مطالب گوناگون

از اینکه زنی با تو دیوانه وار بحث می کند خوشحال باش، دنیای زن ها کاملا متفاوت است، زن اگر سکوت کرد، بدان سکوتش نشانه پایان توست

مطالب گوناگون

از اینکه زنی با تو دیوانه وار بحث می کند خوشحال باش، دنیای زن ها کاملا متفاوت است، زن اگر سکوت کرد، بدان سکوتش نشانه پایان توست

وقتی مردان حرمت مرد بودنشان را بدانند و زنان شوکت زن بودنشان را مردان همیشه مرد میمانند و زنان همیشه زن و آنگاه هر روز ، نه روز "زن" و نه روز "مرد" بلکه روز "انسان" است.


آخرین نظرات
  • ۱۳ بهمن ۹۵، ۰۲:۲۱ - تنهایی زیباست
    منبع :-p

۲۲۵ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است


آتشی در سینه دارم جاودانی  
       عمر من مرگیست نامش زندگانی

رحمتی کن کز غمت جان می سپارم   
     بیش از این من طاقت هجران ندارم

کی نهی برسرم پای ای پری از وفاداری    
      شد تمام اشک من بس در غمت کرده ام زاری

نو گلی زیبا بود حسن جوانی     
     عطر آن گل رحمت است و مهربانی

ناپسندیده بود دل شکستن  
      رشته ی الفت و یاری گسستن

کی کنی ای پری ترک ستمگری      
    می فکنی نظری آخر به چشم ژاله بارم

گر چه ناز دلبران اندازه دارد       
   ناز هم در دل من اندازه دارد

حیف اگر ترحمی نمی کنی بر حال زارم      
    جز دمی که بگذرد از چاره کارم

دانمت که بر سرم گذر کنی به رحمت اما      
    آن زمان که برکشد گیاه غم سر از مزارم


شعر از: حسین پژمان بختیاری
خواننده : قمرالملوک وزیری

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۱۹
aziz ghezel

مردم آزاری را حکایت کنند که سنگی بر سر صالحی زد. درویش را مجال انتقام نبود. سنگ را نگاه همی‌داشت تا زمانی که ملک را بر آن لشکری خشم آمد و در چاه کرد. درویش اندر آمد و سنگ در سرش کوفت. گفتا: تو کیستی و مرا این سنگ چرا زدی؟ گفت: من فلانم و این همان سنگست که در فلان تاریخ بر سر من زدی. گفت: چندین روزگار کجا بودی؟ گفت: از جاهت اندیشه همی‌کردم، اکنون که در چاهت دیدم فرصت غنیمت دانستم.
ناسزایی را که بینی بخت یار
عاقلان تسلیم کردند اختیار
چون نداری ناخن درنده تیز
با دَدان آن به که کم گیری ستیز
هر که با پولاد بازو پنجه کرد
ساعد مسکین خود را رنجه کرد
باش تا دستش ببندد روزگار
پس به کام دوستان مغزش بر آر

باب اول - در سیرت پادشاهان



یکی از بندگان عمرولیث گریخته بود. کسان در عقبش برفتند و باز آوردند، وزیر را با وی غرضی بود و اشارت به کشتن فرمود تا دگر بندگان چنین فعل روا ندارند. بنده پیش عمرو سر بر زمین نهاد و گفت:
هر چه رود بر سرم چون تو پسندی رواست
بنده چه دَعوی کند حکم خداوند راست
اما به موجب آن که پروردۀ نعمت این خاندانم، نخواهم که در قیامت به خون من گرفتار آیی. اجازت فرمای تا وزیر را بکشم آن گه به قصاص او بفرمای خون مرا ریختن تا به حق کشته باشی. ملک را خنده گرفت، وزیر را گفت: چه مصلحت می‌بینی؟ گفت: ای خداوند جهان از بهر خدای این شوخ دیده را به صدقات گور پدر آزاد کن تا مرا در بلایی نیفکند. گناه از من است و قول حکما معتبر که گفته‌اند:
چو کردی با کلوخ انداز پیکار
سر خود را به نادانی شکستی
چو تیر انداختی بر روی دشمن
چنین دان کاندر آماجش نشستی

باب اول - در سیرت پادشاهان



غافلی را شنیدم که خانه رعیت خراب کردی تا خزانه سلطان آباد کند. بی خبر از قول حکیمان که گفته‌اند: هر که خدای را عزّوجلّ بیازارد تا دل خلقی به دست آرد، خداوند تعالی همان خلق را برو گمارد تا دمار از روزگارش بر آرد.
آتش سوزان نکند با سپند
آنچه کند دود دل دردمند
سَرِ جمله حیوانات گویند که شیر است و اذلّ جانوران خر و به اتفاق، خرِ باربر بِه که شیرِ مردم دَر.
مسکین خر اگر جه بی تمیزست
جون بار همی‌برد عزیزست
گاوان و خران بار بردار
به ز آدمیان مردم آزار
باز آمدیم به حکایت وزیر غافل، ملک را ذمائم اخلاق او به قرائن معلوم شد، در شکنجه کشید و به انواع عقوبت بکشت.
حاصل نشود رضای سلطان
تا خاطر بندگان نجویی
خواهی که خدای بر تو بخشد
با خلق خدای کن نکویی
آورده‌اند که یکی از ستم دیدگان بر سر او بگذشت و در حال تباه او تأمل کرد و گفت:
نه هر که قوّت بازوی منصبی دارد
به سلطنت بخورد مال مردمان به گزاف
توان به حلق فرو بردن استخوان درشت
ولی شکم بدرد چون بگیرد اندر ناف
نماند ستمکار بد روزگار
بماند برو لعنت پایدار

باب اول - در سیرت پادشاهان



یکی از ملوک بی انصاف، پارسایی را پرسید: از عبادت‌ها کدام فاضل تر است؟ گفت: تو را خواب نیم روز تا در آن یک نفس خلق را نیازاری.
ظالمی را خفته دیدم نیم روز
گفتم این فتنه است خوابش برده بِه
وآنکه خوابش بهتر از بیداری است
آن چنان بد زندگانی مرده به

باب اول - در سیرت پادشاهان



بر بالین تربت یحیی پیغامبر(ع) معتکف بودم در جامع دمشق، که یکی از ملوک عرب که به بی انصافی منسوب بود اتفاقاً به زیارت آمد و نماز و دعا کرد و حاجت خواست؛
درویش و غنی بنده این خاک درند
و آنان که غنی ترند محتاج ترند
آن گه مرا گفت: از آن جا که همت درویشانست و صدق معاملت ایشان خاطری همراه من کنند که از دشمنی صعب اندیشناکم. گفتمش بر رعیت ضعیف رحمت کن تا از دشمن قوی زحمت نبینی.
به بازوان توانا و قوت سر دست
خطاست پنجه مسکین ناتوان بشکست
نترسد آن که بر افتادگان نبخشاید
که گر ز پای در آید کسش نگیرد دست
هر آن که تخم بدی کشت و چشم نیکی داشت
دماغ بیهده پخت و خیال باطل بست
ز گوش پنبه برون آر و داد خلق بده
وگر تو می‌ندهی داد روز دادی هست
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی

باب اول - در سیرت پادشاهان



یکی از ملوک عرب رنجور بود در حالت پیری، و امید زندگانی قطع کرده، که سواری از در درآمد و بشارت داد که فلان قلعه را به دولت خداوند گشادیم و دشمنان اسیر آمدند و سپاه و رعیت آن طرف بجملگی مطیع فرمان گشتند. ملک نفسی سرد بر آورد و گفت: این مژده مرا نیست، دشمنانم راست؛ یعنی وارثان مملکت.
بدین امید به سر شد دریغ عمر عزیز
که آنچه در دلم است از دِرَم فراز آید
امید بسته بر آمد ولی چه فایده زانک
امید نیست که عمر گذشته باز آید
کوس رحلت بکوفت دست اجل
ای دو چشمم وداع سر بکنید
ای کف دست و ساعد و بازو
همه تُودیع یکدگر بکنید
بر منِ اوفتاده دشمن کام
آخر ای دوستان گذر بکنید
روزگارم بشد بنادانی
من نکردم شما حذر بکنید

باب اول - در سیرت پادشاهان



یکی از ملوک خراسان محمود سبکتکین را به خواب چنان دید که جمله وجود او ریخته بود و خاک شده؛ مگر چشمان او که همچنان در چشم خانه همی‌گردید نظر می‌کرد. سایر حکما از تأویل این فرو ماندند، مگر درویشی که به جای آورد و گفت: هنوز نگران است که ملکش با دگرانست.
بس نامور به زیر زمین دفن کرده‌اند
کز هستیش به روی زمین بر نشان نماند
وان پیر لاشه را که سپردند زیر گل
خاکش چنان بخورد کزو استخوان نماند
زنده است نام فرّخ نوشین روان به خیر
گر چه بسی گذشت که نوشین روان نماند
خیری کن ای فلان و غنیمت شمار عمر
زان پیشتر که بانگ بر آید فلان نماند

باب اول - در سیرت پادشاهان



پادشاهی را شنیدم به کشتن اسیری اشارت کرد. بیچاره در آن حالت نومیدی ملک را دشنام دادن گرفت و سقط گفتن که گفته‌اند هر که دست از جان بشوید هر چه در دل دارد بگوید.
وقت ضرورت چو نماند گریز
دست بگیرد سر شمشیر تیز
اذا یئسَ الانسانُ طالَ لِسانُهُ
کَسنّورِ مغلوب یَصولُ عَلی الکلبِ
ملک پرسید: چه می‌گوید؟ یکی از وزرای نیک محضر گفت: ای خداوند! همی‌گوید وَ الْکاظِمینَ الغَیْظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النّاسِ. ملک را رحمت آمد و از سر خون او در گذشت. وزیر دیگر که ضدّ او بود گفت: ابنای جنس ما را نشاید در حضرت پادشاهان جز به راستی سخن گفتن؛ این ملک را دشنام داد و ناسزا گفت. ملک را روی ازین سخن در هم آمد و گفت: آن دروغ وی پسندیده تر آمد مرا زین راست که تو گفتی که روی آن در مصلحتی بود و بنای این بر خبثی و خردمندان گفته‌اند دروغی مصلحت آمیز به که راستی فتنه‌انگیز.
هر که شاه آن کند که او گوید
حیف باشد که جز نکو گوید
بر طاق ایوان فریدون نبشته بود
جهان ای برادر نماند به کس
دل اندر جهان آفرین بند و بس
مکن تکیه بر ملک دنیا و پشت
که بسیار کس چون تو پرورد و کشت
چو آهنگ رفتن کند جان پاک
چه بر تخت مردن چه بر روی خاک

باب اول - در سیرت پادشاهان



۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۰۰
aziz ghezel

(مکر کردن وزیر و در خلوت نشستن و شور افکندن در قوم)

چون وزیر ماکر بد اعتقاد
دین عیسی را بَدل کرد از فساد
مکر دیگر آن وزیر از خود ببست
وعظ را بگذاشت در خلوت نشست
در مریدان در فکند از شوق سوز
بود در خلوت چهل پنجاه روز
خلق دیوانه شدند از شوق او
از فراق حال و قال و ذوق او
لابه و زاری همی کردند و او
از ریاضت گشته در خلوت دو تو
گفته ایشان بی تو ما را نیست نور
بی عصا کش چون بود احوال کور
از سر اکرام و از بهر خدا
بیش از این ما را مدار از خود جدا
ما چو طفلانیم و ما را دایه تو
بر سر ما گستران آن سایه تو
گفت جانم از محبان دور نیست
لیک بیرون آمدن دستور نیست
آن امیران در شفاعت آمدند
وآن مریدان در ضراعت آمدند
کاین چه بدبختی‌ست ما را ای کریم
از دل و دین مانده ما بی تو یتیم
تو بهانه می‌کنی و ما ز درد
می‌زنیم از سوز دل دم‌های سرد
ما به گفتار خوشت خو کرده ایم
ما ز شیر حکمت تو خورده ایم
الله الله این جفا با ما مکن
لطف کن امروز را فردا مکن
می‌دهد دل مر ترا کاین بی‌دلان
بی تو گردند آخر از بی حاصلان
جمله در خشکی چو ماهی می‌طپند
آب را بگشا ز جو بر دار بند
ای که چون تو در زمانه نیست کس
الله الله خلق را فریاد رس

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۰۱
aziz ghezel


پسر فقیری که از راه فروش خرت و پرت هزینه تحصیل خود را به دست می آورد روزی دچار تنگدستی و گرسنگی شد. او فقط یک سکه ناقابل در جیب داشت. در حالی که گرسنگی سخت به او فشار می آورد تصمیم گرفت از خانه بغلی تقاضای غذا کند.
با این حال وقتی دختر جوان زیبایی در را به روی او گشود دستپاچه شد و به جای غذا یک لیوان آب خواست. دختر جوان احساس کرد که او بسیار گرسنه است.برایش یک لیوان شیر بسیار بزرگ آورد.
پسرک شیر را سرکشیده و آهسته گفت:چقدر باید به شما بپردازم؟
دختر جوان گفت:هیچ.مادرمان به ما یاد داده در قبال کار نیکی که برای دیگران انجام می دهیم چیزی دریافت نکنیم. پسرک در مقابل گفت: از صمیم در از شما تشکر می کنم
پسرک که هاروراد کلی نام داشت پس از ترک خانه نه تنها از نظر جسمی خود را قوی تر حس می کرد بلکه ایمانش به خداوند و انسان های نیکو کار نیز بیشتر شد.تا پیش از این او آماده شده بود دست از تحصیل بکشد.
سالها بعد…
زن جوانی به بیماری مهلکی گرفتار شد.پزشکان از درمان وی عاجز شدند.او به شهر بزرگتری انتقال یافت.

دکتر هاروارد کلی در مورد مشاوره وضعیت این زن فراخوانده شد. وقتی اون نام شهری را که زن جوان از آن آمده بود شنید برق عجیبی در چشمهایش نمایان شد.او بلافاصله بیمار را شناخت.
مصمم به اتاقش بازگشت و با خود عهد بست هر چه در توان دارد برای نجات زندگی او بکار گیرد.
مبارزه آنها بعد از کشمکش طولانی با بیماری به پیروزی رسید.روز ترخیص بیماری فرارسید. زن با ترس و لرز صورت حساب را گشود.او اطمینان داشت باید تا آخر عمر برای پرداخت صورت حساب کار کند.نگاهی به صورت حساب انداخت.جمله ای به چشمش خورد:
"همه ی مخارج بیمارستان قبلا با یک لیوان شیر پرداخت شده است"   امضا دکتر هاروارد کلی

زن مات و مبهوت مانده بود. به یاد آنروز افتاد. پسرکی برای یک لیوان آب در خانه را به صدا در آورده بود و او در عوض برایش یک لیوان شیر آورد. اشک از چشمان زن سرازیر شد.
فقط توانست بگوید: خدایا شکر... خدایا شکر که عشق تو در قلبها و دستهای انسانها جریان دارد.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۵۸
aziz ghezel

سلیمان فرزند داود، انگشتری داشت که اسم اعظم الهی بر نگین آن نقش شده بود و سلیمان به دولت آن نام، دیو و پری را تسخیر کرده و به خدمت خود در آورده بود، چنانچه برای او قصر و ایوان و جام ها و پیکره ها می ساختند. این دیوان، همان لشکریان نفسند که اگر آزاد باشند، آدمی را به خدمت خود گیرند و هلاک کنند و اگر دربند و فرمان سلیمان روح آیند، خادم دولتسرای عشق شوند.

روزی سلیمان انگشتری خود را به کنیزی سپرد و به گرمابه رفت. دیوی از این واقعه باخبر شد. در حال خود را به صورت سلیمان در آورد و انگشتری را از کنیزک طلب کرد. کنیز انگشتری به وی داد و او خود را به تخت سلیمان رساند و بر جای او نشست و دعوی سلیمانی کرد و خلق از او پذیرفتند ( از آنکه از سلیمانی جز صورتی و خاتمی نمی دیدند.) و چون سلیمان از گرمابه بیرون آمد و از ماجرا خبر یافت، گفت سلیمان حقیقی منم و آنکه بر جای من نشسته، دیوی بیش نیست. اما خلق او را انکار کردند و سلیمان که به ملک اعتنایی نداشت و در عین سلطنت خود را " مسکین و فقیر " می دانست، به صحرا و کنار دریا رفت و ماهیگیری پیشه کرد.

دلی که غیب نمایست و جام جم دارد

ز خاتمی که دمی گم شود، چه غم دارد؟

اما دیو چون به تلبیس و حیل بر تخت نشست و مردم انگشتری با وی دیدند و ملک بر او مقرر شد، روزی از بیم آنکه مبادا انگشتری بار دیگر به دست سلیمان افتد، آن را در دریا افکند تا به کلی از میان برود و خود به اعتبار پیشین بر مردم حکومت کند. چون مدتی بدینسان بگذشت، مردم آن لطف و صفای سلیمانی را در رفتار دیو ندیدند و در دل گفتند :

که زنهار از این مکر و دستان و ریو

به جای سلیمان نشستن چو دیو

و بتدریج ماهیت ظلمانی دیو بر خلق آشکار شد و جمله دل از او بگردانیدند و در کمین فرصت بودند تا او را از تخت به زیر آورند و سلیمان حقیقی را به جای او نشانند که به گفته ی حافظ :

اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش

که به تلبیس و حیل، دیو سلیمان نشود

بجز شکر دهنی، مایه هاست خوبی را

به خاتمی نتوان زد دم از سلیمانی

و به زبان مولانا :

خلق گفتند این سلیمان بی صفاست

از سلیمان تا سلیمان فرق هاست

و در این احوال، سلیمان همچنان بر لب بحر ماهی می گرفت. روزی ماهی ای را بشکافت و از قضا، خاتم گمشده را در شکم ماهی یافت و بر دست کرد. سلیمان به شهر نیامد، اما مردم از این ماجرا با خبر شدند و دانستند که سلیمان حقیقی با خاتم سلیمانی، بیرون شهر است. پس بر دیو بشوریدند و همه از شهر بیرون آمدند تا سلیمان را به تخت باز گردانند ...

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۵۰
aziz ghezel

آب هویج:
هویج منبع بزرگ از بتا کاروتن و ویتامین آ است.
 ویتامین آ به افزایش فعالیت سلول های سفید خون برای دفاع بدن کمک نموده و نقش اساسی در تنظیم سیستم ایمنی بدن ورزشکاران ایفا می کند.

آب پرتقال و گریپ فروت:
 در کل آب مرکبات مانند پرتقال، گریپ فروت و لیمو منبع بسیار خوبی از ویتامین ث است.
کمبود ویتامین ث می تواند باعث اختلال در پاسخ ایمنی شود.

آب کلم:
کلم سرشار از ویتامین های متعدد، مواد معدنی، آنتی اکسیدان ها و ... محسوب می شود.
 کلم منبع بزرگ ویتامین آ، ث، منیزیم، ویتامین ب 6، مس و آهن است. مصرف کلم همراه با چغندر که منبع خوبی از فولات و ویتامین ها است، ضروری به نظر می رسد.

آب گوجه فرنگی:
منبع بسیار خوبی از ویتامین ث و ویتامین آ است که هر دو برای سلامت سیستم ایمنی بدن ورزشکاران مفیدند.

ترکیب آب توت فرنگی و کیوی:
سرشار از ویتامین ث است و به همراه نعناع که منبع خوبی از فولات، ویتامین آ، منیزیم و روی محسوب می شود، برای تقویت سیستم ایمنی بدن ورزشکاران نقش مهمی دارد.
گفتنی است منیزیم ناکافی منجر به تضعیف سیستم ایمنی بدن و قرار گیری در معرض عفونت می شود.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۳۹
aziz ghezel


افزایش قدرت

افزایش سطح انرژی

حفظ حجم عضلانی بدن

کاهش درصد چربی بدن

حفظ رنگ طبیعی مو

خواب با کیفیت‌تر و عمیق‌تر

پوست کلفت و سالم‌تر

کاهش چین و چروک

کاهش افسردگی

افزایش استقامت

افزایش عملکرد سیستم دفاعی بدن

افزایش قدرت حافظه

افزایش خروجی قلب

داشتن فشار خون طبیعی

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۳۴
aziz ghezel

1 .  سرکوب سیستم ایمنی بدن

2 . بر هم زدن تعادل املاح در بدن

3 . کاهش تمرکز، بد خلقی و افزایش اضطراب

4 .  کاهش انعطاف پذیری و عملکرد بافتها

5 . افزایش سطح تری گلیسریدهای خون

6 .  سبب فقر مس و کروم میشود

7 . تداخل در جذب کلسیم، منیزیم و پروتئینها

8 .  پیری زود رس

9 . پوسیدگی دندانها و بیماریهای لثه ای

10. افزایش چاقی، کلسترول خون و فشار سیستولیک قلب

11 . کاهش ویتامین e در خون

12 . کاهش هورمون رشد

13 .  کاهش توانایی عملکرد آنزیمها

14 . کاهش ظرفیت یاد گیری - کاهش عملکرد حافظه

15 . بر هم زدن تعادل هورمونها

16 . نقش در ابتلا به بیماری دیابت

17 .  سرگیجه و خواب آلودگی

18 . شکر یک ماده اعتیاد آور است

19 .  کاهش پایداری عاطفی

20 .  میتواند موجب یبوست و یا واریس گردد

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۱۷
aziz ghezel

گلوتامین یک آمینو اسید است که درون بدن ساخته میشود .در حقیقت گلوتامین فراوان‌ ترین آمینو اسید موجود در ماهیچه‌ها می‌باشد و حدود ۶۱% ماهیچه‌های اسکلتی از این آمینو اسید تشکیل شده‌اند.همچنین گلوتامین یکی‌ از ۲۰ آمینو اسیدی می‌باشد که توسط کد‌های ژنتیکی‌ استاندارد رمزگذاری میشوند.گلوتامین جز آمینو اسید‌های ضروری بدن شناخته نمی‌شود اما می‌توان به آن یک آمینو اسید ضروری در موقعیت‌های خاص گفت زیرا هنگام انجام تمرینات سنگین و شدید یا مشکلات گوارشی مقادیر بیشتری از آنچه بدن تولید می‌کند لازم می‌باشد. شما از دو راه میتوانید گلوتامین مورد نیاز خود را تهیه یکی‌ کنید یکی‌ از طریق مکمل‌های گلوتامین که به صورت شیمیایی در آزمایشگاه‌ها تولید میشود و دیگری از راه طبیعی و مصرف مواد غذایی دارای این آمینو اسید.

گلوتامین چه کاری را میتواند برای شما انجام دهد؟

گرچه این مکمل نمی‌تواند تمام مشکلات مربوط به بهبود عملکرد ورزشی یک فرد را حل کند اما دارای مزایای زیادی می‌باشد که میتواند بسیار کمک کننده باشد...


کمک به رشد عضلات

رایج‌ ترین دلیل استفاده از این مکمل توسط ورزشکاران و بدن سازان کمک به عضله‌ سازی می‌باشد. به این خاطر که بخش اعظمی از ماهیچه‌های ما توسط آمینو اسید گلوتامین تشکیل شده است.مصرف این مکمل همراه یک رژیم غذایی مناسب هنگام انجام تمرینات بدن سازی میتواند بسیار در فرایند سنتز پروتئین کمک کننده باشد و باعث افزایش آن شود...
این مکمل به هیچ وجه استروئید نمی‌باشد و به طور طبیعی نیز در بدن ساخته میشود .هنگامی که در طول تمرینات شدید سطح آمینو اسید‌ها کاهش پیدا کند احتمال تجزیه ماهیچه‌ها بسیار بالا خواهد رفت.این موضوع باعث ایجاد خستگی‌ و کاهش سرعت ریکاوری شما میشود.مصرف گلوتامین باعث میشود که مدت زمان ریکاوری کاهش پیدا کند و همین موضوع باعث افزایش قدرت ورزشکار از طریق ترمیم سریعتر ماهیچه‌ها میشود.
گلوتامین یک راه حل جادویی در درمان تنبلی و خستگی‌ نمی‌باشد اما به عنوان یک مکمل میتواند باعث بهبود نتایج شما در تمرینات از طریق افزایش آمینو اسید‌های مورد نیاز برای رشد عضلات شود....

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۰۷
aziz ghezel

موز
موز به دلیل محتویات خود که شامل پتاسیم بالا است، راه حل سریعی برای کاهش درد پهلوی شما هنگام تمرینات است.

انواع توت ها
محققین USA اخیرا توت های تازه را در لیست ۲۰ غذای سرشار و غنی از آنتی اکسیدان قرار داده اند.

هویج
هویج حاوی کربوهیدرات پیچیده می باشد که انرژی مورد نیاز عضلات را تأمین و پتاسیم موجود در آن فشار خون و انقباضات عضلانی را کنترل می کند.

شیر
شما از شیر فقط کلیسم دریافت نمی کنید. در حقیقت شیر خیلی به غذای کامل نزدیک است که در حالی به شما مقدار زیادی انرژی ارزشمند می دهد که کالری مصرفی را در سطح پایین نگاه می دارد.

تخم مرغ
 زرده منبع خوبی از آهن است و سرشار از لسیتین که برای سلامت مغز حیاتی است.

پرتقال
پرتقال منبع غنی از ویتامین C است و به ترمیم عضلات نیز کمک می کند. یک پرتقال دارای تمام ویتامین C است که زنان در طول روز نیاز دارند.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۰۵
aziz ghezel