مطالب گوناگون

از اینکه زنی با تو دیوانه وار بحث می کند خوشحال باش، دنیای زن ها کاملا متفاوت است، زن اگر سکوت کرد، بدان سکوتش نشانه پایان توست

مطالب گوناگون

از اینکه زنی با تو دیوانه وار بحث می کند خوشحال باش، دنیای زن ها کاملا متفاوت است، زن اگر سکوت کرد، بدان سکوتش نشانه پایان توست

وقتی مردان حرمت مرد بودنشان را بدانند و زنان شوکت زن بودنشان را مردان همیشه مرد میمانند و زنان همیشه زن و آنگاه هر روز ، نه روز "زن" و نه روز "مرد" بلکه روز "انسان" است.


آخرین نظرات
  • ۱۳ بهمن ۹۵، ۰۲:۲۱ - تنهایی زیباست
    منبع :-p

۲۲ مطلب در تیر ۱۳۹۴ ثبت شده است

 فضائل حجاب : حجاب،‌ اطاعت از خدا و رسول خدا ست حجاب، عفاف است  حجاب، پاکیزگی و دوری از آلودگی است  حجاب، پوشش است   حجاب، تقوا است  حجاب، ایمان است   حجاب، حیا است  حجاب، عزت است . عیوب بد حجابی: بی‌حجابی نافرمانی خدا و پیامبر است     بی‌حجابی گناهی بزرگ و مهلک است    بی‌حجابی باعث لعنت ‌و دوری‌ از رحمت ‌خدا می‌شود     بی‌حجابی از صفات جهنمیان است     سیاهی و تاریکی قیامت در انتظار بی‌حجابان     بی‌حجابی نفاق است     بی‌حجابی پرده‌دری و رسوایی است     بی‌حجابی عملی زشت است     بی‌حجابی کار شیاطین است    بی‌حجابی کار یهود است    بی‌حجابی، جاهلیت  است     بی‌حجابی، حیوانیت، ارتجاع و عقب‌ ماندگی است     بی‌حجابی دروازة فسادی فراگیر است .نتایج بی‌حجابی : 1- زنان بی‌حجاب در آرایش حرام و غیر شرعی برای جلب توجه هر چه بیشتر با یکدیگر به رقابت می‌پردازند به طوری که در این راستا، ارزشهای اخلاقی پایمال و اموال زیادی حیف و میل می‌شود. و زن به شکل کالای حقیر و پستی درمی‌آید که برای نگاه تماشاگران به بازار عرضه می‌شود. 2-  باعث فساد اخلاق مردان، به ویژه جوانان و نوجوانان می‌شود و آنان را به ارتکاب انواع کارهای زشت و حرام وامی‌دارد. 3- روابط خانوادگی را به هم می‌زند. اعتماد افراد خانواده نسبت به یکدیگر سلب شده و باعث عدم اعتماد میان افراد خانواده و شیوع طلاق در جامعه می‌شود. 4- با زن به عنوان وسیله‌ای تبلیغاتی یا آلت سرگرمی در زمینه‌های مختلف تجاری، رفتار می‌شود. 5- بی‌حجابی برای خود زن نیز بد تمام می‌شود زیرا نمایش اندام، خود نوعی اعلان سوءنیت و خبث درونی است و همین امر باعث می‌شود تا مورد اذیت و آزار افراد شرور و نادان قرار گیرد. 6- انتشار انواع بیماریها:‌ رسول ‌الله (ص) می‌فرماید: «هرگاه، زنا در قومی به حدی شیوع پیدا کند که علنی و آشکار گردد، طاعون و انواع بیماریهای بی‌سابقه میان آنها شیوع پیدا خواهد کرد». 7- زنای با چشم به سهولت و آسانی انجام می‌گیرد. رسول ‌الله (ص) می‌فرماید:‌ «زنای چشم، نگاه کردن است». و حفظ و نگهداری چشم از نگاه به نامحرم که ما برای رسیدن به رضای خدا به آن دستور داده شده‌ایم، مشکل می‌شود. جامعه‌ای که بر اثر بی‌حجابی دچار فساد و فحشاء شده است، سزاوار نزول عذابهای عمومی می‌گردد که قطعاً خطرش از بمب‌های هسته‌ای و زمین‌لرزه‌ها بیشتر است.رسول ‌الله (ص) می‌فرماید: «اگر مردم، منکر را ببینند و آن را تغییر ندهند، به زودی خداوند آنها را دچار عذابی فراگیر و همگانی خواهد کرد».

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۴ ، ۰۴:۵۰
aziz ghezel

انسان با داشتن این صفات کامل می‌گردد :1- صفات متقین [ترسندگان ـ پرهیزگاران] 2- صفات خاشعین [فروتنان] 3- صفات صابرین 4 - صفات انفاق‌کنندگان  5- صفات گروه مفلحون «رستگاران»   6 - صفات گروه صالحین  7- صفات گروه محسنین 8 - صفات مصلحین    9- صفات گروه فائزین 10- صفات یسارعون فی الخیرات سورة مؤمنون «شتابندگان در نیکی» 11- صفات عباد الرحمن «بندگان خداوند بخشنده»    12- صفات گروه راشدون «راه یابندگان»    13- صفات گروه صدیقون «ایمان‌داران راستین»    14- صفات کسانی که خداوند ایمان را در دل آنها نوشته است همچون «حزب الله لشکر خدا» و مفلحون «رستگاران»    15- صفات گروه مصلّین «نمازگزاران»    16- صفات عباد الله «بندگان خدا»    17 - صفات اصحاب المیمنه یا اصحاب دست راست «یاران حظّ بسیار و نیکبخت». انسان با داشتن این صفات پست خواهد شد :1- صفات منافق    2- صفات فاسقان    3- صفات اصحاب آتش یا نزدیکان شیطان   4- صفات ظالمین «ستمکاران»    5- صفات گروه گمراهان    6- صفات گروه کافران    7- صفات غافلون  8 - صفات مسرفین «اسراف‌کنندگان ـ از حد گذرندگان»  9 - صفات نمازگزاران ریاکار (ویل اللمصلین)  10 -صفات خراصون «حدس‌زدگان ـ کسانی که از روی یقین سخن نمی‌گویند به جز حدس و گمان»  11- صفات مختال فخور «متکبر فخرکننده»   12- صفات مکذبین ( تکذیب کنندگان ) 13- صفات خاسرون (زیان کاران ) 14 - صفات مطففین (کم فروشان ) . ای خداوندی که لطف‌هایت بر بندگان مخفی است نجات بده و عافیت بده و محفوظ‌مان کن از چیزهایی که در دنیا و آخرت از آن می‌ترسیم. پروردگارا، پس از آنکه ما را هدایت کردی، دل‌هایمان را دستخوش انحراف مگردان، و از جانب خود، رحمتی بر ما ارزانی دار که تو خود بخشایشگری .

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۴ ، ۰۳:۵۴
aziz ghezel

 نگاه و چشم چرانی، حسد و حسرت و افسردگی و بغض و غفلت از واجبات را به دنبال داشته، و مکر و حیله و نیرنگ و خیانت را در دلها کاشته و رشد می دهد و تا به مقصود خود نرسیده هرگز از پای نمی نشیند و سرانجام در دام هرزگی و فساد گرفتار می شود.  مصطفی صادق رافعی از کارشناسان امور اجتماعی می نویسد:  «نگاه حرام باعث از دست رفتن زمام و کنترل روح و شکست اراده، اختلال فکر و اندیشه انسان می شود» . «نگاه پنجره ای است که چون بی حساب و بدون رمز گشوده شود، آتش شهوت و هیجان را بر خواهد افروخت، نگاههای آلوده زمینه ساز غلیان آزها و ایجاد کششها هستند. نگاههای آلوده پیامدی جز فحشا، سیاهی دل و نکبتهای اجتماعی نخواهد داشت. نگاه آلوده راهبر دل، دام شیطان، بذر شهوت و رویشگاه فسق و فجور است، هرزگی چشم دل را خواهد لرزاند، و آرامش و ثبات را از آن خواهد گرفت، فتنه ها بر خواهد انگیخت، فسادها بر خواهد آورد.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۴ ، ۰۲:۰۴
aziz ghezel

غمگین مباش: زیرا غم نسبت به ماضی بی قراری و نسبت به آینده ترسان و امروزت را بر باد می کند.  غمگین مباش: زیرا غم قلب را تنگ، چهره را گرفته و روح را خسته می کند، و آرزو بوسیله آن متلاشی می شود.  غمگین مباش: زیرا غم نه گمشده ای را بر می گرداند و نه مرده ای را زنده می کند، نه تقدیر را تغییر می دهد و نه سودی عایدت می گردد.  غمگین مباش: اگر توتنگدستی دیگری بخاطر وامی در بازداشت است، اگر تو وسیله نقلیه ای نداری دیگری پاهایش را از دست داده، اگر تو از دردها شکایت داری دیگران بر تابوتهای سفید خوابیده اند اگر تو یک فرزند از دست داده ای دیگری فرزندانی را در یک حادثه از دست داده است.  غمگین مباش: اگر گناه کرده ای توبه کن، اگر بد کرده ای استغفار کن، اگر اشتباه کرده ای اصلاحش کن، زیرار حمت بی پایان است و دروازه باز و توبه پذیرفته شده.غمگین مباش: هرگاه از چاره جویی باز مانی و راهها را بسته یابی، آرزوها پایان یابند و ریسمانها کنده شوند، پس ندا در ده و بگو: یا الله «و لا حول و لا قوة الا بالله».غمگین مباش: زیرا بیماری برطرف می شود، مصیبت زده بهبود می یابد، گناه آمرزیده می شود، دین پرداخته می شود، زندانی رها می شود، گم شده بر می گردد، گنهکار توبه می کند و مستمند توانمند می شود.هرگاه زمین با وسعتی که دارد بر تو تنگ آید، و نفس تو نیز بر تو تنگ آید، پس آواز ده و بگو: یا الله «حسبنا الله و نعم الوکیل».و هنگامی که مصیبت واقع شود، و نگون بختی سر بر آرد و بحران سهمگین گردد پس ندا سر داده بگو: یا الله «لا حول و لا قوة الا بالله».  و هرگاه تمامی دروازه ها فرا رویت بسته گردند پس ندا در داده بگو یا الله «حسبنا الله و نعم الوکیل».پروردگارا، بر چشمهای بیدار خواب آرام و بر نفسهای بیقرار سکون و اطمینان بیاور و هر دو را به پیروزی نزدیک برسان.  پروردگارا، کوردلان را به سوی نورت، گمراهان را به صراط مستقیم، راه گم کردگان را بوی هدایتت رهنمون گردان، الهی غم را از فکرمان، اندوه را از چهره مان و اضطراب را از قلوبمان بردار.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۴ ، ۰۱:۳۲
aziz ghezel

علم بی‌عمل، دیوانگی است و عمل بی‌علم، شدنی نیست. علمی که تو را از معاصی باز ندارد و به اطاعت معبود وادار نکند، فردای قیامت تو را از آتش دوزخ باز نخواهد داشت.. اگر امروز به دانشت عمل نکنی و درصدد جبران روزهای گذشته برنیایی روز قیامت از آنانی خواهی بود که می‌گویند :خداوندا! ما را به دنیا بازگردان تا کار شایسته انجام دهیم، و آن‌گاه به تو می‌گویند: احمق! تو خود از آنجا آمده‌ای .


خوشیها و لذتها بر سه درجه است :اول آنکه پست تر است مثل شکم و زیر شکم،خلق بیشتر آن بدانند و بدان مشغول باشند و دلیل پستی این است که همه حیوانات با وی در این امر شریک بلکه غالبند، همچون مگس و مور و کرم دوم لذت غلبه و ریاست است که بعضی حیوانات با وی شریکند، همچون شیر و پلنگ. سوم لذت علم و حکمت و معرفت حق تعالی که این را هیچ جانوری ندارد.


ده اصل مهلکات عبارتند از:بخل،کبر،عجب،ریا،حسد،خشم،شهوت(طعام و سخن و...)،دوستی مال و جاه و حرص ده اصل منجیات عبارتند از:توبه،پشیمانی بر گناه،صبر بر بلا،رضا بر قضا،شکر بر نعمت،برابر داشتن خوف و رجا،زهد در دنیا،اخلاص در طاعات،خلق نیکو با مردم و دوستی خدای تعالی.


اگر طاعت شهوت داری،در تو صفت پلیدی،بی شرمی،حریصی،چاپلوسی،خسیسی،شماتت و حسد پدید آید و اگر مقهور گردانی ، در تو صفت قناعت،خویشتنداری،شرم،پارسایی و بی طمعی پدید آید.


فرق مومن و دنیاطلب: مومن به فکر و عبرت مشغول بُود و منافق به حرص و اَمَل. مومن از همه کس نومید بُود مگر از حق تعالی و منافق به همه کس امید دارد مگر حق تعالی. مومن مال فدای دین کند و منافق دین فدای مال کند. مومن طاعت همی دارد و همی گرید و منافق معصیت همی کند و همی خندد. مومن تنهایی و خلوت را دوست دارد و منافق در جمع بودن و ازدحام و شلوغی را. مومن همی کارد و ترسد که ندرود و منافق نکارد و طمع دارد که بدرود.


وصایا و مواعظ امام محمد غزالی رحمه الله : فرزندم ... تو را به هشت چیز نصیحت می کنم ، این نصایح را از من بپذیر تا علمت در روز قیامت دشمنت نشود. چهار مورد از این امور را انجام بده و چهار مورد دیگر را انجام نده. چهار موردی که باید از انجام آنها اجتناب نمایی: 1) تا می توانی با هیچ کس در هیچ مسئله ای مجادله مکن ، زیرا این کار آفات و ضررهای زیادی در پی دارد و ضررش از نفعش بیشتر است ، چرا که مجادله سر چشمه ی هر اخلاق بدی همچون: ریا ، حسد ،  کبر ، کینه ، دشمنی ، مباهات بر دیگران و ... است. مناظره و مجادله در صورتی درست است که مسئله ای میان تو و فردی یا گروهی به وجود آید و تو برای  آشکار شدن حق و جلوگیری از تضییع آن ، این کار را انجام دهی ؛ اما داشتن چنین نیت و هدفی دو علامت  دارد: الف) برایت هیچ فرقی نداشته باشد که حق از زبان تو آشکار شود یا از زبان دیگری ( به دنبال روشن شدن  حق و حقیقت باشی نه چیز دیگر ) ؛  ب) مناظره در خلوت برایت محبوب تر از مناظره در میان جمع باشد . 2) دومین چیزی که باید از آن دوری کنی این است که از نصیحت و تذکر دادن به دیگران بپرهیز ، مگر اموری که خود نخست به آن عمل کنی سپس آنها را تذکر دهی ؛ زیرا در این کار آفات بسیاری است ؛ در  این سخنی که ( از طرف خدا ) به حضرت عیسی علیه السلام گفته شد خوب فکر کن: « ای پسر مریم!  خود را نصیحت کن سپس دیگران را ، در غیر این صورت از پروردگارت شرم کن ». اگر گرفتار چنین عملی شدی ( وعظ و نصیحت مردم ) ، سعی کن از دو چیز بپرهیزی: الف) از تکلف در سخن با عبارات و اشارات و طامات و اشعار بپرهیز ، زیرا خداوند از متکلفان متنفر است  و ( این را بدان که ) هر کس بیش از حد تکلف به خرج دهد ، نشانه ی خرابی درون و غافل بودن قلبش  است. تذکر یعنی:  - بندگان خدا را به عذاب آخرت و کوتاهی در انجام عبادات خالق یادآوری کنی ؛ - بندگان را وادار به تفکر در عمر به بیهوده از دست رفته کنی ؛ - بندگان را به این امر تذکر دهی که گردنه های سختی در پیش دارند: بدون ایمان از دنیا رفتن و چگونگی  حالت در هنگام قبض روح و اینکه آیا می توانند جواب درست و صحیحی به نکیر و منکر بدهند؟ - بندگان را به این امر سفارش کنی که به وضعیت خود در قیامت فکر کنند و این که آیا کاری کرده اند که از  پل صراط سالم عبور کنند یا اینکه خدای ناخواسته در جهنم می افتند؟ - بندگان را وادار کنی که همیشه به فکر عاقبت و سر انجام خود بوده ، این مطلب را به یاد داشته باشند و  در راه تصحیح اعمال خود آرام و قرار نداشته باشند. یادآوری این مسائل و تفکر در این اوضاع و احوال یعنی تذکر. موعظه نیز یعنی آگاه کردن مردم و مطلع ساختن آنها بر این امور ( ی که گفته شد) و آگاه و بیدار کردن آنها بر کوتاهی کردن و سستی آنها در انجام عبادات و توجه کردن به عیوبشان و اهتمام دادن به سر  انجامشان ، چنان که گرمای این آتش حسرت ، به شنوندگان اهل مجلس برسد و این مصایب آنان را به  گریه و فریاد آورد تا به قدر توان خود ، فکری برای جبران گذشته و عمر از دست رفته ی خود کنند که در  غیر طاعت خدا گذشته و به سوی خدا برگردند. ذکر مثالی برای تفهیم کلام کافی است:  اگر ببینی که سیل خانه ای را ویران می کند و صاحب آن خانه و اهلش در آن ساکنند و تو بخواهی آنان را  آگاه کنی و نجات دهی ، آیا در این حالت از عبارات و نکته ها و اشارات بدیع استفاده خواهی کرد!؟ مسلم  خیر ، حالت موعظه گر و نصیحت گو نیز چنین است و باید واعظ از به کارگیری تکلف در وعظش خودداری  کند. ب) در وعظ و مجلس ، وعظت کاری نکن که مردم نعره زنند و هرگز هدفت این نباشد که اظهار وجد کنند تا با این کار گفته شود: مجلس تو مجلس خوبی است ( و تو واعظ ماهری هستی ) زیرا چنین کاری میل به دنیا است و سبب ریا می شود و از غفلت ایجاد می شود.  سعی کن تمام عزم و همت خود را صرف دعوت مردم کنی و آن ها را از توجه به دنیا به توجه به آخرت ،  از معصیت به طاعت و عبادت ، از حرص به زهد ، از بخل به سخاوت و از غرور به تقوا منصرف گردانی ؛  سعی کن آخرت را محبوبشان گردانی و دنیا را در نظرشان مبغوض و علم عبادت و بندگی و زهد را به آنان  تعلیم دهی ؛ زیرا بیشتر مردم طبیعتا از راه شرع منحرف هستند و در راهی که مورد رضایت خدا نیست گام  برمی دارند و اغلب به اخلاق پست ، خو گرفته اند ؛ ( تو ) در دلشان رعب و وحشتی ( نسبت به عذاب خدا )  بیانداز و آن ها را از سرانجام ناخوشایند بر حذر بدار ، شاید درونشان متحول شد و به تبع آن اعمال  ظاهریشان نیز تغییر یابد و حرص و طمع و میل و رغبت به طاعت و عبادت خدا در ایشان ظاهر گردد و از  گناه دست بکشند.  این راه و روش موعظه و نصیحت است و هر وعظ و اندرزی اینگونه نباشد عذابی برای صاحبش و هر  شنونده ای خواهد شد ، حتی گفته شده: گوینده ی چنین وعظ و اندرزی ( وعظ و اندرزی که در آن شرایط  فوق رعایت نشده باشد ) شیطانی است که مردم را به بیراهه و هلاکت خواهد کشاند.  پس بر مردم است که از چنین واعظی فرار کنند زیرا ضربه ای که این واعظ به دین می زند شیطان هرگز  نمی تواند آن را انجام دهد و بر هر صاحب قدرتی واجب است که چنین واعظی را از منبر مسلمانان پایین  بکشد و او را از شرارت هایش منع کند چرا که انجام چنین کاری امر به معروف و نهی از منکر است.  3) سومین کاری که باید آن را رها کرد عبارت است از اینکه: با امرا و سلاطین و پادشاهان رفت و آمد  مکن و سعی کن آن ها را نبینی که در دیدن ایشان و مجالست و مخالطت با ایشان آفات و ضررهای بسیاری  است و اگر به دیدن ایشان مبتلا شدی از مدح و ثنای آن ها خودداری کن زیرا خداوند متعال وقتی که ظالم و  فاسق ستوده شود خشمگین و غضبناک می گردد و هر که برای طول بقای ایشان دعا کند مطمئنا دوست دارد  که در زمین نافرمانی و معصیت خدا انجام گیرد.  4) چهارمین کاری که باید ترک کرد عبارت است از این که: از امرا و سلاطین چیزی از قبیل هدایا نپذیری  هر چند که مطمئن باشی حلال است زیرا طمع به مال ایشان سبب فساد دین است و این کار سبب چاپلوسی و  آسان گیری بر آنان و رعایت حال و احوال ایشان و موافقت بر ظلمشان می شود که همه ی این ها موجب  فساد و تباهی دین است.  اگر هدایای سلاطین را بپذیری و از مال دنیوی ایشان برخوردار شوی کمترین ضرری که متوجه تو می شود  این است که ایشان را دوست خواهی داشت و هر کس فردی را دوست داشته باشد ، به ضرورت ، طول عمر  و بقای او را می خواهد و در محبت بقای ظلم ، اراده ی ظلم بر بندگان خدا و ویرانی جهان نهفته است.  راستی چه چیزی برای دین و آخرت انسان زیان بارتر از اراده ی ظلم بر بندگان خداست !؟  برحذر باش ، برحذر باش از این که مورد کید و حیله ی شیاطین قرار گیری یا مورد فریب قول برخی از  مردم قرار گیری که می گویند: بهتر است که درهم و دینار از حاکمان بگیری و آن را بین فقرا و  نیازمندان تقسیم کنی زیرا آن ها این درهم ها را در راه فسق و گناه و معصیت خرج می کنند و بخشیدن  به فقرا از جانب تو بهتر از خرج کردن حکام است.  این را بدان که شیطان لعین گردن بسیاری را با چنین وسوسه هایی زده است ( و آن ها را هلاک کرده  است ).  « التزام بر چهار چیز »   اما چهار چیزی که انجام دادنشان شایسته و لازم است ، عبارتند از: 1) با خدا چنان باش که اگر بنده و غلام تو با تو چنان باشد از او راضی باشی و دلت از او به تنگ نیاید و از  او عصبانی نشوی. هر چیزی که راضی نیستی غلامت نسبت به تو انجام دهد ، پس راضی مباش که خودت  نسبت به خدا انجام دهی ، خدایی که آقا و سرور حقیقی است. 2) با مردم چنان باش که دوست داری با تو چنان باشند ؛ زیرا ایمان هیچ بنده ای کامل نمی شود مگر اینکه  آنچه برای خود دوست دارد برای دیگران نیز دوست داشته باشد. 3) هر گاه به دنبال علم رفتی یا آن را مطالعه کردی ، لازم است که علمت علمی باشد که قلبت را اصلاح کند  و نفست را تزکیه نماید ؛ چنانکه مثلا اطلاع یابی که از عمرت جز هفته ای نمانده است ؛ پس عاقلانه نیست  که خود را به علم فقه و خلاف و اصول و کلام و امثال اینها مشغول داری ، زیرا خوب می دانی که این  علوم تو را بی نیاز نمی کنند و در نتیجه ، خود را به مراقبت قلب و شناخت صفات نفس و اعراض از  علایق دنیوی و تزکیه نفس از اخلاق ناپسند و نیز کسب محبت خدا و عبادت او و اتصاف به صفات نیکو  مشغول خواهی کرد ، زیرا هیچ لحضه ای از عمر انسان سپری نمی شود مگر اینکه ممکن است در آن  لحظه عمرش به پایان برسد و بمیرد. فرزندم ... سخن دیگری را از من بشنو و در آن اندیشه کن تا در آن راه نجاتی بیابی. اگر به تو بگویند صاحب مقامی هفته بعد به ملاقاتت می آید ، تو در این مدت جز به اصلاح هر آنچه می دانی  که او آن را خواهد دید ( و او را مسرور می گرداند ) از لباس و بدن و منزل و... نمی پردازی ؛ حال در آنچه  بدان اشاره کردم فکر کن ، زیرا می دانم که فرد عاقلی هستی و عاقلان را اشاره ای کافی است ؛ پیامبر  صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: « خداوند به صورت اعمال شما نگاه نمی کند ، بلکه به دل ها و نیت های شما نظر می کند ». این را بدان که شناخت احوال دل ، واجب عین است و سایر علوم ، واجب کفایه ، مگر به مقداری که انسان  بتواند فرایض خدا را به طور صحیح انجام دهد. 4) از مال دنیا جز اندازه ی کافی برای یک سال را جمع مکن چنان که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  این را برای یکی از منازلش ( همسرانش ) حساب کرد و فرمود:  « اللهم اجعل قوت آل محمد کفافا » ؛ « مسلم : 1055 » ؛ « خدایا قوت خانواده محمد را برایشان کافی  بگردان ». فرزندم ... در این رساله تمامی آنچه خواسته بودی و باید بدان عمل کنی ، برایت نوشتم ، پس به آن عمل کن و ما را از دعای خیر فراموش مکن. در مورد دعاهایی که از من درخواست کرده بودی ، از تو می خواهم که از دعاهای صحیح موجود در  کتاب های حدیث استفاده کنی. این دعا را همیشه و به ویژه بعد از نمازهایت بخوان: « اللهم انی اسالک من النعمة تمامها ، و من العصمة دوامها ، و من الرحمة شمولها و من العافیة  حصولها ، و من العیش ارغده » ؛ « خدایا من ، از تو در نعمت ، تکمیل آن را و از مصونیت و عصمت ،  دوام آن را و از رحمت ، شامل بودن آن را و از سلامت ، به دست آمدن آن را و از زندگی ، فراخی و راحت  آن را خواهانم ». « اللهم کن لنا و لاتکم علینا ، اللهم اختم بالسعادة آجالنا ، واجعل الی رحمتک مصیرنا و مآلنا ، واصبب  سجال عفوک علی ذنوبنا. و مُنّ علینا باصلاح عیوبنا واجعل التقوی زادنا ، و فی دینک اجتهادنا ، و علیک  توکلنا و اعتمادنا ... » ؛  « خدایا با ما باش نه علیه ما ؛ خدایا آینده و سرانجام ما را به نیکی و سعادت  خاتمه بده و سرنوشتمان و آرزوهایمان را به سوی رحمتت ببر. ابر عفو و بخششت را بر گناهانمان بباران  و با اصلاح عیوبمان بر ما منت بنه و زاد و توشه ی ما را تقوا و کوشش و تلاش ما را در دین خود و توکل  و اعتمادمان را تنها بر خودت قرار بده ». (1) امام غزالی این بحث را ادامه می دهند ، من نیز نیکو دانستم که ادامه آن را در حاشیه بیاورم ؛ ایشان  می فرمایند: « به من گوش ده تا چیزی را برایت بگویم: این را بدان که از مشکلات پرسیدن ، در حقیقت بیان بیماری قلب نزد طبیب است و درخواست جواب از او ،  تلاشی است در جهت اصلاح این بیماری و بدان که جاهلان ، دل بیماران و علما ، طبیبانند و عالم ناقص نمی تواند به خوبی امر معالجه را انجام دهد و عالم کامل نیز هر بیماری را معالجه نمی کند ، بلکه بیمارانی را معالجه و مداوا می کند که امید بهبودی و اصلاح آنها باشد ؛ زمانی که بیماری مزمن یا  لاعلاج باشد یا مداوا کارآمد نباشد ، حاذق بودن پزشک در این است که بگوید: این بیماری علاج ناپذیر است و به مداوای او مشغول نگردد زیرا می داند مشغول شدن به مداوا یعنی ضایع کردن وقت. این را بدان که بیماری جهل و نادانی ، چهار نوع است که یکی علاج پذیر و بقیه علاج ناپذیرند ؛ آنهایی که  علاج پذیر نیستند عبارتند از: یک) کسی که سوال و اعتراض او ناشی از حسد و بغض و کینه باشد ، پس هر اندازه که نیکوتر ، فصیح تر  و روشن تر جوابش دهی و با او بحث کنی ، جز این نیست که عداوت و کینه و بغض و حسد او زیادتر  می شود ، پس راه چاره این است که هرگز خود را به جوابش مشغول نکنی ، زیرا گفته اند: « کل العداوة قد ترجی ازالتها ------------- الا عداوة من عاداک عن حسد » ؛ « هر دشمنی و خصومت را  امید از بین رفتن و اصلاح هست جز عداوت کسی که ناشی از حسد نسبت به تو باشد ». بهتر است او را با بیماریش رها کرد ، زیرا خداوند می فرماید: « فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّى عَن ذِکْرِنَا وَلَمْ یُرِدْ إِلَّا الْحَیَاةَ الدُّنْیَا » ؛ ( النجم : 29 ) ؛ « حال که چنین است از  کسی که از یاد ما روی می گرداند و جز زندگی مادی دنیا را نمی طلبد ، اعراض کن ». دو) دیگر بیماری جهل علاج ناپذیر ، حماقت است ؛ چنان که حضرت عیسی علیه السلام فرمودند: « به راستی که من از زنده کردن مرده عاجز و ناتوان نگشتم ولی از معالجه ی احمق ناتوان گشتم ». انسان احمق فردی است که مدت بسیار کمی به جستجوی علم بپردازد و مقدار کمی از علوم شرعی و عقلی  را بیاموزد و از حماقت خود ، در برابر عالم بزرگی علم خویش را در علوم عقلی و شرعی سپری کرده است ، قد علم کند و بر او اعتراض کند و ایراد بگیرد ؛ این احمق نمی داند و چنین گمان می کند که آنچه بر  او مشکل و ناگشودنی است بر عالم بزرگ نیز مشکل است و چون این اندازه در جهل و نادانی فرو رفته  است ، سوال او ناشی از حماقت و نادانی اوست پس شایسته است که هرگز به جوابش خود را مشغول نکنی. سه) سومین بیماری جهل علاج ناپذیر ، دانش آموز و طالب علمی است که هر آنچه از سخن بزرگان نمی  فهمد بر قصور فهم خویش حمل می نماید و سوال او تنها برای استفاده بردن است اما چون کند ذهن است ،  فهم وی از ادراک حقایق قاصر است ؛ شایسته است که خود را به جواب دادن و بحث با او مشغول نکنی ،  زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده اند: « ما گروه پیامبران ماموریم که با مردم به اندازه ی  عقلشان صحبت کنیم ». چهار) اما بیمار جاهلی که بیماریش علاج پذیر است ، کسی است که طالب علم باشد و عاقل و فهیم و طالب  حقایق و سوال و اعتراضش نه از روی حسد است و نه به خاطر امتحان دیگران و یا اذیت آنها ؛ بیماری  چنین فردی علاج پذیر است ؛ نسبت به او نه تنها باید پاسخگو بود ، بلکه واجب است که او را نیز راهنمایی  کرد.   

بدان که ریا کردن به طاعتهای حق تعالی به شرک نزدیک است، و هیچ بیماری بر دل پارسایان غالبتر از این نیست که چون عبادتی کنند خواهند که مردمان از آن خبر یابند و جمله ایشان به پارسا اعتقاد کنند.


اصل خشم و غضب از آتش است که زخم آن به دل می رسد و نسبت آتش با شیطان است، آنجا که گفت: «خَلَقْتَنی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طینٍ»(اعراف: 12) و کار آتش حرکت و ناآرامی است، در حالی که کار گل و خاک سکون و آرامش است و هر کس خشم بر او غالب شود، نسبت و شباهت او با شیطان بیش از آدم است.


همت در جان می‌باید داد و هزیمت در نفس و تن بر مرگ می‌باید نهاد؛ ‌چرا که منزل، گورستان است و اهل قبور منتظرند تا ببینند چه موقع به آنان می‌پیوندی. پس مبادا که بی‌زاد و توشه بروی.


آن‌گونه که می‌پسندی زندگی کن، ولی بدان که عاقبت مرگ در انتظار توست.

۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۴ ، ۰۱:۴۷
aziz ghezel

 خدای تعالی زمین ر ا در دو روز بیافرید وبا کوه های گرانش استوار ساخت.وروزی ها ونیازمندی های سکنه اش رادر چهارروز تقدیر وایجاد فرمود،سپس از ماده ای شبیه به گازافروخته بآفرینش آسمان پرداخت،و هردو رادرچنبراراده ی خود مسخر ساخت.آنگاه فرشتگان تسبیح گوی وتقدیس کننده را ایجاد کرد.سپس اراده اش بر آن تعلق گرفت وحکمتش چنین اقتضاء کردکه آدم وذریه اش را بیافریند تا در زمین سکونت گزینندو آن راآباد سازند.پس فرشتگانش را خبر داد که مخلوق تازه ای در زمین خواهم آفرید که در زمین خلیفه من باشدوآن رامامورسازدونسلش در اطراف واکناف خاک منتشر گردند وازروئیدنیهای زمین بخورندوخیرات ونعمت های درون زمین رااستخراج کنند.ولی چون فرشتگان حکمت خلقت واستخلاف اورا نمی دانستندوازطرفی خدای تعالی به ایشان الهام کرده بود که بیشتر افراداین نوع در تقوی وطاعت وعبادت وتسبیح وتضرع به پای فرشتگان نمی رسند لذادر پیشگاه الهی عرضه داشتندکه:آیا کسی رادر زمین خلیفه می سازی که درآنجا فساد می کندوخون هامیریزددرصورتی که ماتو راتسبیح می گوییم وتقدیس می کنیم؟در این هنگام خدای تعالی ایشان را جوابی دادکه از حیرت نجات یافتندوخلاصه آن جواب چنین بود که:شما از راز این آفرینش بی خبرید ومن چیزی می دانم که شما نمی دانید آنگاه فرشتگان را فرمان داد که چون پیکر آدم را بپرداختم وجان در آن دمیدم یکسره بد او سجده آورید. خدا پیکر آدم را از گل بپرداخت وآنگاه جان در آن بدمید. پس نسیم حیات در کالبدش بوزید ودستگاه عقل واراده وحواسش به کار افتاد. پس از آن خدای تعالی او را مشمول فضل ونعمت خود ساخت و پرتوی از نور خود را بر او بگسترد ونام ها ورازهای مخلوقات را به او تعلیم فرمود. سپس دورنمائی از آن مخلوقات را بر فرشتگان عرضه کرد وبرای اظهار عجز و قصور علمشان و برای فهماندن اولویت آدم به خلافت،فرشتگان را فرمود: اگر راست می گوئید نام ها ورازهای ایشان را به من بازنمایید ،فرشتگان در برابر این امتحان مبهوت شدند ودر جواب فرو ماندند وناچار به عجز ونارسائی علم ومعرفت خود اعتراف کردند وگفتند: ما جز آنچه از تو آموخته ایم نمی دانیم ،وداناو حکیم مطلق توئی. اما آدم چون استعداد آن داشت که از سرچشمه فیض معنوی سیراب گردد واز نور علم الهی اقتباس کند ، نام ها ورازهای مخلوقات را فراگرفته ودر شناسائی آنها رسوخ یافته بود. ازین رو به فرمان خدا علم خود را درباره مخلوقات برفرشتگان آشکار کرد وبه این وسیله حکمت مقام خلافت اللهی خود را بازنمود.  دراین هنگام پروردگار فرشتگان را ندا داد که: آیا به شما نگفتم که من غیب وملکوت آسمانها وزمین را می دانم وبر آشکار ونهانتان عالمم؟ فرشتگان فضیلت آدم وسر آفرینش او رادریافتند وحکمت برگزیدنش را دانستند. پس آنگاه خدا ایشان را فرمان داد تا به عنوان  اعتراف به مقام او بروی سجده کردند ولی شیطان که در صف فرشتگان بود از سر کبر وترفع از فرمان خدا سرپیچی کرد.  خدای تعالی در مقام بازخواست از شیطان به او فرمود: چه چیز تورا باز داشت از آنکه بر مخلوقی که من او را به دست عنایت خویش آفریده ام سجده کنی؟شیطان گفت : من از جهت عنصر وگوهر ، از آدم برترم وکسی را با من یارای برابری نیست وهیچ موجودی به پایگاه رفیع من نمی رسد.من از گوهر فروزان آتش آفریده شده ام واو از عنصر تیره گل ، از این رو روا نیست که من براو سجده برم. خدای تعالی به کیفرعصیان وسرپیچیش او را ندا داد که :از بهشت سعادت بیرون شو،زیرا که تو از مقام قرب رانده ومطرودی وهمانا که تا روز باز پسین لعنت ونفرین بر تو خواهد بود.شیطان از پروردگار خود خواهش کرد که او را تاروز باز پسین مهلت دهد وزندگیش راتاآن روز دوام بخشد. خدای تعالی خواهشش را بپذیرفت وچون حاجتش برآمد فضل الهی را سپاس نگذاشت وکفران نعمت کردو بی ادبانه عرضه داشت:اکنون که مراگمراه کردی درسر راه مستقیم تو به کمین آدم ذریه اش خواهم نشست ودرگمراه ساختنش خواهم کوشید.واز پیش وپس وراست وچپ قصد ایشان خواهم کردوخواهی دید که بیشترشان شرط سپاس را رعایت نخواهند کرد.خدای تعالی شیطان رابخواری وخذلان از پیشگاه خود براند وفرمود:به آن راهی که برای خود برگزیدی برو وهر کدام از ایشان راکه بتوانی با بانگ خود پریشان خاطر ساز،وسپاه سوار وپیاده ات را به سوی ایشان بران ودر اموال واولادشان شریک شو،وبا وعده های دروغ وآرزوهای دور ودرازشان بفریب،اما بدان که من هرگز دست تو را بر آن بندگان مخلص خود که اراده ی قوی وعقیده ی صحیح دارندباز نخواهم گذاشت،وتو را بر ایشان مسلط نخواهم ساخت،زرا دلهای ایشان ازطرف تو باز گشته وگوش هاشان از شنیدن سخن تو بربسته است. واما درتصمیمی که بر اغواءمردم وفریفتن ایشان گرفته ای،پس در آن باره حسابی دشوار خواهی داشت وکیفری سخت خواهی دیدومن جهنم رااز تو وپیروانت پر خواهم ساخت.خدای تعالی شیطان را از رحمت خود براند،واز نعمت خویش دور ساخت،وآدم وهمسرش رادر بهشت مسکن داد وایشان رااز مکر شیطان برحذر داشت،واز پذیرفتن سخنش نهی فرمود، تااز بهشت رانده نشوند،واز نعمت هایش محروم نگردند وهم نعمت های بهشت را بر ایشان مباح ساخت مگر میوه یک درخت راکه از نزدیک شدن به آن منع فرمودوآدم وهمسرش راوعده دادکه اگراز آن درخت اجتناب کنند وسائل تنعم را از هر جهت برایشان فراهم سازد تادر بهشت هیچگاه گرسنگی وبرهنگی نکشند وخستگی وتشنگی نچشند. آدم در بهشت مسکن گزید،واز نعمت های آن کامیاب شد،درمیان درختانش گردش می کرد،ودر سایه اش می آرمیدواز گلهایش می چید ومی بوئید،واز میوه هایش کام شیرین میکرد،واز آب های گوارایش سیراب میشد،ودر تمام این کامیابی ها همسرش هم با او سهیم وشریک بود. آدم وحواء روزگاری همچنان در آغوش سعادت به سر بردند ولی این کامیابی مانند خاری در دل وچشم شیطان می خلید، زیرا دشمن را کامیاب وخویش را محروم می دید.از این رو به انتقام از آدم ومحروم ساختنش از نعمت های بهشت همت گماشت وبرای اجرای کار خود باحیله به بهشت در آمد ودر لباس ناصحی مشفق با همه وسائل در مقام استمالت ادم وحواء برآمد واز راه دلسوزی ایشان رااز زوال نعمت وسعادت بیم داد وگفت:(( سر انکه خدا شما رااز نزدیک شدن به این درخت نهی فرموده جز ین نیست که اگر از آن استفاده کنید دو فرشته ی مجرد خواهید شد یا جاودانه در بهشت خواهید ماند)).شیطان هم چنان وسوسه ی خود را ادامه می داد، تا چون از نفوذ وتاثیر در آدم وحواء نومید شد،متوسل به قسم شد،وبرای ایشان سوگند یاد کردکه من در مقام شما ناصحی امینم وهیچ گاه قصد گزند شما را ندارم ودر مقام انتقام نیستم انگاه بر تاکید واصرار خود افزود،تا دستشان را بر میوه ی آن درخت آلوده کرد.پس چون به دام  مکر شیطان درافتادند خدای تعالی ایشان را از نعمت بهشت محروم ساخت وندا داد که:(( آیا من شما را از این درخت نهی نکردم ونگفتم که شیطان شما را دشمنی آشکار است!)).در این هنگام آدم وحواء از کرده ی خود پشیمان شدند وعرضه داشتند:(( پروردگارا مادرباره ی خود ستم کردیم واگر ما را نیامرزی وبر ما رحم نکنی هر آینه از زیانکاران خواهیم بود)).پس خدای تعالی فرمود:از بهشت بیرون روید،شما در زمین مسکن خواهید داشت وتا روز باز پسین باهم دشمن خواهید بود.پس از آن خدای تعالی توبه ادم وحواء را قبول کرد وآن دو را آمرزید،وآدم وحواء از پذیرش توبه ی خویش  خوش حال شدند وامید وارگشتند که در بهشت بمانند واز نعمت هایش هم چنان کامیاب باشند وخدای تعالی  از آنچه به خاطر ایشان می گذشت آگاه بود،پس آن دو را فرمان نزول وخروج از بهشت داد وبه ایشان که این دشمنی میان شیطان وایشان هم چنان ادامه خواهد داشت.تا به فتنه اش بیندیشند واز اغواء و وسوسه هایش بر حذر باشند،واز هدایت الهی پیروی کنند.خدا راه ورسم زندگی در زمین را به آدم آموخت وچراغ امیدواری را دردلش بیفروخت،و او را خبر داد که روزگار نعمت خالص وراحت به رنج سپری شده واکنون که از بهشت بیرون آمده به دوران مخصوص زندگانی گام نهاده است که دو راه در پیش دارد:یکی راه هدایت و دیگر راه ضلال،یکی ایمان ودیگر کفر،یکی رستگاری ودیگر خسران،پس هرکه از شریعت وسنت الهی پیرو کندوبه راه مستقیم او رود از وسوسه ی شیطان واغواء او هیچگونه بیمی بر او نیست، ولی هر کس از یاد خدا روی بتابد واز راه او منحرف شود به سختی وبدبختی خواهد افتاد واز گروهی خواهد بود که کوشش ایشان در زندگی دنیا به راه کژی وگمراهی است در حالیکه خویش را نیکو کار همی پندارد.                                                                                   

۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۴ ، ۲۳:۲۴
aziz ghezel

گیاهی که گلهای آن درشت به رنگ آبی مایل به بنفش که در اواسط بهار تا اواسط تابستان ظاهر میشود.جهت مشکلات پوستی، مثل اگزما مصرف می‌شود. همچنین گل گاوزبان به دلیل داشتن مقدار زیادی کلسیم و آهن و مواد مغذی مثل پتاسیم، روی، ویتامین های C و B و بتاکاروتن برای خانمهایی که دچار کمبود این مواد ضروری هستند مفید می‌باشد. گل گاوزبان به دلیل دارا بودن خواص تسکین‌دهنده برای درمان بیماری‌های عصبی نیز توصیه می‌شود. گل گاوزبان در عین حال برای درمان افسردگی و بی‌تعادل روانی ناشی از دوره‌های قاعدگی و یائسگی مصرف می‌شود. این گیاه آرام بخش، در درمان جوش‌های دهانی و آفت دهانی تاثیر شگرف می‌گذارد و معمولا دمنوش‌های این گیاه برای سرماخوردگی و در بعضی مواقع سرفه‌های خشک در فصل سرما جوشانده‌ای قدرتمند و مرهمی قوی است.این گیاه دارویی باعث کاهش تب می شود و در تمام موارد تب مثل سرخک، مخملک، آبله، کهیر و تبهای دیگر می تواند مفید باشد.معرّق و نرم کننده است و برای تصفیه خون اثر محسوس دارد. آرامبخش است و برای تنظیم و تقویت کبد و برونشها در موارد زکام  و تسکین سرفه، بی اختیاری دفع ادرار و انواعی از استسقا مفید است. گل گاوزبان را در شروع بیماریهای سرخک و مخملک، به منظور دفع سموم از بدن، میخورند. در استعمال خارجی از له شده برگهای این گاوزبان برای تحلیل ورم آبسه ها و کاهش درد آنها استفاده میشود.گیاه تازه گاوزبان از نظر حکمای طب سنتی گرم و تر میباشد و خشک آن گرم و خشک است و در مورد خواص آن معتقدند که مدّر، معرّق و آرامبخش است. و تمام اعضای گیاه بخصوص گلهای آن مفرّح و مقوی اعضای رئیسه بدن است و مسهل ملایمی برای صفرا و سودا میباشد و برای بیماریهای سوداوی، سرسام و با خود حرف زدن، وسواس، مالیخولیا، خشونت در گلو و سینه، سرفه، تنگی نفس، یرقان و سنگ کلیه و مثانه اثر مفید دارد ولی مضر طحال است، از این نظر باید از صندل سفید استفاده کرد. دم کرده آن با نبات یا شکر و یا عسل برای رفع خشونت سینه، قصبه ریه، سرفه و تنگی نفس مفید است. دمکرده گاوزبان:خواص: این دمنوش تقویت کننده اعصاب بوده و استرس و دلهره را از بین می برد. نوشیدن این دمنوش برای برطرف کردن سرماخوردگی و سرفه ناشی از آن موثر است. نوشیدن این نوشیدنی نفخ معده را برطرف می کند. این دمنوش برای سلامت کلیه و مجاری ادراری مفید است. به علت وجود منیزیم در گل گاو زبان این دمنوش خاصیت پیشگیری از برخی سرطان ها را دارد. همچنین این دمنوش تقویت کننده سیستم ایمنی بدن می باشد.برای عرق کردن، آرامش و لینت مزاج مفید است. اگر در دمکرده لیموترش اضافه شده و با نبات یا عسل هم شیرین شود در آرامش اعصاب و نشاط تأثیر بیشتری دارد.مضرات :مصرف زیاد این گیاه در دوز بالا یا در دراز مدت، میتواند باعث بروز سرطان کبد و یا آسیب به این عضو مهم شود.

۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۴ ، ۱۹:۵۵
aziz ghezel

کندر به عنوان معرّق، مدّر، قابض و قاعده آور استفاده میشود و در موارد روماتیسم و ناراحتی پوستی و بیماریهای عصبی تجویز میشود.گازها را تحلیل میبرد و برای تقویت حافظه نافع میباشد. از خونریزیهای خارجی و خونروی از سینه جلوگیری میکند. اگر با مصطکی خورده شود، صاف کننده صدا و آواز است و خفقان را رفع میکند و اگر با صمغ عربی خورده شود برای رفع بدبویی بینی و تنگی نفس و سرفه مزمن رطوبی نافع است. اگر با عسل خورده شود برای رفع فراموشی مفید است. اگر تا چند روز هر روز 3 گرم آن را در آب بخیسانند و ناشتا بخورند برای رفع فراموشی و زیادی بلغم مفید است. مالیدن آن مخلوط با عسل به چشم برای التیام جراحت چشم و جذب خون مردگی آن در رفع درد چشم و خارش و جرب و گرد آن برای التیام زخمهای بد چشم بسیار نافع است. به طور خودرو کندر را حکمای طب سنتی یکی از مفیدترین داروها برای بیماریهای چشم میدانند. اگر با شراب شیرین مخلوط شود و چند قطره از آن در گوش ریخته شود، برای تسکین درد گوش نافع است و اگر با شکر خورده شود برای ضعف معده و تحلیل و نفخ گازهای غلیظ و خشک کردن رطوبتها، تحریک هاضمه، بند آوردن قی، اسهال خونی و خونریزی از مقعد، بواسیر و رحم مفید است. استفاده از ضماد آن با سرکه برای ناراحتیهای خاصی که انسان در آن موارد، احساس میکند مورچه روی بدنش راه میرود، نافع است. ضماد آن با روغن زیتون و عسل برای درد مفاصل و دردهای سرد و درد استخوانها که مزمن شده باشد و با روغن کنجد برای تحلیل ورمهای سفت مفید است. اگر کندر را با زرده تخم مرغ عسلی بخورند برای ازدیاد نیروی جنسی، افزایش تولید اسپرم مفید است خصوصا اگر با جوز بوّا و بسباسه خورده شود. مقدار خوراک آن تا 2 گرم و اسراف در خوردن آن موجب سوزانیدن خون و بلغم میشود. در گرم مزاجها ایجاد سردرد و مالیخولیا و جنون مینماید در این موارد باید شیربرنج خورد و از ادامه خوردن کندر صرفنظر نمود.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۴ ، ۱۹:۱۸
aziz ghezel

ریشه گیاه به عنوان مدّر و اصلاح کننده مزاج و در موارد استسقا و کولیک تجویز میشود.کرفس دارای مواد معدنی منیزیوم و پتاسیم می‌باشد که برای آرامش اعصاب و بیماریهای روحی نظیر (Vertigo) مفید می‌باشند. کرفس همچنین دارای مقدار زیادی ویتامینهای ک. و سی است که آنتی اکسیدان بوده، موجب کاهش تورم یاخته‌های بدن، سم‌زدایی و مبارزه با روماتیسم و بیماری‌های سرطانی می‌گردند. کرفس در کاهش چربی خون بسیار سودمند است. تخم آن محرّک، مقوی قلب، بادشکن، مدّر و قاعده آور و به عنوان ضدعفونی کننده در موارد برونشیت و آسم و برای رفع ناراحتیهای کبد و طحال مصرف میشود.خوردن آن برای نفس تنگی، درد پهلو، سکسکه، رفع قی و دل پیچه و درد شکم مفید است. محرک اشتها و نیروی جنسی میباشد. اگر با داروهای مسهل خورده شود به عمل آنها کمک میکند. ضد نفخ و بازکننده گرفتگی ها و انسداد کبد و طحال می باشد. مدّر است و قاعده آور و برای پاک کردن کلیه، مثانه، سرخجه، سرخک، لرزهای بلغمی، دردهای لگن خاصره، سیاتیک، نقرس، درد پشت و اکثر بیماریهای سردبلغمی مفید است. اگر آب آن با آب انار و شکر جوشانیده و خورده شود به عنوان ضد سم اثر میکند و خوردن دم کرده برگ و بیخ آن برای مقابله با داروهای سمّی کشنده و نیش گزندگان سمّی مفید است.ریشه گیاه برای رفع عوارض مربوط به وجود اسیداوریک و سنگ کلیه و مثانه و یرقان و وجود آلبومین در ادرار و رفع سرفه مفید است.در موارد التهاب کلیه مصرف آن تجویز نمیشود.تخم کرفس را برای رفع بیخوابی، کاهش وزن، عصبانیت، انواعی از سرطان، افزایش ترشحات عادت ماهیانه و سقط جنین تجویز شده است. و در برخی موارد برای تحریک نیروی جنسی تجویز شده است. سایرخواص کرفس  :1 - سرشار از ویتامین ث 2 - کاهش فشار خون 3 - ضد سرطان 4 - تقویت کننده دستگاه گوارش 5 - پیشگیری از یبوست 6 - آرامش اعصاب 7 - کاهش وزن

۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۴ ، ۱۸:۴۵
aziz ghezel

کافور ماده ای است که از جوشاندن و تبخیر قطعات ریزشده ساقه، شاخه و ریشه درخت به دست می آورند و به شکل قطعاتی به وزن 100-75 کیلوگرم به بازار می آورند. البته این کافور خام است و برای مصارف دارویی و طبی آن را از طریق تصعید و یا تقطیر تصفیه مینمایند و با نامهای کافور ژاپنی و کافور چینی در بازار به فروش میرسد.کافور جسمی است سفید شفاف متبلور، دارای بوی تند، نافذ و طعم تیز و معطّر.سبکتر از آب است و در مجاورت هوای آزاد فرّار میباشد.کافور نه فقط در درخت کافور وجود دارد بلکه روغن فرّاری است که در عده زیادی از گیاهان یافت میشود از جمله در گیاهان صاصفراس، دارچین، خولنجان، زرنباد، هل و گیاهان دیگری نظیر آزربه، لاواند، اکلیل کوهی همه اسانس روغنی فرّاری دارند که در آن مقدار زیادی کافور وجود دارد.کافور معمولا چون مخلوط و غیر خالص به بازار عرضه میشود باید با آزمایشهایی از درجه خلوص آن اطمینان حاصل کرد. روشهای مختلفی برای این آزمایشها هست از جمله اگر کافور را روی یخ و برف بگذارند و آتش بزنند، اگر مانند شمع مشتعل شد، خالص است و الّا غیر خالص میباشد. دوم اینکه قطعه شیشه ای را روی آتش گذارند و روی آن قدری کافور بریزند، اگر تمام کافور سوخت و چیزی نماند خالص است. راه دیگر اینکه اگر کمی از آن را بر شقیقه بمالند، اگر خنکی و سردی بسیار در چشم ظاهر شد و آب از چشم آمد، خالص است. سرانجام اینکه بوی کافور خالص شبیه بوی ترنج و لیمو است و برای حفظ آن باید در شیشه ضخیم سرتنگی بریزند و درب آن را محکم ببندند تا حتی الامکان سطح کمتری از آن در مجاورت هوا قرار گیرد.کافور در استعمال خارج برای معالجه التهاب ها و ورم آبسه ها و روماتیسم کاربرد دارد. کافور خاصیت ضد عفونی کردن و تحریک قلب دارد.به علاوه برای معالجه بیماریهای جهاز تنفسی مفید است و در مورد مسمومیت از تریاک به عنوان پادزهر مورد توجه است.کافور از نظر طبیعت طبق نظر حکمای طب سنتی ایران سرد و خشک است ولی با کمال تعجب در هند آن را گرم و خشک میدانند. از نظر خواص حکما طب سنتی معتقدند که فرح آور است و مقوی دماغ و قلب و برای رفع تبهای عفونی و ذات الجنب و زخمهای ریه، سل و اسهال گرم مفید است. رفع تشنگی و مسکّن التهاب کبد و کلیه و سوزش مجاری ادرار است. اگر با گلاب و گل سرخ به پیشانی مالیده شود، مسکن سردرد گرم میباشد. اگر با آب گشنیز و سرمه ساییده و مخلوط کرده و به چشم مالیده شود، باعث جلوگیری از برآمدن دانه در پلک میگردد و اگر دانه برآمده است، فروکش میکند. اگر قطره محلول آن با آب گشنیز تازه در گوش ریخته شود برای تسکین درد گوش گرم و قطع خونریزی از بینی نافع است. غرغره آن با گلاب برای تسکین درد دندان کرمخورده و زخمهای دهان مفید است. پاشیدن گرد آن روی زخمها و جراحتهای بد در مورد زخمهای گرم و جراحات تازه و قطع خون و تسکین درد آنها نافع است. برای سردمزاجان مضر است و معده را ضعیف میکند و نیروی جنسی را کاهش میدهد. استشمام بیش از اندازه آن موجب سفید شدن مو، پیری، قطع اشتها، قطع نسل و تولید سنگ مثانه و سنگ کلیه است لذا در این قبیل موارد باید ادویه گرم مانند گل قند، روغن سوسن، بنفشه و نرگس خورده شود.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۴ ، ۱۷:۱۶
aziz ghezel