاک ترکمن به وی‍ژه لباس عروس در گذشته حتی در خوشمزه ترین غذاهای آنها می توان به راحتی به این موضوع پی برد.
آرمینوس وامبری، سیاح بلغاری در کتاب خود با نام سیاحت درویش دروغین می نویسد: «لباسش اعم از مردانه یا زنانه به استثنای بعضی تغییرات مختصر که عبارت از افزودن چند قطعه زینت آلات کوچک کار ایرانی می باشد، همان لباسی است که اهالی خیوه بر تن دارند، پوشش اساسی آنها، همان پیراهن ابریشمی قرمز است که زن و مرد هر دو آن را انتخاب کرده اند. در موقع جشن و ضیافت، زن ها روی پیراهن بلند خود شالی می بندند که از دو طرف آویزان می شود، این لباس مخصوصا ایجاب می کند که چکمه های پاشنه بلند به رنگ قرمز یا زرد، به پا کنند.»

در میان ترکمن ها، استفاده از رنگ قرمز، کاربردهای فراوانی دارد و از اهمیت خاصی برخوردار است. در فرش و پشتی و پوشاک ترکمن به وی‍ژه لباس عروس در گذشته حتی در خوشمزه ترین غذاهای آنها می توان به راحتی به این موضوع پی برد.
آرمینوس وامبری، سیاح بلغاری در کتاب خود با نام سیاحت درویش دروغین می نویسد: «لباسش اعم از مردانه یا زنانه به استثنای بعضی تغییرات مختصر که عبارت از افزودن چند قطعه زینت آلات کوچک کار ایرانی می باشد، همان لباسی است که اهالی خیوه بر تن دارند، پوشش اساسی آنها، همان پیراهن ابریشمی قرمز است که زن و مرد هر دو آن را انتخاب کرده اند. در موقع جشن و ضیافت، زن ها روی پیراهن بلند خود شالی می بندند که از دو طرف آویزان می شود، این لباس مخصوصا ایجاب می کند که چکمه های پاشنه بلند به رنگ قرمز یا زرد، به پا کنند.»
درباره اهمیت رنگ قرمز در میان ترکمن ها افسانه ای وجود دارد که سینه به سینه از گذشتگان تا به امروز نقل شده است.
مرحوم نیازمحمد نیازی که جزو پنجاه و یک محقق فرش جهان بود، معتقد است ترکمن ها با الهام از رنگ ارغوانی و سرخ زیبا و بی نظیری که در لحظه ی طلوع و غروب آفتاب در هم می آمیزد، در نقش های قالی و دیگر صنایع و هنرهای خود به طور خاص استفاده می کنند. نیازی افسانه ای که دلیل اهمیت رنگ قرمز را در میان ترکمن ها نشان می دهد، را این چنین شرح می دهد:
« شاهزاده خانم عاشق چوپانی می شود و با مخالفت پدرش مواجه می گردد. اصرار شاهزاده برای ازدواج باعث می شود شاه او را به زندان قصر بیندازد و نگهبانی بر او بگمارد تا فکر ازدواج با چوپان از سر شاهزاده خانم بیرون رود، اما پرنده ای در این میان، واسطه ی بین شاهزاده و چوپان می شود.
چوپان هر روز پشم گوسفندان را به پرنده می دهد و پرنده نیز پشم را به شاهزاده که در زندان قصر است، می رساند.
شاهزاده خانم با استفاده از پشم هایی که هر روز پرنده برای او می آورد، شروع به بافتن قالیچه می نماید تا این که این موضوع به گوش شاه می رسد. شاه با آگاه شدن از موضوع، به نگهبان قصر دستور می دهد که با مشاهده ی پرنده، تیری پرتاب کند و پرنده را بکشد.
روزی از روزها، پرنده از چوپان پشم گرفته و به طرف زندان قصر پرواز می کند. شاهزاده خانم مثل همیشه در جلوی پنجره ی زندان در انتظار پرنده است و نگهبان تیر و کمان خود را آماده کرده تا به محض دیدن پرنده، تیری پرتاب کند و … . پرنده می آید و آمدن پرنده یعنی این که هنوز عاشقی چوپان و شاهزاده ادامه دارد. با دیدن پرنده، شادی در چشمان شاهزاده برق می زند. پرنده آرام در کنار پنجره فرود می آید تا پشمی که چوپان برای او فرستاده را تحویل دهد، نگهبان نیز که مترصد فرصتی است تا پرنده را از پای در آورد، درست همان لحظه که پرنده می خواهد پشم را به شاهزاده بدهد، تیری رها می کند. تیر از بدن پرنده عبور می کند و قلب شاهزاده را می شکافد … شاهزاده با قلب خونین بر روی قالیچه ای که بافته می افتد و قالیچه سرخ سرخ می شود.»
این افسانه تأثیر عمیقی بر روی ترکمن ها در استفاده از رنگ قرمز گذاشته و از رنگ قرمز به عنوان نماد عشق و علاقه یاد می کنند.

نویسنده: عبدالرحمان قاضی لر
منبع؛سایت بایراق

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۶ ، ۱۳:۲۴
aziz ghezel


صفرمراد نیازوف (رئیس جمهور سابق ترکمنستان): مختومقلی فراغی تاج مرصع و پر تلاءلوی ستون روحی مردم ترکمن است. طبع بلند و بزرگمنشی مردم ترکمن ، شرم و حیای آنها و معیار عدل و انصاف آنها در اشعار این سخنور بزرگ نمایان است.

محمدولی کمینه: مختومقلی محصول اراضی سخن و سخنوری را درو کرده و رفته است. تنها کاری که ما می توانیم انجام دهیم ، خوشه چینی آن است.

کریم قربان نفس: شاعر توانمند و معاصر ترکمنستان، با تخلیص از شعر داغلار مختومقلی، اشعار او را چون کوههای با عظمت می داند که ریشه در خاک دارند.

والری ولادیمیرویچ بارتلد: بین مردم ترک ، تنها ترکمن ها هستند که شاعری ملی همچون مختومقلی دارند.

یوگنی ادواردویچ برتلس: مختومقلی یکی از عقیق های گرانسنگ ادبیات شعری ترکمن است و اوست که در زمانه ی ما ، همچون نگینی بر انگشتری نو ، با نور خیره کننده ی خود می تابد.

یوگنی ادواردویچ برتلس: مختومقلی ، جام جمشید است.

چنگیز آیتماتف : قرن 18 در ترکستان، قرن اشعار مختومقلی است. این شخصیت بزرگ سخنور که بخشی از خزائن شعری جهان است ، توانسته با شعر سخن بگوید.

ای.س. براگینسکی : مختومقلی زبان ترکمنی را که زبان مادری اش بوده ، تا حد زبان ادبیات هنری ارتقاء داده است. او با این کار ، در ابتدای امر مردم خودش را به زبان ادبی رسانده است.

آ. وامبری : که هفتاد سال بعد از وفات شاعر، به منطقه ترکمن صحرا سفر کرده بود، در سفرنامه خود درباره مختومقلی چنین می نویسد: اشعار مختومقلی دارای جنبه خاصی است به این معنی که: اولاً نمونه کاملی از لهجه خالص ترکمنی را به دست می دهد، ثانیاً در نوشته های او یک قاعده و نظم کلی وجود دارد که در سایر آثار ادبی به ندرت یافت می شود. اشعار این شاعر شوریده، سینه به سینه نقل گشته، در میان مردم دارای محبوبیت خاصی است. بیشتر اشعار او، به لحاظ ظرافت و لطافت زبانزد خاص و عام و به عنوان ضرب المثل در افواه مردم جاری است.

پروفسور برتلس : مختومقلی را به جام جم تشبیه کرده است، چرا که او آیینه نمایان ادبیات ترکمن و تجلی احساسات و ادراکات یک ملت است. گذشته از این، او را گوهر گران قیمت و نگین انگشترینی می داند که نور و شعله اش چشم هر بیننده ای را خیره می کند.

بارتولد: ضمن بررسی شخصیت علمی و فرهنگ اقوام ترک، مختومقلی را ستوده و در کتابش این گونه آورده است: «از میان اقوام ترک، این تنها قوم ترکمن است که شاعر ملی چون مختومقلی را دارد.»

آلکساندر خودزکو یا شودزکو : سه سروده فراغی را در کتاب سروده های مردم خراسان ترجمه کرده است. وی با توجه به همین مقدار اندک اشعار فراغی چنین می نویسد: اشعار قلیلی که از وی به جای مانده، نشانه ای ست از خلاقیت آن ابر مرد. در اینجا می بایست به یکی از ویژگیهای اشعارش اشاره کرد و آن عشقی است که مختومقلی به طبیعت دارد. عشقی چنین، در بین شعرای آسیایی نسبتاً نادر است و تأملات فلسفی وی در پوچی مظاهر دنیوی را نیز باید متوجه شد، در کشوری چون ایران که مذهب و شعر مهمترین جنبه های تمدن مردم اند، مختومقلی خدمتی بزرگ کرده است.

ماتی کوسایف: نیز او را شاعری با فراست خوانده، در مقدمه اثرش، فراغی را چنین معرفی می کند: ادبیات ما قبل از این شاعر، هیچ شاعر دیگر به خود ندید و هیچ شاعری به اندازه فراغی ادبیات ما را به اوج نرسانده است. او در مردمی کردن ادبیات ترکمن سهم فراوانی داشته است.

بردی کربابایف : در مقالات خود او را،رادمرد ادبیات کلاسیک ترکمن شناخته، می گوید: او با اشعار و سخنان دلنشین و جذاب، عصر و آینده ادبیات ترکمن را سر بلند کرده است.

سید محمد علی جمالزاده: در ترجمه کتاب جنگ ترکمن مختومقلی را به لحاظ احیاء ادب و فرهنگ ترکمن به عنوان فردوسی ترکمنان معرفی کرده است.

ناظم حکمت: مختومقلی شاعر من نیز هست. زبان او زبان من نیز هست. من چیزهای زیادی از مختومقلی می آموزم. او استاد من نیز هست. بین چیزهایی که او آموخته ، می خواهم مخصوصاً بر روی یکی تأکید نمایم و آن مبارزه برای آزادی مردمش است.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۶ ، ۱۳:۲۱
aziz ghezel


من


دانی که من به عالم،بیرتک سنی سویر من
دا می در برم نیایی،اندر غمت اولر من

من یار باوفایم بر من جفا قیلار سن
گر تو مرا نخواهی،من خود سنی دیلار من

روی چو ماه داری،من شاد دل آز آنم
زان شکر لبانت،بیر اوپمه جیک دیلار من

تو همچو شیر مستی،دانی قانیم ایچر سن
من چون سگان کویت،دنبال تو گزر من

فرمای غمزه ات را،تو خون من نریزد
ور نی سنینگ الیندن،من یارغی غا بارار من

هردم به خشم گویی،بارغیل منینگ قاتیمدان
من روی سخت کرده، نزدیک تو دورار من

روزی نشست خواهم یالنگیز سنینگ قاتینگدا
هم سن چاقیر ایچرسین،هم من قوپوز چالار من

روزی که من نبینم آن روی همچو ماهت
جانا نشان کویت از هرکسی سورار من

ماهی چو شمس تبریز،غیبت نمود گفتند
از دیگری نپرسید،من سویله دیم آرار من

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۶ ، ۱۳:۱۶
aziz ghezel

امیر تیمور که داماد امیر حسن بیگ ترکمن بود پس از برپا کردن قدرتی در تاتارها و ازبک ها و ترکمن های تکه و یموت و بخصوص ساریق و سالورها و ترکمن های دیگر، ترکستان را با خود همدست نموده با این نیروی عظیم تاتار و ترکمن به ایران و هند و تا کرانه های رود ولگا و از طرف مغرب تا دمشق و دشت آناطولی، یورش های تاریخی خود را آغاز کرده و نواحی نامبرده را به زیر سم سواران ترک و ترکمن در هم کوبید.
تیمور که در زبان ادبیات ترکمن به نامهای تیمور کور تکه یا دمیرخان و غیره معروف است، مردی دلیر، قدرتمند و سیاستمدار است و از طرف پدر نسبت اش به تاتارها و چنگیز می رساند و به همین علت نیز با ترکمن های ساروق و سالور و تکه بسیار مهربان بود و حتی یا دختر امیر حسن بیگ رئیس ایل ترکمن های سالور که نسبت خود را به تویلی خان پسر چنگیز می رساندند ازدواج کرده و بدین وسیله ترکمن ها، تاتارها و ازبک ها را سالها در جنگ و ستیز با همدیگر بودند متحد کرده و نیروی بسیار عظیمی از اتحاد این قبایل تهیه و تدارک نمود و این امر موجب پیشرفت کار او گردید.
تیمور مدتی با ترکمنان رابطه حسنه داشت و حتی آنها را در لشکر کشی های سال 794 هجری با خود همراه نمود، ولی مدتی بعد بسیاری از ترکمنان آق قویونلو را در سمنان و شاهرود قتل عام کرد.
در لشکر تیمور هزاران سوارکار دامدار از جمله ترکمن ها به اجبار کشته شدند. آنان در لشکرکشی های دور و دراز تیمور هم شرکت داشتند به عنوان مثال در لشکرکشی سال 794 هجری شیخ داود ترکمن هم شرکت داشت. در این سال ترکمن های بایات علیه سیاست ظالمانه تیمور قیام کردند. شورشیان خود را طرفدار تقتامیش خان سرکرده اردوی طلائی اعلام و با زدن سکه به نام وی و خواندن خطبه این مسئله را به اثبات رساندند. قیام توسط میرانشاه پسر تیمور سرکوب گردید، وی از کله کشته ها مناره ساخت.
تیمور در سال 808 هجری در هجوم به ختای از دنیا رفت، با مرگ وی امپراطوری او نیز پراکنده گردید. درباره جنبش ترکمن ها علیه تیموریان اطلاعاتی هست که به دوران ما رسیده است. بعد از مرگ تیمور، ترکمن ها از جنگ بین خان ها استفاده کرده و در مناطق اوغورچ کنار دریای خزر و در دهستان شورش برپا کردند. در سال 812 و 813 هجری به سمت کوه های بلقان کوچ کردند. ریش سفیدان ترکمن ها نزد شاهرخ تیموری آمده و از وی اختیار سرزمین های خود را بدست آوردند و در اواخر قرن نهم هجری دهستان به صورت متروکه درآمده از حالت شهر بودن خارج شد.

منابع :
امین الله گلی، «سیری در تاریخ سیاسی اجتماعی ترکمن ها»
مایسا ایری، «سیری در تاریخ ترکمن
»

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۶ ، ۱۳:۱۳
aziz ghezel