مطالب گوناگون

از اینکه زنی با تو دیوانه وار بحث می کند خوشحال باش، دنیای زن ها کاملا متفاوت است، زن اگر سکوت کرد، بدان سکوتش نشانه پایان توست

مطالب گوناگون

از اینکه زنی با تو دیوانه وار بحث می کند خوشحال باش، دنیای زن ها کاملا متفاوت است، زن اگر سکوت کرد، بدان سکوتش نشانه پایان توست

وقتی مردان حرمت مرد بودنشان را بدانند و زنان شوکت زن بودنشان را مردان همیشه مرد میمانند و زنان همیشه زن و آنگاه هر روز ، نه روز "زن" و نه روز "مرد" بلکه روز "انسان" است.


آخرین نظرات
  • ۱۳ بهمن ۹۵، ۰۲:۲۱ - تنهایی زیباست
    منبع :-p

۴۸ مطلب در آذر ۱۳۹۵ ثبت شده است


اگر کسی شخصی را متهم کند و متهم شده به رودخانه برود و در آب غرق شود، اتهام درست بوده و اتهام زننده خانهٔ متهم را صاحب می‌شود. اگر رودخانه بی گناهی متهم را ثابت کند و او بدون آسیب بیرون بیاید، اتهام زننده به مرگ محکوم است و متهم خانهٔ اتهام زننده را صاحب می‌شود. اگر شخصی اتهام جرمی را نزد بزرگان (پیران) بیاورد و نتواند اثبات کند، اگر اتهام جرم بزرگ باشد مجازات او مرگ است.

اگر شخصی چیزی را از معبد یا دربار بدزدد هم دزد و هم دریافت کنندهٔ جنس محکوم به مرگ هستند.

اگر کسی از پسر یا بردهٔ مرد دیگری بدون شاهد یا قرار داد چیزی بخرد، طلا یا نقره، بردهٔ مرد یا زن، گوسفند یا گاو، خر … فرد خریدار در حکم دزد است و به مرگ محکوم است.

اگر کسی گله یا گوسفند یا خوک یا بزی بدزدد و آن متعلق به خدا یا دربار باشد باید ۳۰ برابر بپردازد.

اگر متعلق به مرد آزاد دیگری باشد باید ۱۰ برابر بپردازد و اگر چیزی برای پرداخت ندارد به مرگ محکوم است.

اگر کسی جنسی را از دست بدهد و آنرا در مالکیت دیگری بیابد و این شخص ادعا مند که آنرا از بازرگانی و در برابر شاهدانی خریده. و صاحب مال نیز ادعا کند که شاهدانی دارد که شهادت دهند این جنس از آن اوست، انگاه باید خریدار تاجر و شاهدان خود و مالک نیز شاهدان خود را بیاورد و قاضی شهادت آنها را بیازماید. در اینصورت تاجر دزد به حساب می‌آید و به مرگ محکوم است.

اگر خریدار تاجر و شاهدان را نیاورد و مالک شاهد بیاورد، خریدار دزد است و به مرگ محکوم.

اگر مالک شاهدی نیاورد در آنصورت او بدکار است و به مرگ محکوم.

اگر شاهدان در دسترس نباشند، قاضی فرجهٔ شش ماهه‌ای می‌دهد و اگر در آن ۶ ماه نیز شاهدان نیایند، فرد بدکار است و باید جریمه بپردازد.

اگر کسی بردهٔ مرد یا زنی از دربار یا از مرد آزاد دیگری را در خارج از دروازهٔ شهر بگیرد، او به مرگ محکوم است.

اگر بردهٔ مرد یا زن فراری از دربار یا متعلق به مرد آزاد دیگری به خانهٔ کسی بروند و او آنرا به مجل اعلان عمومی نیاورد رییس خانه به مرگ محکوم است.

اگر کسی بردهٔ مرد یا زنی را در مناطق بیابد و آنرا به صاحبش برگرداند صاحب برده باید دو شکل نقره به فرد بپردازد.

اگر برده از گفتن نام صاحب خود خودداری کند باید آنرا به قصر آورند و جستجوی بیشتری شود تا او را به صاحبش باز گردانند.

اگر کسی سوراخی به خانه‌ای حفر کند (برای دزدی) شخص در برابر همان سوراخ باید کشته و دفن شود.

اگر از کسی دزدی شد و دزد گرفته نشد او باید با سوگند آنچه از او دزدیده شده را بیان کند و جامعه یا آنکه در محدودهٔ قدرت او این دزدی رخ داده باید دزدی را جبران کند.

اگر شخصی دزدیده شد، جامعه باید یک مینا نقره به بازماتندگان شخص بپردازد.

اگر آتش خانه‌ای را ویران می ساخت و کسی که آمده بود آتش را خاموش کند چشم به مال صاحبخانه داشت و آن مال را تصرف کرد باید خود در آتش افکنده شود.

اگر سردسته یا سرباز معمولی ای که باید به فرمان شاه به جنگ می‌رفت، سربازی را اجیر کند تا به جای او به جنگ رود، اگر از پرداخت خودداری کند آن سردسته/سرباز به مرگ محکوم است و فرد اجیر خانهٔ او را صاحب می‌شود.

اگر شخصی مزرعهٔ خود را به نرخ مشخصی اجاره داد و پول را دریافت کرد ولی هوای بد محصول را از میان برد خسارت بر عهدهٔ کشاورز است.

اگر کشاورز به دلیل ناموفقیت در سال نخست کشت را به دیگری بسپارد، مالک نمی‌تواند ایرادی بگیرد و مطابق قرارداد سهمش را در پایان دریافت می‌کند.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۵ ، ۰۳:۱۹
aziz ghezel


گویند یعقوب لیث صفاری؛ پادشاه سلسله صفاریان و نخستین شهریار ایرانی پس از اسلام ؛ شبی هرچه کرد ؛ خوابش نبرد.
غلامان را گفت حکمأ به کسی ظلم شده؛ او را بیابید .
پس از کمی جست و جو ؛ غلامان بازگشتند و گفتند سلطان به سلامت باشد؛ دادخواهی نیافتیم.
اما سلطان را دوباره خواب نیامد؛ پس خود برخاست و با جامه مبدل؛ از قصر بیرون شد.
در پشت قصر صدای ناله ای شنید که: خدایا ! یعقوب هم اینک به خوشی در قصر خویش نشسته و در نزدیک قصرش اینچنین ستم میشود.
سلطان گفت: چه میگویی؟ اینک من یعقوبم و از پی تو آمده ام. بگو ماجرا چیست؟
آن مرد گفت : یکی از خواص تو که نامش را نمیدانم؛ شبها به خانه من می آید و به زور زن مرا مورد آزار و اذیت قرار میدهد.
سلطان گفت : اکنون کجاست؟
مرد گفت: شاید رفته باشد.
شاه گفت : هرگاه آمد؛ مرا خبر کن و آن مرد را به نگهبان قصرمعرفی کرد و گفت هرزمان این مرد مرا خواست؛ به من برسانیدش حتی اگر در نماز باشم .
شب بعد ؛ باز همان شخص به خانه آن مرد بینوا رفت. مرد مظلوم به سرای سلطان شتافت.
یعقوب لیث سیستانی؛ با شمشیر برهنه به راه افتاد؛ در نزدیکی خانه صدای عیش مرد را شنید؛ دستور داد تا چراغها و آتشدانها را خاموش کنند.
آنگاه داخل رفت و ظالم را با شمشیر کشت.
پس از آن دستور داد تا چراغ افروزند و در صورت کشته نگریست. پس در دم سر به سجده نهاد.
آنگاه صاحب خانه را گفت قدری نان بیاورید که بسیار گرسنه ام.
صاحبخانه گفت: پادشاهی چون تو؛ چگونه به نان درویشی چون من قناعت توان کردن؟
شاه گفت:هرچه هست بیاور.
مرد پاره ای نان آورد و سبب خاموش و روشن کردن چراغ و سجده و نان خواستن سلطان را پرسید.
سلطان گفت: آن شب که از ماجرا آگاه شدم؛ با خود اندیشیدم در زمان سلطنت من کسی جرأت این کار را ندارد مگر یکی از فرزندانم.
پس گفتم چراغ را خاموش کن تا محبت پدری؛ مانع اجرای عدالت نشود.
چراغ که روشن شد دیدم بیگانه است؛ پس سجده شکر گذاشتم.
اما غذا خواستنم از این رو بود که از آن شب که از چنین ظلمی در سرزمین خود آگاه شدم؛ با پروردگار خود پیمان بستم لب به آب و غذا نزنم تا داد تو را از آن ستمگر بستانم.
از آن ساعت تا به حال چیزی نخورده ام . . .

گر به دولت برسی؛ مست نگردی؛ مردی  
گر به ذلت برسی؛ پست نگردی مردی

اهل عالم همه بازیچه ی دست هوسند
گر تو بازیچه این دست نگردی؛ مردی.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۵ ، ۰۳:۱۱
aziz ghezel


در ایران انتخاب نام خانوادگی از سال‌های انقلاب مشروطه در میان قشر روشنفکر جامعه رواج یافته بود؛ اما با پایان یافتن جنگ جهانی اول و در سال 1304، واحد زیرمجموعه بلدیه به «اداره» ارتقا یافت و عنوان «احصائیه» برای آن انتخاب شد.
پس از آن و در زمان سلطنت رضاشاه، در سال 1313 با تصویب قانون مدنی، استفاده از القاب گذشته منسوخ و انتخاب نام خانوادگی برای همه اتباع ایران اجباری شد.
در این دوران، افرادی به‌عنوان مامور ثبت به مناطق مختلف فرستاده می‌شدند تا نام خانوادگی برای هر طایفه مرجع قانونی داشته باشد.  گزینش نام خانوادگی نیز معمولا از چند روش پیروی می‌کرد که یکی از آنها پیشه نیاکان در یک قوم است. محل اسکان قوم و نام یا شهرت بزرگ خاندان (پدر، پدربزرگ، جد)، از دیگر شیوه‌های متداول انتخاب نام خانوادگی بوده است.
گاهی هم یک نام خانوادگی بر اساس شغل یا حرفه (همچون صراف، جواهریان، پزشکزاد) یا یک ویژگی بدنی یا فیزیکی (خوش‌چهره و قهرمان) انتخاب می‌شد.  در نهایت و با تصویب قانون مدنی کشور در سال 1313 ثبت نام خانوادگی نیز اجباری شد. براساس قانون، سرپرست خانواده باید برای خانواده خود نام‌خانوادگی انتخاب می‌کرد و نام خانوادگی تخصیص یافته از سوی وی به سایر افراد خانواده‌اش هم اطلاق می‌شد.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۵ ، ۰۳:۱۰
aziz ghezel


پاسخ : قرآن‌، داستان ذوالقرنین را در سوره کهف‌، آیات 83 تا 98 بیان کرده و برای او ویژگی‌هایی را بر شمرده است‌.

معنا و مفهوم آیات مشخص است و در آن بحث خاصی نیست اما اختلافی که وجود دارد و موضوع بحث است، خارج از مباحث آیات است (و خود آیات هم به این مطلب نپرداخته) و آن اینکه این فردی که قرآن داستانش را بیان کرده، از نظر تاریخی کیست و بر چه کسی انطباق دارد؟

مفسران در این مطلب اختلاف ‌نظر دارند:

برخی او را اسکندر مقدونی و عده‌ای او را "شین هوانک تی‌" و برخی او را کوروش کبیر و ... دانسته‌اند و هر یک کوشیده‌اند تا این ویژگی‌های قرآنی را به آن‌ها تطبیق دهند، امّا نظر برخی مفسران مانند علامه طباطبایی‌ در المیزان و آیة‌الله مکارم شیرازی‌ در تفسیر نمونه این است که ذوالقرنین همان کورش کبیر، پادشاه هخامنشی است‌.

قرینه‌هایی که ایشان برای تأیید نظر خود (از آیات سوره کهف که درباره ذوالقرنین است و انطباق با تاریخ) می‌آورند از این قرار است‌:
- ذوالقرنین شخصیتی است که خداوند به او تمکن در روی زمین و قدرت و اختیار داده است و این با شخصیت کورش که بر بخش عظیمی از آسیا و اروپا دست یافته و نخستین امپراتوری بزرگ تاریخ را تأسیس کرده است‌، توافق دارد
- ذوالقرنین مطرح شده در قرآن خداشناس و موحد است و کورش هم خداشناس و یکتاپرست بوده است و معقول‌ترین تاریخی که برای ظهور زرتشت یاد می‌شود، بین قرن ششم پیش از میلاد است که با تاریخ حیات کورش توافق دارد.
- ذوالقرنین سفر یا لشکرکشی به غرب یا مغرب خورشید داشته است و این با لشکرکشی کورش به سیری در آسیای صغیر و تسخیر آن سرزمین انطباق دارد.
- ذوالقرنین سفر یا لشکرکشی به شرق یا مشرق خورشید داشته است و این با لشکرکشی کورش به جنوب شرقی و (مکران و سیستان‌) و شمال‌شرقی (حدود بلخ‌) انطباق دارد.
- ذوالقرنین با قومی وحشی مواجه شده است و این با رفتن کورش به سمت شمال و نبرد با اقوام وحشی «سکا» که به عبارتی همان یأجوج و مأجوج هستند، انطباق دارد. در این جا کورش اقوام وحشی را عقب می‌راند و در معبر داریال سدّی با آهن و مس می‌سازد که هنوز بقایای این سد برپاست‌.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۵ ، ۰۳:۰۶
aziz ghezel


واژهٔ ایران در پارسی باستان «آئیریانا» و در پارسی میانه به شکل «اِران» بوده، و به معنای «سرزمین مردمان نژاده و نجیب » است.

کردها هنوز ایران را با همان نام کهن «اِران» تلفظ می کنند.

واژهٔ «آریا» در زبان‌های اوستایی، پارسی باستان و سنسکریت به ترتیب به شکل‌های «اَیریَه» ، «آریَه» و «آریه» به کار رفته‌است.

همچنین در زبان سانسکریت «اَریَه» به معنی سَروَر و مهتر و «آریاکَه» به معنی مَردِ شایستهٔ بزرگداشت است و آریایی به‌ زبان اوستایی «اَئیریان» و به زبان پهلوی و پارسی دری «ایر» خوانده می‌شود .

ایر یعنی «نجیب» و جمع آن «ایران»به معنی «نجیبان» است. این واژه در اوستا به گونه« ایران ویج » نیز آمده است.

نام ایران به معنی «سرزمین نجیبان» است و مدت‌ها پیش از اسلام نیز نام بومی آن نیز ایران، اِران، یا ایرانشهر بود.

از ۶۰۰ سال پیش از میلاد تا ۱۳۱۴ (۱۹۳۵) در میان اروپاییان با نام «پرشیا» که همان «پارس » در دوره هخامنشی است شناخته می‌شد که در سال ۱۳۱۴ خورشیدی در شرف تأسیس لیگ ملل با درخواست رسمی رضاپهلوی همان نام بومی کشور(ایران) نامیدند.

در طول تاریخ برای سرزمین ایران نام‌های فراوانی بکار رفته که مهمترین آنها دو نام "ایران و Persia است.

کتاب اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان صفحه ۲۲ تا۴۷ نامهای سرزمین ایران شرح و بسط داده است.

بنابر اسناد تاریخی، شواهد، قراین، فرهنگ شفاهی، کشفیات باستان‌شناسی و زبان‌شناسی می‌توان گفت ۴ نام برای کشور ایران بکار رفته‌است.

با وجود اینکه ایران تنها نامی است که نزد ایرانیان بطور مستمر در طول هزاران سال بکار می رفته است و تنها در شاهنامه بیشتر از ۷۲۰ بار و در کتاب عبید زاکانی بیشتر از ۴۰۰ بار واژه ایران و ایرانا بکار رفته است.

و نماد و رمز وحدت و تقدس به خود گرفته است اما اروپائیان تا اواخر سده هفده هیچگاه و یا بندرت این نام را بکار نبرده اند و در عوض همواره "پارس " را هم چم و بجای ایران بکار می برده اند. در تمامی اسناد و قراردادها سده های گذشته بین ایران و دولتهای خارجی نیز در متن پارسی ایران و در متن خارجی پارس بکار رفته است.

بعضی‌ها ایران ویج را به معنی اقوام ایرانی تعبیر کرده‌اند که این تعبیر اشتباه است.
ویج - ویچ - بیج و بیجه همگی یک ریشه دارند و به معنی سرزمین و زمین و کشتکر و کشور است.

برای هریک از این نامها نقشه ها و سندهای تاریخی وجود دارد..

واژه ایران به عنوان یک واحدجغرافیای سیاسی در کتاب مسالک الابصار فی ممالک الامصار( شهاب الدین احمد بن فضل الله عمری (۷۰۰ - ۷۴۹ق) ایران را در فصلی بنام مملکت ایرانی ها توضیح داده شده است. اروپایی ها همواره تا سال ۱۳۱۳ ش. از ایران بنام Persia(انگیسی)، Perse(فرانسه)، Persien(آلمانی) و ... یاد کرده اند.

دراروپا اشتیلرآلمانی اولین بار بجای Persien نام ایران را در نقشه ها رایج ساخت.

واژهٔ ایران (به پارسی باستان «اَئیریَه‌نا»، به پارسی میانه: Ērānšahr)، و برگرفته از کلمه «آریانام خْشَترام» و به معنای «سرزمین آریاییان» است که در گذر زمان به ایرانشهر و سپس در دورهٔ ساسانی به ایران تبدیل شده‌است.

تاریخ ایرانی: روز اول فروردین ۱۳۱۴ شمسی طبق بخشنامه وزارت امور خارجه نام پارس یا پرشیا، رسما به ایران تغییر یافت. پیش‌تر نام ایران در مجامع بین‌المللی به عنوان پرشیا یا پارس خوانده می‌شد و هنوز در برخی از کتب قدیمی‌ خارجی می‌توان چنین نامی‌ را در مورد ایران یافت.

در این روز همچنین تاریخ رسمی کشور طبق ماه‌های شمسی تنظیم شد و به کار بردن ماه‌های هجری قمری ممنوع گردید.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۵ ، ۰۳:۰۳
aziz ghezel

نوشته ای که می خوانید نامه ای است که” مرحوم میرزا محمد الویری” به مرحوم احمدخان امیر حسینی سیف الممالک فرمانده فوج قاهر خلج نوشته که شروع تا پایان نامه از حروف بی نقطه الفبا انتخاب و در نوع خود از شاهکارهای ادب زبان پارسی به شمار می آید.   انگیزه نامه و موضوع آن کمی در آمد و کثرت عائله و تنگی معیشت بوده است. این نامه در زمان ناصرالدین شاه بوده.

متن نامه :  سر سلسله امرا را کردگار احد، امر و عمر سرمد دهاد. دعا گو محمد ساوه ای در کلک و مداد ساحرم و در علم و سواد ماهر. ملک الملوک کلامم و معلم مسائل حلال و حرام. در کل ممالک محروسه اسم و رسم دارم. درهرعلم معلم و در هراصل موسسم .در کلک عماد دومم درعالم، درعلم وحکم مسلم کل امم سرسلسله اهل کمالم اما کوطالع کامکار و کو مرد کرم؟ دلمرده آلام دهرم. کوه کوه دردها در دل دارم. مدام در دام وام، و علی الدوام در ورطه آلام دهرم هر سحر و مسا در واهمه و وسواس که مداح که گردم و کرا واسطه کار آرم که مهامم را اصلاح دهد و دو سه ماهم آسوده دارد. مکرر داد کمال دادم و در هر مورد مدح معرکه ها کردم. همه گوهر همه در، همه لاله همه گل، همه عطار روح همه سرور دل، اما لال را مکالمه و کررا سامعه و کور را مطالعه آمد. همه را طلا سوده در محک ادراک آورده احساس مس کردم و لامساس گو آمدم. اما علامه دهرم، ملولم و محسود و عوام کالحمار محمود و مسرور … لا اله الا الله وحده وحده دلا در گله مسدود دار در همه حال که کارهای همه عکس مدعا آمد علاوه همه دردها و سرآمد کل معرکه ها عروس مهر در آرامگاه حمل در آمد. عالم و عام لام و کرام، صالح و طالح، صادر و وارد، کودک و سالدار، گدا و مالدار، همه در اصلاح اهل و اولاد و هر کس هر هوس در معامله و سودا دارد آماده و اطعمه و هر سماط گرد آورده، حلوا و کاک، سرکه و ساک، کره و عسل، سمک و حمل، گرمک و کاهو، دلمه و کوکو، امرود و آلو، الی کلم کدو، همه در راه، مکر دعاگو که در کل محرومم و در حکم کاالمعدوم. اگر موهوم و معلول معدل سه صاع و دو درم ارده گردد حامد و مسرورم. مگر کرم سر کار اعلی که سرالولد و سرالوالد در او طلوع کرده و دادرس آمده، درد ها دوا، وامها ادا و کامها روا گردد . . .

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۵ ، ۰۲:۵۷
aziz ghezel


بسیاری از مردم تا واژه ی "آریایی" را می بینند و می شنوند، به یاد دو کشور ایران و آلمان افتاده و دو قوم ایرانی و آلمانی را خویشاوند و برادر می دانند. خیلی ها "آریا" را به عنوان یک نژاد می شناسند و نه یک تبار قومی. نخست نشان دهیم که از نگاه همین نظریه ی   ساختگیِ "نژاد آریایی" که عمر چندانی هم ندارد، آریایی تنها ایرانیان و آلمانیان را در بر نمی گیرد. مردم ناآگاه با تصور اینکه تنها آلمانی ها آریایی هستند، در بسیاری از موارد (چه در مورد تیم فوتبال و چه در سیاست و تاریخ)، خودشان را حامی آلمان می دانند، با این استدلال که آنها "هم نژاد" ما هستند. ولی نکته که از آن غافل اند، این می باشد که بر اساس همین نظریات "نژاد آریایی"، نه تنها آلمانیان بلکه بیشتر اقوام اروپا و مردم شمال قاره ی آمریکا و استرالیا نیز در این گروه جای می گیرند.

به دیگر سخن، غربیان که برای نخستین بار چنین نظریه ای را مطرح کردند، مردمان سپید پوست کشورهایی چون آلمان، انگلستان، روسیه، سوئد، نروژ، یونان، ایتالیا، اسپانیا و.... را آریایی خواندند. پس می بینیم که از دیدگاه همین نظریه که بنگریم و اگر هم بخواهیم به آن باورمند باشیم، باید بخش بزرگی از مردم اروپا و آمریکا و استرالیا را برادر و هم تبار خود بدانیم. یعنی با استناد به همین نظریه ی موهوم، روس ها و انگلیسی ها هم آریایی می شوند.

این نظریات در هم و بر هم و متناقض نخستین بار از سوی یک انگلیسی آلمانی تبار مطرح گشت که هیچ گونه سند تاریخی هم پشتیبان نظریه اش نبود. حال آنکه خود بعدها نظریه ی خودش را تکذیب کرد و گفت که ریشه های مشترک این زبان دلیلی بر نژاد واحد سخن گویان آن نیست. ولی بعدها برخی اروپاییان برای ساختن گذشته ای تاریخی و متمدن برای خود مسئله ی نژاد آریایی را مطرح کردند.دیگر نژادگرایان اروپایی و یا اروپایی تبار پا را فراتر گذاشته و خواستگاه نخستینِ آریایی ها را شمال قاره اروپا پنداشتند و یک آریایی ایده آل را شخصی بسیار سپید، با موی بلوند و چشمان آبی (به همراه جمجمه نژادی نوردیک) معرفی کردند. آنها تمام تمدن های ایران باستان، سومر، بابل، هند، یونان، رم و ... را از آن خود دانستند و گفتند که این تمدن ها توسط نژاد نوردیک آفریده شده است. چنین استدلال می کردند که اقوام نوردیک که مردمی بسیار سپید با موی طلایی و چشم آبی بودند، پس از مهاجرت به خاورمیانه و دیگر نقاط جهان، تمدن هایی را آفریدند و چون رفته رفته نژادشان در بافت بومی حل شد، دیگر نژاد برتری چون نوردیک ها (آریایی ایده آل از دید آنها ) وجود نداشت که بتواند از "قدرت رهبری" نوردیک ها برخوردار باشد ، از این روی تمدن های مورد نظر به سراشیبی سقوط افتادند.
حال آنکه اسناد تاریخی وجود چنین جمعیتی را در ایران باستان انکار می کند. هیچ رد و اثری از وجود چنین نژادی در ایران باستان نیست. در این تردیدی نیست که چه در میان ایرانیان باستان و چه در میان ایرانیان امروز، مردمانی بور با چشم رنگی یافت می شوند، ولی نخست آنکه روشن مو های ایران با بورهای اسکاندیناوی تفاوتی آشکار دارند و دیگر آنکه تیپ غالب نژادی، همان افراد تیره موی می باشد.

آنچه مسلم است، این می باشد که هیچ گونه خویشاوندی میان ایرانیان و آلمانیان نیست، مگر آنکه بخواهیم اعراب اصیل را نیز به عنوان "سپید پوست" برادر خود بدانیم. آنگاه آلمانی ها ودیگر اروپاییان را هم می توان خویشاوند به حساب آورد. آریایی فقط یک نام بوده برای نامیدن ایرانیان و هندوان اصیل که تا مدت ها در بافت بومی جمعیت هند حل نشده بودند. بنابراین واژه ی آریایی هیچ گونه ارتباطی به اروپاییان و دیگر سپید پوستان نداشته و ندارد.
نبشته: بهرام گیانسپار

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۵ ، ۰۲:۵۲
aziz ghezel


ﭘﺪﺭﻣﺼﺮﯼ:
ﭘﺴﺮﻡ ﻣﺎﺩﺭﮔﺬﺷﺘﻪ ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﯽ ﻭﺳﯿﻊ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ،

ﭘﺪﺭﯾﻮﻧﺎﻧﯽ:
ﭘﺴﺮﻡ ﮐﺸﻮﺭﻣﺎﺩﺭﮔﺬﺷﺘﻪ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ

ﭘﺪﺭ ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎﯾﯽ:
ﭘﺴﺮﻡ ﮐﺸﻮﺭﻣﺎﺩﺍﺭﺍﯼ ﺍﻣﭙﺮﺍﻃﻮﺭﯼ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪﯼ ﺑﻮﺩﻩ،

ﭘﺪﺭﻋﺮﺑﯽ:
ﭘﺴﺮﻡ ﻣﺎ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﯼ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ بت پرستی بر کنار زد و یکتا پرستی را آورد

ﭘﺪﺭﺍﯾﺮﺍﻧﯽ:
ﭘﺴﺮﻡ ﺩﺭﮔﺬﺷﺘﻪ ﻣﺎ ﮐﺸﻮﺭﯼ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﻣﺼﺮﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯﺁﻥ
ﺑﻮﺩ،

ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ می آﻣﺪﻧﺪ

ایتالیایی ﻫﺎ ﺩﺭﺟﻨﮓ ﻫﺎ ﺍﺯﻣﺎﺷﮑﺴﺖ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻧﺪ  

ﻭ ﻫﺰﺍﺭسال ﻗﺒﻞ ﺍﺯﺍﻋﺮﺍﺏ ﻣﺎ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﺘﺶ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ.

تاریخ یعنی ایران زمین.!

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۵ ، ۰۲:۴۴
aziz ghezel


آیا میدانید: اولین مردمانی که سکه را در جهان ضرب کردند ایرانیان بودند.

آیا میدانید: اولین مردمانی که عطر را برای خوشبو شدن بدن ساختند ایرانیان بودند.

آیا میدانید: اولین مردمانی که سیستم اگو یا فاضلاب را جهت تخلیه آب شهری به بیرون از شهر اختراع کرد ایرانیان بودند.

آیا میدانید: اولین مردمانی که حیوانات خانگی را تربیت کردند و جهت بهره مندی از آنان استفاده کردند ایرانیان بودند.

آیا میدانید: اولین مردمانی که مس را کشف کرد ایرانیان بودند.

آیا میدانید: اولین مردمانی که آتش را در جهان کشف کردند ایرانیان بودند.

آیا میدانید: اولین مردمانی که ذوب فلزات را آغاز کردند ایرانیان بودند در شهر سیلک در اطراف کاشان.

آیا میدانید: اولین مردمانی که کشاورزی را جهت کاشت و برداشت کشف کردند ایرانیان بودند.

آیا میدانید: اولین مردمانی که نخ را کشف کردند و موفق به ریسیدن آن شدندایرانیان بودند.

آیا میدانید: اولین مردمانی که اسب را به جهان هدیه کردند ایرانیان بودند.

آیا میدانید: اولین ارتش سواره در دنیا توسط سام ایرانی اختراع شد با 115 سرباز.

آیا میدانید: اولین مردمانی که حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پیش در جنوب ایران ، ایرانیان بودند.

آیا میدانید: اولین مردمانی که شیشه را کشف کردند و از آن برای منازل استفاده کردند ایرانیان بودند.

آیا میدانید: اولین مردمانی که زغال سنگ را کشف کردند ایرانیان بودند.

آیا میدانید: اولین مردمانی که به کرویت زمین پی بردند ایرانیان بودند.

آیا میدانید: اولین مردمانی که مقیاس سنجش اجسام را کشف کرد ایرانیان بودند.

آیا میدانید: اولین مردمانی که کشتی یا زورق را ساختند به فرمان یکی از پادشاهان زن ایرانی بوده است.

آیا میدانید:اولین واضع علم صرف و نحو در زبان عربی یک ایرانی به نام حکیم سیبویه بوده است که اولین لغت نامه مدون به زبان عربی را تالیف کرد


۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۵ ، ۰۲:۳۶
aziz ghezel


ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ ﺗﺨﺘﻪ ﻧﺮﺩ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻭ ﺗﻮﺳﻂ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﺑﺪﺍﻉ ﺷﺪ ﻭ ﭼﻪ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﻋﺒﺮﺕ ﺁﻣﻮﺯﯼ ﺩﺭ ﭘﺲ ﺁﻥ ﻧﻬﺎﻥ ﺍﺳﺖ؟

ﺗﺨﺘﻪ ﻧﺮﺩ ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺰﺭﮔﻤﻬﺮ ﺑُﺨﺘﮕﺎﻥ، ﻭﺯﯾﺮ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪ ﺧﺴﺮﻭ ﺍﻧﻮﺷﻪ ﺭﻭﺍﻥ ﺩﺍﺩﮔﺮ ﺍﺑﺪﺍﻉ ﺷﺪ ﻭ ﺍﻣﺎ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﭘﯿﺪﺍﯾﺶ ﺁﻥ :

ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﺍﻧﻮﺷﻪ ﺭﻭﺍﻥ ﺧﺴﺮﻭ ﭘﺴﺮ ﻗﺒﺎﺩ، ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻫﻨﺪ ‏«ﺩﯾﻮﺭﺳﺎﻡ ﺑﺰﺭﮒ‏» ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻨﺠﺶ ﺧﺮﺩ ﻭ ﺩﺍﻧﺎﯾﯽ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﻭ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺑﺮﺗﺮﯼ ﺧﻮﺩ ﭼﺘﺮﻧﮕﯽ ‏( ﺷﻄﺮﻧﺠﯽ ‏) ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﻬﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﺁﻥ ﺍﺯ ﺯﻣﺮﺩ ﻭ ﯾﺎﻗﻮﺕ ﺳﺮﺥ ﺑﻮﺩ، ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻫﺪﺍﯾﺎﯾﯽ ﻧﻔﯿﺲ ﺑﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭﺍﯾﺮﺍﻥ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ ﻭ ‏« ﺗﺨﺖ ﺭﯾﺘﻮﺱ‏» ﺩﺍﻧﺎ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﮔﻤﺎﺭﺩﮤ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺳﺎﺧﺖ .  ﺍﻭ ﺩﺭ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻧﻮﺷﺖ : ‏«ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻩ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﯿﺪ، ﺩﺍﻧﺎﯾﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺎﯾﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﺮﺗﺮ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﭘﺲ ﯾﺎ ﺭﻭﺵ ﻭ ﺷﯿﻮﮤ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﺰﺩ ﺷﻤﺎ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﯾﻢ ‏( ﭼﺘﺮﻧﮓ = ﺷﻄﺮﻧﺞ ‏) ﺑﺎﺯﮔﻮﯾﯿﺪ ﻭ ﯾﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﻭ ﻭ ﺑﺎﺝ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺑﻔﺮﺳﺘﯿﺪ‏» .

ﺷﺎﻩ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻧﺎﻣﻪ ﭼﻬﻞ ﺭﻭﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﯿﭻ ﯾﮏ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺎﯾﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﭼﺎﺭﻩ ﻭ ﺭﻭﺵ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﯿﺎﻓﺖ، ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺭﻭﺯ ﭼﻬﻠﻢ ﺑﺰﺭﮔﻤﻬﺮ ﮐﻪ ﺩﺍﻧﺎﺗﺮﯾﻦ ﻭﺯﯾﺮ ﺍﻧﻮﺷﻪ ﺭﻭﺍﻥ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﭘﺎ ﺧﺎﺳﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : ‏« ﺍﯾﻦ ﭼﺘﺮﻧﮓ ﺭﺍ ﭼﻮﻥ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﺟﻨﮓ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﻭﻃﺮﻑ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺟﻨﮕﻨﺪ ﻭ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺧﺮﺩ ﻭ ﺩﻭﺭﺍﻧﺪﯾﺸﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﭘﯿﺮﻭﺯ ﻣﯿﺸﻮﺩ .‏» ﻭ ﺭﺍﺯﻫﺎﯼ ﮐﺎﻣﻞ ﺑﺎﺯﯼ ﭼﺘﺮﻧﮓ ﻭ
ﺭﻭﺵ ﭼﯿﺪﻥ ﻣﻬﺮﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﮔﻔﺖ .

ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻩ ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﺑﺮ ﺍﻭ ﺩﺭﻭﺩ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ ﻭ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﮑﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﺩﺍﺩ . ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ‏« ﺗﺨﺖ ﺭﯾﺘﻮﺱ‏» ﺑﺎ ﺑﺰﺭﮔﻤﻬﺮ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ . ﺑﺰﺭﮔﻤﻬﺮ ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﺑﺮ ﺗﺨﺖ ﺭﯾﺘﻮﺱ ﭘﯿﺮﻭﺯ ﺷﺪ . ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺑﺰﺭﮔﻤﻬﺮ ﺗﺨﺖ ﺭﯾﺘﻮﺱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺰﺩ ﺧﻮﺩ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﻭﺳﯿﻠﮥ ﺑﺎﺯﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩﯾﺪ ﻣﺎ ﺑﺎﺟﮕﺰﺍﺭ ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺟﮕﺬﺍﺭ ﻣﺎ ﺑﺎﺷﯿﺪ .‏» ﺩﯾﻮﺭﺳﺎﻡ
ﭼﻬﻞ ﺭﻭﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﺧﻮﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﻫﯿﭻ ﯾﮏ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺎﯾﺎﻥ ﺁﻥ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ‏« ﻭﯾﻦ ﺍﺭﺩﺷﯿﺮ‏» ﺭﺍ ﭼﺎﺭﻩ ﮔﺸﺎﯾﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺷﺎﻩ ﻫﻨﺪﻭﺳﺘﺎﻥ ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﺟﮕﺬﺍﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺎﺷﺪ.

ﻓﻠﺴﻔﻪ ﭘﯿﺪﺍﯾﺶ ﺗﺨﺘﻪ ﻧﺮﺩ؛ 

۳۰ﻣﻬﺮﻩ : ﻧﺸﺎﻥ ﮔﺮ ۳۰ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻣﺎﻩ
۲۴ ﺧﺎﻧﻪ : ﻧﺸﺎﻥ ﮔﺮ ۲۴ ﺳﺎﻋﺖ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯ
۴ ﻗﺴﻤﺖ ﺯﻣﯿﻦ : ۴ ﻓﺼﻞ ﺳﺎﻝ
۵ ﺩﺳﺖ ﺑﺎﺯﯼ : ۵ ﻭﻗﺖ ﯾﮏ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯ
۲ ﺭﻧﮓ ﺳﯿﺎﻩ ﻭ ﺳﭙﯿﺪ : ﺷﺐ ﻭ ﺭﻭﺯ
ﻫﺮ ﻃﺮﻑ ﺯﻣﯿﻦ ۱۲ ﺧﺎﻧﻪ ﺩﺍﺭﺩ : ۱۲ ﻣﺎﻩِ ﺳﺎﻝ
ﺗﺨﺘﻪ ﻧﺮﺩ : ﮐﺮﻩ ﺯﻣﯿﻦ
ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺎﺯﯼ : ﺁﺳﻤﺎﻥ
ﺗﺎﺱ : ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺑﺨﺖ ﻭﺍﻗﺒﺎﻝ
ﮔﺮﺩﺵ ﺗﺎﺱ ﻫﺎ : ﮔﺮﺩﺵ ﺭﻭﺯﻫﺎ
ﻣﻬﺮﻩ ﻫﺎ : ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ
ﮔﺮﺩﺵ ﻣﻬﺮﻩ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻦ : ﺣﺮﮐﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ‏( ﺯﻧﺪﮔﯽ ‏)
ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻦ ﻣﻬﺮﻩ ﺩﺭ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻫﺮ ﺑﺎﺯﯼ : ﻣﺮﮒ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ
ﺍﻋﺪﺍﺩ ﺗﺎﺱ :
۱ – ﯾﮑﺘﺎﯾﯽ ﻭ ﺧﺪﺍﭘﺮﺳﺘﯽ
۲ – ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻭ ﺯﻣﯿﻦ
۳ – ﭘﻨﺪﺍﺭ ﻧﯿﮏ ؛ ﮔﻔﺘﺎﺭ ﻧﯿﮏ ، ﮐﺮﺩﺍﺭ ﻧﯿﮏ
۴ – ﺍﭘﺎﺧﺘﺮ ‏( ﺷﻤﺎﻝ ‏) ، ﻧﯿﻤﺮﻭﺯ ‏( ﺟﻨﻮﺏ ‏) ، ﺧﺎﻭﺭ ‏(ﺷﺮﻕ ‏) ، ﺑﺎﺧﺘﺮ ‏( ﻏﺮﺏ ‏)
۵ – ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ، ﻣﺎﻩ ، ﺳﺘﺎﺭﻩ ، ﺁﺗﺶ ، ﺭﻋﺪ ‏( ﺍﺑﺮ ﻭ ﺑﺎﺩ ﻭ ﻣﻪ ﻭ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻭ ﻓﻠﮏ ‏)
۶ – ﺷﺶ ﺭﻭﺯ ﺁﻓﺮﯾﻨﺶ

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۵ ، ۰۲:۲۳
aziz ghezel